شاول نوع دراگ لاین و الکتریکی

وبلاگ انجمن علمی - دانشجویی مهندسی معدن دانشگاه صنعتی سهند

| سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 22:5 | توسط:enayat khojasteh | |||
| dustane aziz,salaam.bande az faroghottahsilane daneshgahe sanatie sahand dar mohandesie ektesafe madan hastam ke alan mashghule tahsile doktora dar alman mibasham. weblog e shoma ra betore tasadofi didam va az kare khubetan kheili khoshhal shodam.omidvaram ke baraye erteghaye madan va tolid dar iran shoma va hameye madaniha movaffagh bashand.az inke betunam be shoma komaki bekonam,kheili khoshhal mishavam.bazam behetun tabrik migam va motmaennam ke movaffagh mishid. ghorbane shoma khojasteh | ||||
همانگونه كه استحضار داريد يكي از اهداف اصلي ما از به راه اندازي اين وبلاگ معرفي رشته مهندسي معدن بود در راستاي اين امر در صدد تبديل اين وبلاگ به سايتي جامع در زمينه مهندسي معدن ميباشيم.
در اين راستا از شما براي انتخاب نام و آرمي مناسب درخواست همكاري داريم.
نام انتخابي براي آدرس سايت حدالامكان بايد كوتاه و اختصاري مرتبط با اسم فعلي وبلاگ باشد.
همچنين از عزيزان خواهشمند است در رابطه با وضع فعلي وبلاگ چه از نظر كمي و چه از نظر كيفي نظرات خود را اعلام دارند.
![]()
کمپاس وسیله ای است که برای اندازه گیری شیب و امتداد لایه میتوان از آن استفاده نمود
در داخل محفظه کمپاس دو تراز به نامهای کروی و لوبیایی که از اولی برای تراز کردن کمپاس با امتداد شیب و از دیگری برای یافتن تندی شیب لایه مورد نظر استفاده میشود.
برای تشخیص امتداد لایه قسمتی از کمپاس را که در شکل پشت آن آینه ای میباشدرا به صورت مماس بر لایه قرار داده و آن را با استفاده از قسمت کروی داخل محفظه تراز مینماییم با توجه به عقربه موجود در داخل محفظه جهت شمال را مشخص کرده و میزان انحراف لا یه از آن را به دست میآوریم.
برای اندازه گیری شیب لایه کمپاس را به طور کامل باز کرده و آن را ا قسمت بغل کاملا مماس بر لایه قرار میدهیم سپس با استفاده از کنترل قسمت لوبیایی که در قسمت پشت محفظه و تراز لوبیایی داخلی را کاملا تراز مینماییم و سپس عدد نشان داده شده توسط دستگاه را از درجه بندی داخلی دستگاه میخوانیم که بیانگر شیب لایه میباشد.
|
گروه مهندسي اكتشاف معدن | ||
|---|---|---|
|
مدير گروه:مهندس رضا احمدي مقدمه: معدنكاري و استفاده از مواد معدني , قدمت هزاران ساله دارد يعني از زماني كه بشر طلا را در معادن روباز و يا رودخانه ها كشف و با وسايل ابتدايي استخراج كرد. به معدنكاري پرداخت كاري كه در آن زمان با وسايل ابتدايي و هزينه اي كم امكان پذير بود و به همين دليل نياز به دانش و تخصص خاصي نداشت اما امروزه معدنكاري حرفه اي بسيار پيچيده و پرهزينه است چرا كه اكنون معادن , عميق تر , لايه هاي غني , تهي تر و عيار فلز كانه ها كمتر شده است ودر مواردي ذخاير نفت و كانه هاي طلا , نقره , جيوه و حتي آهن كاملاً ازبين رفته اند و به همين دليل برخلاف گذشته كه گاه افراد عامي با يك بيل و كلنگ و چند ديناميت به سراغ معادن مي رفتند و موفق به كشف ذخاير غني معدني مي شدند امروزه مكتشفين و كارشناسان معادن هر كشور براي كشف و استخراج مواد معدني بايد مجهز به دانشي باشند كه در رشته مهندسي معدن تدريس مي شود و در آن به اكتشاف و ارزيابي ذخاير معدني ، روش هاي استخراج بهينه و ارزيابي سيستم هاي نگهداري زيرزميني و يا روزميني در طول مدت بهره برداري از معدن مي پردازند. در كشور ما نيز مواد معدني پايه استوار صنايع هستند. استقلال ، بي نيازي اقتصادي و پيشرفتهاي همه جانبه تا حدي در گروي شيوه استخراج و كاربرد مواد معدني است و از آنجا كه پژوهش ها و كاوشهاي پيگير براي شناسايي و بهره برداري از معادن در زمره مهمترين اهداف بشمار مي روند مي بايد با تهيه و اجراي برنامه هاي مناسب و فراگير و تلاش مداوم بر آن بود تا در آينده اي نزديك بتوان نيازهاي تمام شاخه هاي صنايع داخلي را در همين منابع فراهم آورد و زمينه را براي گسترش صنايع مختلف آماده و در نتيجه ارز مورد نياز كشور را تامين كرد.
