تبليغاتX
مهندسی معدن JavaScript Codes
وبلاگ دانشجویان معدن دانشگاه صنعتی سهند



تصویر

اطلاعات اولیه

کربناتها گروهی از کانیها هستند که در آنها ، بنیان 2-CO3 وجود دارد. این بنیان به صورت مثلثی است که اکسیژن در گوشه‌ها و کربن در وسط آن قرار دارد. در ساختار کربناتها ، این مثلثها بوسیله کاتیونها در ارتباط می‌باشند. به علت جانشینی یونها ، سری کامل محلول جامد بین یونهای کلسیم ، منیزیم ، آهن و منگنز وجود دارد.

تعداد محدودی از کربناتها در طبیعت فراوانند، اما اغلب آنها کمیابند. کربناتها در چهار گروه کلسیت ، آراگونیت ، دولومیت و گروه کربناتهای آبدار مس قرار دارند.
http://daneshnameh.roshd.ir/

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:27  توسط فرخ شفیعی  | 

 

در بيشترموارد ، مواد معدنى پس از استخراج مستقيما قابل استفاده در صنعت نبوده و بايد پر عيار شوند پرعيارسازى همان کانه آرايى مواد معدنى است که با جدا کردن مواد بى ارزش يا باطله از مواد با ارزش صورت مى گيرد و باعث بالا رفتن عيار و در نتيجه کيفيت ماده معدنى مى گردد . امروزه نقش و تاثير عمليات پرعيارسازى مواد معدنى در افزايش ارزش افزوده آنها و روشن نمودن وضعيت ميليونها تن ذخيره معدنى که در حال حاضر بدون استفاده باقى مانده است ، بر هيچکس پوشيده نيست . عمليات کانه آرايى و فرآورى نه تنها موجب بالا بردن ارزش افزوده مواد معدنى مى گردد ، بلکه مى تواند در ايجاد و توسعه صنايع معدنى کارساز باشد . به علاوه به استفاده بهينه از موادمعدنى در حال بهره بردارى نيز کمک مى نمايد . مديريت کانه آرائى و فرآورى سازمان براى نيل به اهداف فوق با بهره گيرى از امکانات خود در دو مقياس آزمايشگاهى و نيمه صنعتى آماده ارائه خدمات به بهره داران معادن براى يافتن روشهاى افزايش عيار و کاربرد مواد معدنى در صنايع کشور مى باشد

 

قديمى ترين گزارشى که در مورد کانه آرائى در سازمان وجود دارد به سال 1340 باز ميگردد که توسط شخصى به نام عيسيويج تهيه شده است .در سال هاى بعد کارشناسان سازمان ملل يعنى دکتر جرج آلتان که دانشيار کالج فنى هاليفاکس کانادا بوده است به ايران آمده وآزمايشگاه کانه آرايى را در سازمان زمين شناسى تاسيس مى کند. وى علاوه بر تاسيس آزمايشگاه وبعد از آن کارخانه نيمه صنعتى به بررسى وتحقيقات کانه آرايى نيز دست مى زند .تاريخ اولين گزارشى که از وى بجاى مانده مربوط به سال 1343 است .وى ظاهرا تا سال 1350 در گروه کانه آرايى سازمان به فعاليت مشغول بوده است. آقاى مهندس آصفى که کارشناسى ارشد خود را از همان کالج هاليفاکس گرفته بوده است تقريبا همزمان با دکتر آلتان تحقيقات کانه آرايى خود را در سازمان شروع کرد واولين گزارشى که از وى  باقى است مربوط به سال 1344 است.شايد استاد وشاگرد همزمان در سازمان مشغول به کار شده باشند .