معرفی رشته: رشته مهندسي معدن به لحاظ دربرداشتن كليت خاص درباره چند رشته مهندسي ديگر مي تواند در تصدي امور اجرايي و فني بسيار كارآمد باشد از جمله اين زمينه ها به جز موارد خاص معدني مي توان به حفر فضاهاي زيرزميني مطالعات و اجراي اكتشاف و استخراج معادن مورد نياز سدها و ديگر سازه هاي عمراني بزرگ ، حفاري و تزريق و اشاره كرد. رشته مهندسي معدن داراي دو گرايش «اكتشاف» و «استخراج» معدن است. هدف مجموعه كارشناسي مهندسي اكتشاف معدن به عنوان يكي از مجموعه هاي آموزش عالي در زمينه مهندسي معدن، تربيت كارشناساني براي به كارگيري تكنيك هاي اكتشافي گوناگون به منظور كشف آنومالي ها، تعيين نوع و شكل توده و كانسار، محاسبه ذخيره ارزيابي اقتصادي و بررسي مسايل استخراج و كانه آرايي ماده معدني است. مهندسي معدن تنها محدود به اكتشاف و استخراج معدن نمي شود بلكه قلمرو فعاليت اين رشته بسيار وسيع تر از كار در معدن است. به عنوان مثال يك مهندس معدن مي تواند به اكتشاف ساختاري بپردازد يعني به منظور اطلاع از وضعيت زمين، يك رشته تحقيقات و عمليات زمين شناسي انجام دهد كه اين كار براي ساخت يك ساختمان بزرگ، شهرك، كارخانه و يا ايجاد راه ها و بزرگراه ها ضروري است. در كل، مهندسي معدن ارتباطي تنگاتنگ با زمين شناسي دارد و كارشناس اين رشته بايد اطلاعات كاملي از مباحث زمين شناسي و بررسي هاي داخل زمين داشته باشد. بنابراين مي توان گفت كه مهندسي معدن در تغيير چهره اقتصادي و اجتماعي هر منطقه و شكوفايي اقتصاد معدني آن نقش بسيار مهمي دارد. تاسیس دوره کارشناسی اکتشاف معدن در دانشکده فنی اراک-دانشگاه علم و صنعت ایران استان مركزي با توجه به ساختار زمين شناسي آن و واقع بودن در زون سنندج - سيرجان و ايران مركزي يكي از استانهاي بسيار غني از نظر مواد معدني است. بزرگترين محور سرب خيز ايران (ملاير- اصفهان) در اين استان قرار گرفته كه باعث به وجود آمدن معادن بزرگي از سرب و روي از قبيل عمارت، حسين آباد ولكان شده است. در بخش هاي بزرگي از اين استان، شيل هاي آهكي مارني توسط توده هاي آذرين گرانيتي ، گرانوديوريتي و توناليتي قطع شده و در بعضي نقاط كاني سازي عناصري از قبيل آهن در شمس آباد و كوه پلنگ، منگنز و مس در ساوه، تنگستن در نظام آباد، قلع و موليبدن و طلا در آستانه را به دنبال داشته است. وجود ذخاير عظيمي از سنگ هاي تزئيني مانند سنگ چيني، مرمريت، تراورتن، معادن مصالح ساختماني مثل گچ، آهك، شن و ماسه كوهي. معادن سيليس ، فلوئورين، باريت و خاكهاي صنعتي - كه تامين كننده منابع اوليه كارخانه هاي شيشه سازي، كاشي سازي ، سراميك سازي پوكه صنعتي و… هستند- و همچنين كشف بزرگترين