به فاصله کوتاهى بعد از ايشان يعنى سال 1346 آقايان  خوانخواجه رهجو , وفروزش فعاليت خود را در اين بخش آغاز مى کنند .آقاى آصفى غير از همان سه سال اول (44تا 46 ) ديگر گزارشى ندارد. آخرين گزارش آقاى رهجو نيز به سال 1352 بر مى گردد اما آقايان خوانخواجه وفروزنش به ترتيب تا سال 54 و55 فعال بوده اند.ضمنا آقاى رده ظاهرا در سال 1353 وارد اين بخش از سازمان شده و تا سال 56 فعاليت کرده است .آقاى تارخ نيز کارشناسى بوده که در سال 55 يا56 در اين بخش شروع بکار کرده و تا سال 1362در آنجا باقى مانده است .پس از 1360 , بجز آقاى تارخ کارشناس ديگرى در اين گروه نبوده وتنها افراد ماندگارى که از سال 61 و64 تا کنون در اين بخش مشغول بکار بوده اند عبارتند از آقايان رئيسى واميني.در اين 22 سال بعد از انقلاب اسلامى نيز کارشناسانى در اينجا مشغول به کار شده ولى به دلايل مختلف سازمان را ترک گفته اند.

اهداف ووظايف گروه:

1- تعيين نحوه پرعيار سازى کانيهاى مختلف وتحقيق ومطالعه در خصوص روش هاى جديد به منظور بهبود روش هاى متداول

2-  انجام کليه عمليات مربوط به تغليظ وفر آورى مواد معدنى در مقياس آزمايشگاهى ونيمه صنعتى وتهيه گزارش هاى لازم ونيز بررسى مسائل ومشکلات فنى کارخانجات فر آورى وتغليظ مواد .

3- تغليظ وتهيه محصول پرعيار از مواد معدنى مختلف در آزمايشگاه نيمه صنعتى سازمان بمنظور  طراحى وتعيين نوع ومشخصات واحدهاى تغليظ وفر آورى مواد مورد نياز معادن کشور.

 

توانايى هاى گروه 

نمونه بردارى وانجام آزمايشات کانه آرايى در مقياس آزمايشگاهى, بهينه سازى عوامل موثر در پرعيار سازى , ارائه فلوشيت وانجام آزمايشات نيمه صنعتى

 

ارتباط  با ساير بخش ها وگروهها سازمان وسازمان هاى ديگر

-        وجود ارتباط سيستماتيک با آزمايشگاه XRD,XRF  و تجزيه شيميايى

-        ارتباط با بخش اکتشاف سازمان براى بررسى نمونه هاى اکتشافى که به گروه محول مى شود.

-        ارتباط با گروههاى مهندسى معدن بعضى دانشگاهها براى انجام تحقيقات مورد نظر سازمان بصورت پايان نامه هاى دانشجويى

-         ارتباط با سازمان صنايع ومعادن استانها براى اطلاع از مشکلات کانه آرايى استانها

-        ارتباط با شرکت هاى معدنى بمنظور انجام خدمات مورد نظر آنها

 منبع: www.gsi.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 12:56  توسط سجاد غلامي  | 

 
اين سنگهاي پرورده آتش، زماني توده‌اي داغ و مذاب را به نام ماگما تشکيل مي داده‌اند، که سرد شدن تدريجي ماگما، آنها را به سنگ سخت و جامد تبديل کرده است. بنابراين گدازهاي که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمين جاري مي‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگي آذرين را بوجود مي‌آورد.
  
   انواع سنگهاي آذرين
   با سرد شدن و انجماد ماگما - سنگ مذاب متحرکي است که دماي آن بين 700 تا 1200 درجه سانتيگراد (1300 تا 2200 فارنهايت) ميباشد- سنگهاي آذرين تشکيل ميشوند. اکثر ماگماهاي سطح زمين از نوع مذاب سیليکاتي ميباشند.
   تشکيل شدن سنگهای آذرین یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.
  
   سنگهای آذرین خروجی:
   سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.
  
   •سنگهای آذرین نفوذی:
   به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.
  
   oلاکولیت‌ها
   oسیل‌ها
   oدایک‌ها
   oلوپولیت‌ها
   oپاتولیت‌ها
   oفاکولیت‌ها
   oاستوک‌ها
  
   طبقه بندي سنگهاي آذرين
   براي طبقه بندي سنگهاي آذرين روشهاي مختلفي وجود دارد. اين روشهاي طي 100 سال گذشته تحول پيدا کرده و کاملتر شده اند. هر طبقه بندي براي اهداف خاصي مورد استفاده دارد و نمايانگر يک روش خاص از مطالعه سنگهاي آذرين ميباشد.
  