ذخيره سولفات سديم (ماده اصلي تمام شوينده ها) ايران كه هنوز عمليات اكتشاف آن به پايان نرسيده همگي دلالت بر غني بودن اين استان از نظر مواد معدني دارد. پتانسيل هاي كشف شده، بخش اندكي از پتانسيل واقعي استان مركزي است و هنوز در بسياري از نقاط عمليات اكتشافي سيستماتيك انجام نگرفته است. در حال حاضر از مجموع 139 معدن شناخته شده، بيش از 95 معدن فعال هستند كه يكي از مشكلات عمده آنها عدم وجود نيروهاي متخصص و اهل فن در معادن است، به طوري كه برابر آمار سالهاي گذشته ، كمتر از يك درصد از نيروي شاغل در معادن، كارشناس هستند و از اين تعداد نيز تعداد بسيار كمي، تخصص اكتشاف و استخراج معادن دارند. تاسيس رشته مهندسي معدن (اكتشاف) در واحد اراك دانشگاه علم و صنعت ايران با عنايت به ضرورت تربيت متخصصان معدن و با توجه به بررسي هاي كارشناسي كميسيون صنعت ، معدن و امور زير بنايي (از مجموعه شوراي پژوهش و فن آوري استان) و به دنبال نشست هاي مكرر با دست اندركاران اين رشته از جمله مديريت و كارشناسان اداره كل معادن و فلزات استان و مسئولان استان و تاكيدات آنان صورت گرفت. راه اندازي اين رشته مي تواند گامي موثر در تامين مواد اوليه، اشتغال جوانان و بهره برداري اصولي از ذخاير و پتانسيل هاي معدني استان مركزي باشد رشته مهندسي معدن - اكتشاف در سال 79 با پذيرش 30 دانشجو در واحد اراك دانشگاه تاسيس شده و برنامه درسي آن شامل: 140 واحد درسي در قالب 20 واحد دروس عمومي، 34 واحد دروس پايه و 86 واحد دروس اختصاصي است. در حال حاضر 5 عضو ثابت دانشکده فنی مهندسی اراک دانشگاه علم و صنعت ايران شناسي، مهندسي معدن و ژئوتكنيك در اين واحد مستقر هستند. ضمنا با توجه به اشتراك تعداد قابل توجهي از واحدهاي درسي با رشته مهندسي نقشه برداري، اين واحد از خدمات استادان تمام وقت اين رشته در اراك و استادان مرتبط دانشگاه مادر بهره مند مي باشد.
|
نفت (petroleum) چیست ؟
ريشه واژه نفت در زبان فارسي به طور يقين مشخص نيست. به عقيده زبان شناسان نفت از کلمه اوستايي ( نپتا ) گرفته شده است که کلدانيان و اعراب آن را از زبان مادي گرفته و ( نفتا ) خوانده اند . پتروليوم (petroleum) واژه اي لاتين هم ارز نفت است که از دو کلمه پترا (petra) به معني سنگ و (oleum) به معني روغن گرفته شده است .پتروليوم در واقع در مواد هيدروكربني است كه به صورت طبيعي عمدتاً در سنگ هاي رسوبي واقع مي گردد .
پتروليوم مي تواند به صورت فازهاي مختلف، از جمله فاز گازي، نظير گاز طبيعي (natural gas) ، فاز مايع، نظير نفت خام (crude oil) و فاز جامد، مانند قير (asphalt) در خلل و فرج و شكستگي هاي سنگ ها تجمع يابد.