   کليه طبقه بنديهاي مورد استفاده براي سنگهاي اذرين بر دو معيار استوار هستند: محتوي کاني شناسي سنگ و بافت (اندازه دانه ها). يک طبقه بندي کامل، طبقه بندي است که هر دو مورد را شامل شود. البته در طبقه بندی سنگهاي آذرين اغلب اوقات هر دو مورد، استفاده ميشوند. به عنوان نمونه گرانيت سنگ دانه درشت با رنگ روشن است. سه طبقه بندي اصلي براي سنگهاي آذرين وجود دارد:
   1.طبقه بندي رنگ/بافت
   2.طبقه بندي مودال که بر اساس ترکيب کاني شناسي و بافت استوار است.
   3.طبقه بندي نورماتيو که بر اساس شيمي سنگ استوار است.
  
   1.طبقه بندي رنگ/بافت: کانيهايي که در بالاي سري واکنشي باون قرار ميگيرند، داراي رنگهاي تيره ميباشند (به عنوان مثال، پيروکسن و آمفيبول) و کانيهايي که در قسمتهاي پايين سري باون قرار گرفته اند داراي رنگهاي روشن هستند (به عنوان مثال، پلاژيوکلاز سديم دار و کوارتز). از لحاظ ترکيب شيميايي ماگما، ماگماهايي که در بالاي سري واکنشي باون قرار ميگيرند مافيک هستند، ماگماهايي که در وسط اين سري قرار ميگيرند از نوع حدواسط ميباشند و ماگماهيي که در بخشهاي پائيني آن قرار ميگيرند از نوع فلسيک ميباشند. ماگماهاي مافيک سنگهاي تيره اي که داراي کانيهاي تيره هستند، مانند بازالت توليد ميکنند، ماگماهاي حدواسط سنگهاي با رنگ حدواسط همچون ديوريت ايجاد ميکنند و ماگماهاي فلسيک سنگهاي روشني همانند گرانيت تشکيل ميدهند. اگر چه طبقه بندي براساس رنگ و بافت به نظر کامل مي آيد اما داراي خطاهاي بسيار زيادي است.
  
   2. طبقه بندي مودال که بر اساس ترکيب شيميايي کاني و بافت استوار است. طبقه بندي مودال سنگهاي آذرين را بر اساس ميزان فراواني نسبي 5 کاني که جز کاني اصلي تشکيل دهنده آنهاميباشد، انجام ميشود. اين کاني هاي عبارت هستند از:
   1. کوارتز
   2. آلکالي فلدسپار ( ارتوکلاز، آلبيت (پلاژيوکلاز سديم دار) يا آنورتيت (پلاژيوکلاز کلسيم دار).
   3. پلاژيکلاز
   4. فلدسپاتوئيدها (کاني هاي فقير از سيليس).
   5. کانيهاي مافيک (مانند پيروکسن و آمفيبول).
  
   طبقه بندي مودال، شامل نام سنگهاست مانند گرانيت، بازالت و ديوريت. اين طبقه بندي در يک دياگرام مثلثي است که بين محدوده هاي مختلف آن مرزهاي مشخص وجود دارد. در مجموع، اسامي که در اين طبقه بندي به کار ميروند، مانند طبقه بندي رنگ/بافت است. البته در طبقه بندي مودال به جاي رنگ، بيشتر به محتواي کاني شناسي توجه ميشود. در مودال از نمودار درصد فراواني کاني ها استفاده ميشود.
   براي شناسايي سنگها در اين طبقه بندي چند کار اساسي بايد صورت گيرد. اولين کار اين است که درصد کوارتز موجود در سنگ تعيين شود. به عنوان مثال اگر سنگ بيش از 20% کوارتز داشته باشد، نمونه در سه گروه آلکالي گرانيت، پلاژيوگرانيت يا گرانوديوريت قرار ميگيرد.
   دومين کار اين است که درصد فلدسپارها را در سنگ تعيين نماييم. سومين مرحله اين است که مخلوط 50/50 از فلدسپارها و مافيکها در سنگ مشخص شود و در نهايت سنگها به 4 گروه وسيع تقسيم ميشوند.
  
   3. طبقه بندي نورماتيو: اين روش طبقه بندي، به آساني دو روش قبلي يعني سيستم رنگ/بافت يا ترکيب شيميايي/بافت نميباشد. در اين طبقه بندي سنگهاي آذرين از نظر مجموعه کانيايي متفاوت هستند، اما از نظر شيميايي تقريباً يکسان ميباشند. مجموعه کانيايي و ترکيب شيميايي نشاندهنده منشا اوليه سنگها است.
   از روش نورماتيو براي بررسي فرآيندهاي تکتونيک صفحه اي نيز استفاده ميشود.
   در روش طبقه بندي نورماتيو سنگهاي آذرين در جايگاههاي (که نمايانگر سنگهايي است که از يک ماگما حاصل شده اند) مشخصي تعريف ميشوند و هر جايگاه داراي شيمي خاص خود ميباشد. 4 جايگاه اصلي تعريف شده است که شامل کوماتئيت، تولئيت، کالک – آلکالن و آلکالن ميباشند. با مشخص شدن يکي از آين جايگاهها ميتوان به راحتي درباره تاريخچه زمين بحث کرد.
  
   1.شيمي
   2.تفريق
   3.تکتونيک
  
   شيمي:
   از نظر شيميايي سه شاخصه شيميايي وجود دارد: ميزان اشباع شدگي از سيليس، غني شدگي از آهن و شاخص آلکالي.
   با استفاده از شاخصه ميزان اشباع شدگي مقدار SiO2 موجود در در ماگما يا سنگ تعيين ميشود. شرايط تحت اشباع از سيليس، شرايطي است که مقدار SiO2 آنقدر کم است که امکان تشکيل کوارتز و کانيهايي مانند فلدسپارها وجود ندارد. در نتيجه کانيهاي فقير از سيليس يعني فلدسپاتوئيدها مانند نفلين و سوداليت تشکيل ميشوند. حالت فوق اشباع از سيليس حالتي است که مقدار SiO2 به حدي است که کوارتز متبلور ميشود. اگر مقدار SiO2 قابل توجه باشد اين امکان وجود دارد که بازالت کوارتزدار تشکيل شود (ترکيبي که معمولاً متعارف نميباشد).
   با استفاده از شاخص آلکالي مقدار کلسيم از قسمتهاي بالاي سري واکنشي باون با توجه به مقدار مجموع سديم و پتاسيم در بخشهاي تحتاني سري واکنشي باون محاسبه ميشود. شاخصهاي آلکالي بالاتر از 1 نشانه مقدار کلسيم بالا است. شاخصهاي کمتر از يک نشانه کلسيم پايين و سديم و پتاسيم بالا است.
   بر اثر تفريق عناصر تيره ماگما از آن جدا شده و مقدار سديم و پتاسيم در ماده مذاب باقيمانده افزايش پيدا ميکند. سريهاي ماگمايي تولئيت، کالک – آلکالن و آلکالن به ترتيب دراي شاخصهاي آلکالي کمتر از يک، يک و بيشتر از يک ميباشند که نشاندهنده روند تفريق ميباشد.
   با افزايش روند تفريق، مقدار آهن کاهش پيدا ميکند. در واقع با اندازه گيري مقدار آهن روند تغييرات کانيهاي فرومنيزين در سري واکنشي باون مشخص ميشود. مقدار آهن در کماتئيتها پايين است زيرا مقدار عناصري مانند منيزيم، نيکل و کرم بسيار بالا ميباشد.
  
   تفريق:
   تحول ماگمايي يا در داخل صفحات و يا در حاشيه آنها رخ ميدهد. زمانيکه تحول ماگمايي در درون صفحات اتفاق مي افتد، به عنوان مثال، در يک سري کالک – آلکالن سنگها از ديوريت به گرانيت يا در سري کماتئيتي سنگها از پريدوتيت به بازالت يا آندزيت تحول پيدا ميکنند.
   اگر تحول ماگمايي در بين صفحات رخ دهد، مانند قوسهاي آتشفشاني ، در اولين مراحل فعاليت ماگمايي، ماگما حالت فوق اشباع از سيليس دارد و شاخص آلکالي آن بيشتر از يک ميباشد، سپس ماگما تحول پيدا ميکند و به يک ماگماي تحت اشباع با شاخص آلکالي کمتر از يک تبديل ميشود. به اين ترتيب ابتدا ماگماي تولئيتي، سپس کالک – آلکالن و بعد آلکالن تشکيل خواهد شد.
   فرآيند تحولي ديگري که رخ ميدهد اين است که يک سنگ تفريق يافته مجدداً دچار تفريق شود. مثلاً يک ماگماي ديوريتي تفريق يافته در يک باتوليت جانشين شده و منجمد ميشود. اگر باتوليت مذکور حرارت ببيند، محصول ثانويه اي که به اين ترتيب تشکيل ميشود تفريق يافته تر و فلسيک تر خواهد بود (گرانيت) و ماده مذاب باقيمانده بيشتر بقاياي مافيک خواهد داشت. ممکن است سنگي از يک سري ماگمايي مجدداً تفريق پيدا کند و با ماده مذاب سري ديگري مخلوط شود.
  
   تکتونيک:
   يکي از مهمترين موارد سريهاي ماگمايي ارتباط آنها با رژيمهاي تکتونيکي مختلف است. اين علم براي شناسايي و شبيه سازي حوادث تکتونيکي قديمي (زماينکه بسیاري از شواهد از بين رفته اند يا در دسترس نميباشند) مفيد است. با آناليز شيمي سنگها، زمين شناسان قادر خواهند بود که فرآيندهاي تشکيل دهنده سنگها را شبيه سازي کنند.
   تفريق در دو رژيم تکتونيکي اوليه اتفاق مي افتد. تفريق ممکن است در مرکز ريفت رخ دهد. سنگهاي اوليه فوق اشباع از سيليس (کماتئيتهاي آرکئن) به سطح زمين را پيدا ميکنند و دچار ذوب تفريقي ميشوند. ماده مذاب تولئيتي است و به سطح زمين ميرسد و بازالتهاي بالشي و دايکهاي ورقه اي پوسته اقيانوسي را تشکيل ميدهد. ماده ذوب نشده برجامانده معمولاً اولترامافيکهاي تحت اشباع از سيليس بوده که در گوشته به صورت 4 لايه افيوليتي باقي ميمانند.
   دومين نوع تفريق در مرزهاي همگرا اتفاق مي افتد. پوسته اقيانوسي تولئيتي از مرکز ريفت دور ميشود تا اينکه عمل فرورانش را انجام دهد. پوسته مذکور طي فرورانش گرم ميشود و به صورت تفريقي ذوب ميشود. معمولاً اولين مواد مذابي که در نزديکي گودال اقيانوسي فوران ميکنند، تولئيتها هستند، با گذشت زمان مواد مذاب به ماگماي کالک – الکالن تحول پيدا ميکنند. ماگماي کالک – آلکالن سازنده قوسهاي آتشفشاني است. در نهايت ماده مذاب تحول يافته آلکالن خواهد بود. ماده مذاب آلکالن از تفريق ثانويه ماده مذاب يا سنگ کالک – آلکالن حاصل شده است. بقاياي تفريق در زون فرورانش اولترامافيکها يا پريدوتيتها هستندو به سمت گوشته پايين ميروند و در گوشته باقي مي مانند.

 

 

فرستاده شده توسط یوسف شجاعی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 12:31  توسط سجاد غلامي  | 

 

برای عملیات مختلف معدنکاری در معادن روباز٬ علاوه بر ماشین آلات عمومی معدن از ماشین های ویژه ای استفاده میشود  که عملیات حفاری و بار گیری را انجام میدهند . مشخصه این ماشین ها در آن است که به علت عدم محدودیت فضا در معادن روباز ابعاد آنها را بزرگ در نظر میگیرند و این امر سبب میشود که ما شینهای یاد شده با راندمان بالا کار کنند و استفاده از آنها اقتصادی باشد . مهمترین ماشینهای ویژه معادن روباز به شرح زیر است :

 

بیل مکانیکی  (power shovel)

 

بیل مکانیکی یکی از متداولترین ماشینهای معدن روباز می باشد در مواردی که سنگهاو مواد معدنی نرم باشند   ٬ این دستگاه عمل حفر و بارگیری را تواما بر عهده دارد در مورد سنگها و مواد معدنی سخت ٬ ابتدا آتشباری انجام میگیرد و سپس از بیل مکانیکی برای بارگیری مواد استفاده میشود . امروزه برای کار در معادن مواد نرم –به ویژه معادن زغال سنگ – بیلهای مکانیکی بزرگی ساخته شده است که ظرفیت برخی به بیش از 138 متر مکعب نیز میرسد.این ماشین از قسمتهای مختلفی مانند ارابه٬ موتور و جرثقیل٬ دکل ٬بازو و صندوقه تشکیل شده است.

 

                  

دراگلین(drag line)

 

 

وسیله ای است که  برای خاکبرداری و حفر مواد نرم در قسمتهای گود به کار میرود . شکل عمومی این دستگاه نیز شبیه بیل مکانیکی  اما صندوقه این دستگاه به دو رشته کابل متصل است که به وسیله این کابل ها میتوان آن را در قسمتهای مختلف به کار برد .به طور مختصر شیوه کار این دستگاه به این صورت است که ابتدا کابلها را رها میکنند و صندوقه دستگاه را به پایین گودال میفرستند سپس به وسیله کابل دیگری آنرا روی زمین میکشند که به این ترتیب صندوقه از مواد معدنی پر میشود

 

           

 

بیل چرخشی (bucket wheel excavator)

 

 

یکی از ماشینهای متداول در معادن روباز و به ویژه معادن زغال می باشد قسمت اصلی این دستگاه را چرخ بسیار بزرگی تشکیل میدهد که قطر آن به 16 متر نیز میرسد. این چرخ ٬ زواید سطل مانندی دارد که در نقاط مختلف محیط آن معلقند و ضمن گردش چرخ و تماس آن با  مواد معدنی باعث حفر این مواد میشود و سطلها از مواد پر میشوند  و پس از رسیدن به قسمت بالای چرخ مواد درون سطلها بر روی نوار نقاله ای ریخته میشود  . راندمان این دستگاه هنگام کار بسیار بالا میباشد . انواع معمولی آن قادر است تا 1500 متر مکعب در ساعت مواد معدنی را حفر و  به وسیله نوار نقاله خود به فاصله 130 متری منتقل کند از این رو وسیله بسیار مناسبی برای باطله برداری از روی مواد معدنی میباشد

 

    

 

 

           

 

بولدوزر(bulldozer)

 

در جلو دستگاه یک بیل بزرگ و در عقب آن چنگکهایی وجود دارد و دستگاه روی زنجیر حرکت میکند  همن گونه که میدانیم مواد معدنی یا باطله نرم  را به وسیله بیل حفر میکنند ولی برای  مواد سخت تر ازبولدوزر استفاده میشود .

   

  

 

حفر کننده برجدار (tower excavator)

 

 

این دستگاه شبیه دراگلین است و معمولا همراه با سایر ماشینهای معادن روباز از قبیل بیل مکانیکی و دراگلین به کار میرود به ویژه به هنگام بازسازی معادن روباز از این وسیله استفاده میشود زیرا بیل یا دراگلین قسمتهای بالای قسمتهای بازسازی شده را به خوبی نمیتوانند پر کنند .دستگاه دارای دو برج متحرک در جلو وعقب است که آندو را به ترتیب در قسمت انبار باطله و در جلو قسمتی که هنوز استخراج نشده است قرار میدهند . در بالای برجها قرقره هایی وجود دارند که چند رشته کابل از درون آنها عبور میکنند . به ای کابلها صندوقه ای متصل است که در اثر حرکت کابلها بین دو برج نوسان میکند و مواد باطله را به بالای انبار این مواد منتقل میکند.

 

 

بیل هیدرولیکی(hydraulic excavator)

 

این دستگاه نیز شبیه بیل مکانیکی می باشد با این تفاوت که حرکت صندوقه آن توسط چند بازوی هیدرولیکی انجام میشود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 16:41  توسط سجاد غلامي  | 

There are three steps to a tunnel's success.Today, engineers know that there are three basic steps to building a stable tunnel. The first step is excavation: engineers dig through the earth with a reliable tool or technique. The second step is support: engineers must support any unstable ground around them while they dig. The final step is lining: engineers add the final touches, like the roadway and lights, when the tunnel is structurally sound

Based on the setting, tunnels can be divided into three major types

Soft-ground tunnels...
are typically shallow and are often used as subways, water-supply systems, and sewers. Because the ground is soft, a support structure, called a ,tunnel shield must be used at the head of the tunnel to prevent it from collapsing

Rock tunnels
require little or no extra support during construction and are often used as railways or roadways through mountains. Years ago, engineers were forced to blast through mountains with dynamite. Today they rely on enormous rock-chewing contraptions called tunnel boring machines
Hoosac Tunnel interior
North Adams, Massachusetts

Image of the Hoosac Tunnel

 

Forces that act on Solid-Rock Tunnels.

Rock Tunnel: Forces
The rock walls are very dense and can support themselves. Some sections of the rock are less dense than other sections. These loose chunks of rock push on the sides of the tunnel.

Underwater tunnels are particularly tricky to construct, as water must be held back while the tunnel is being built. Early engineers used pressurized excavation chambers to prevent water from gushing into tunnels. Today, prefabricated tunnel segments can be floated into position, sunk, and attached to other sections

Tunnel segment being floated into position
Boston Harbor, Massachusetts

Ted Williams Tunnel
 TO BE CONTINUED

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 22:25  توسط امیرحسین جوادی  | 

 

 

 

آشنایی

·         گسل‌ها عبارت از شکستگی‌هایی هستند که در آنها ، سنگهای طرفین صفر شکستگی ، به موازات این صفحه لغزش پیدا می‌کنند و به کمک همین مشخصه ، می‌توان آنها را از درزه‌ها تشخیص داد. لغزش گسل‌ها در انواع مختلف متفاوت است. از چند میلیمتر تا چندین کیلومتر تغییر می‌کند.

·         در بعضی موارد ، یک گسله به صورت مجزا دیده می‌شود ولی در پاره‌ای حالات ، چندین گسله موازی و نزدیک به هم دیده می‌شوند که به نام منطقه گسله نامیده می‌شوند. گاهی نیز بدون این که یک شکستگی مشخص در سنگها دیده ‌شود، سنگها نسبت به هم تغییر مکان می‌یابند که منطقه بین آنها ، به نام منطقه برش موسوم است.

مشخصه‌های گسله‌ها

مهمترین مشخصه‌های گسله‌ها به شرح زیر است:


·         امتداد گسل :
از آنجا که در بسیاری حالات ، صفحه گسل یک سطح مستوی و یا حداقل در منطقه مورد مطالعه ، به حالت مستوی است، لذا شیب و امتداد صفحه گسل را همانند شیب و امتداد طبقات اندازه گیری می‌نمایند. در حالت کلی ، امتداد گسل ، امتداد یک خط افقی در سطح گسل است، که مقدار آن نسبت به شمال بیان می‌شود.

·         شیب گسل :
زاویه بین سطح افق و سطح گسل را شیب گسل می‌نامند. در این رابط متمم زاویه شیب به نام هید ( Hade از زاویه بین) تعریف می‌شود.

·         زاویه ریک یا پیچ:
این زاویه عبارتست از زاویه بین خطی که اثر حرکت گسل را در روی صفحه آن نشان می‌دهد با خط افقی که در صفحه گسل قرار دارد.

·         زاویه میل :
زاویه بین خط موجود در صفحه گسل با صفحه افقی را زاویه میل نامند.

·         کمر بالا و کمر پایین ( فرا دیواره و فرو دیواره ) :
قطعه روی سطح گسل را کمر بالا و قطعه زیر آن را کمر پایین می‌نامند. این اصطلاحات در مورد گسلهای قائم صادق نیست، چون در این حالت بالا و پایین سطح گسل مفهومی ندارد.

تقسیم‌بندی گسلها

گسلها را بر اساس اصول مختلف طبقه‌بندی می‌کنند که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:


طبقه‌بندی بر اساس شیب صفحه گسل :


·         گسل پرشیب :
در این نوع گسل شیب صفحه گسل ، بین 30 تا 80 درجه می‌باشد.

·         گسل کم شیب :
در صورتیکه شیب صفحه گسل از 30 درجه کمتر باشد، گسل را کم شیب می‌نامند.

·         گسل عمودی :
اگر شیب صفحه گسل بیشتر از 80 درجه باشد، گسل را عمودی می‌نامند.

 

 

 

 

 

طبقه‌بندی زایشی گسلهاک :


اساس این طبقه‌بندی ، نوع حرکت نسبی در امتداد گسلها است که خود ناشی از نحوه تشکیل و مکانیسم توسعه گسل است. بر همین اساس ، گسلهای زیر در این رده قرار می‌گیرند.


·         گسل‌ نرمال یا عادی :
به این نوع گسل ، گسل مستقیم یا وزنی نیز می‌گویند که در آن کمر بالا نسبت به کمر پایین به طرف پایین حرکت کرده است. این گسل‌ها بر اساس حالت گسل نسبت به چینه‌بندی به انواع زیر تقسیم می‌شوند:

o        گسل مطابق :
در این حالت شیب سطح گسل در جهت شیب طبقات است.

o        گسل نامطابق :
در این حالت شیب سطح گسل در خلاف جهت شیب طبقات است.

·         گسل معکوس :
گسل معکوس ، گسلی است که در آن کمر بالا به طرف بالا حرکت کرده باشد. در حالت کلی شیب گسل بیشتر از 45 درجه است. گسل معکوس به دو حالت زیر دیده می‌شود:

o        راندگی ( سوارشدگی ) :
به گسل معکوسی که شیب آن کمتر از 45 درجه باشد، راندگی گویند. این گسل به نام گسل زیر رانده نیز معروف است.

o        رو راندگی :
گسل رو رانده ، گسل معکوسی است که زاویه شیب آن کمتر از 10 درجه و لغزش کلی آن زیاد باشد.

o        گسل امتداد لغز :
در این گسلها جابجایی کلی ( لغزش کلی ) به موازات امتداد گسل است، یعنی لغزش امتدادی غالب بر لغزش شیبی است.

طبقه‌بندی بر اساس حالت گسل نسبت به چینه‌بندی :


·         گسل چینه‌ای :
در این حالت سطح گسل موازی سطح چینه‌بندی است.

·         گسل مطابق و نامطابق :
بر حسب اینکه شیب گسلها در جهت یا خلاف جهت شیب طبقات باشد، گسل مطابق یا نا مطابق مطرح است.

طبقه‌بندی بر اساس وضعیت گسل نسبت به طبقات اطراف :
وضعیت گسل نسبت به طبقات مجاور اساس این طبقه‌بندی را تشکیل می‌دهد و در آن گسلها به انواع زیر تقسیم می‌شوند:


·         گسل امتدادی :
گسلی است که امتداد آن موازی یا تقریبا موازی امتداد لایه‌بندی است.

·         گسل مورب :
گسلی است که امتداد آن موازی یا تقریبا موازی امتداد لایه‌بندی است.

·         گسل طولی :
در گسل طولی امتداد گسل با امتداد لایه‌بندی هم جهت است.

·         گسل عرضی :
چنانچه امتداد گسل بر امتداد لایه بندی یا ساختهای زمین‌شناسی ناحیه عمود یا تقریبا عمود باشد، گسل را عرضی می‌نامند.

·         گسل شیبی :
در گسل شیبی ، امتداد گسل موازی یا تقریبا موازی جهت شیب لایه‌بندی و یا سیستوزیسته سنگهای اطراف است.

·         گسل چرخشی :
نوعی گسل است که در آن یک یا هر دو قطعه گسل حول یک محور که عمود بر سطح گسل است، دوران نموده است.

 

 

 

 

 

طبقه‌بندی گسلها بر اساس طرح آنها:
در این روش گسلها را بر مبنای وضعیت آنها نسبت به یکدیگر طبقه‌بندی می‌نمایند، این تقسیم‌بندی، شامل انواع زیر می‌شود:


·         گسلهای موازی :
این گسلها دارای شیب و امتداد یکسان یا تقریبا یکسان بوده و با یکدیگر موازیند.

·         گسلهای شعاعی:
این گسلها تقریبا همگی از یک نقطه منشعب می‌شوند. این