نفت خام (Crude Oil) : مخلوطي طبيعي از هيدروكربن هاي مايع است كه هم در مخازن زيرزميني و هم در سطح، بعد از گذر از تفكيك كننده هاي مختلف به صورت مايع باقي مي ماند . خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن براي مهندسين مخزن و توليد بسيار مهم است زيرا خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن، برروي حركت سيالات درون مخزن و مقدار واقعي توليد هيدروكربن تأثير خواهد گذاشت . انباشته شدن مواد هيدروكربني در زير سطح زمين در سنگ هايي صورت مي گيرد كه توانايي نگهداري و انتقال سيالات را داشته باشند. اين سنگها، مخزن (reservoir) ناميده مي شوند . تجمع مواد هيدروكربني به صورت اقتصادي در سنگ مخزن منوط به وجود عوامل متعددي است.
مواد تشکیل دهنده نفت : بخش اعظم نفت خام از هيدراتهاي کربن تشکيل شده و مقدار کمي عناصر ديگر نيز به آن مخلوط ميگردد، که اين عناصر در زير با درصدشان نشان داده شدهاند. جدول ازسلي (1985) ، درا ين جدول عناصر ديگري مانند واناديوم ، نيکل و اورانيوم با درصد وزني حداکثر 0.1 در ترکيب نفت خام موجود هستند. بعلاوه در خاکستر نفت خام آثاري از عناصر C r ، Cu ، Pb ، Mn ، Sr ، Ba ، Mo ، Mg ، Ca ، Ti ، Al ، Fe و Si يافت ميشود که بعضي از عناصر بالا مانند V-Ni-U احتمالا در رابطه با عنصر ارگانيکي اوليه (مادر) بوجود آمده و بعضي ديگر از عناصر مشخصات ژئوشيميايي سنگ دربرگزيده را نشان ميدهند. قابل ذکر است که آثاري از نمک ، آب و سولفيد هيدروژن نيز درنفت خام مشاهده ميشوند.
خواص فيزيکي نفت خام : ويسکوزيته همانطور که نفت خام ممکن است با دخالت عواملي به رنگهاي زرد ، سبز ، قهوهاي ، قهوهاي تيره تا سياه مشاهده گردد، لذا ويسکوزيته متغير را براي آنها خواهيم داشت. بنابراين نفت خام درسطح زمين داراي ويسکوزيته بيشتر بوده و بعبارتي ويسکوزتر است. چون در مخزن زيرزميني يکي از عوامل دخيل حرارت موجود درمخزن ميباشد، که همراه با اين عامل ، عمق نيز موثر ميباشد. همچنين سن نفت را به لحاظ زمان مخزن شدن را درطيف تغييرات ويسکوزيته سهيم ميدانند.
ترکيبات مولکولي نفت خام: تعداد ترکيبات مولکولي نفت خام وابسته به سن زمين شناسي آن ، عمق تشکيل آن ، منشا آن و موقعيت جغرافيايي آن متغير ميباشد. براي مثال نفت خام Ponca city از Oklahoma شامل حداقل 234 ترکيب مولکولي ميباشد.
وزن مخصوص نفت خام از خواص فيزيکي نفت خام که ارزش اقتصادي نفت خام بر مبناي آن سنجيده ميشود، وزن مخصوص آن ميباشد. لذا سنجش و نحوه محاسبه فرمول آن مهم است. اکثر کشورهاي جهان ، وزن مخصوص نفت خام را برحسب درجه A.P.I که يک درجه بندي آمريکائي است، محاسبه ميکنند. مشابه همين درجه بندي و سنجش ، وزن مخصوص نفت خام را در کشورهاي اروپائي با درجه بندي Baume محاسبه ميکنند که از لحاظ مقدار اندکي از درجه A. P.I کمتر ميباشد.
تاثير درجه حرارت بر وزن مخصوص نفت خام : از عواملي که سبب تغيير در وزن مخصوص نفت خام ميشوند، تغييرات دما است. يعني با بالارفتن دما ، وزن مخصوص کمتر شده و به درجه A. P.I افزوده ميشود . همچنين بالا رفتن درجه حرارت اثر معکوس بر روي ويسکوزيته نفت خام ميگذارد.
انواع مختلف نفت برحسب A.P.I : نفت سنگين با 10 الي 20 درجه A.P.I نفت متوسط با 20 الي 30 درجه A.P.I نفت سبک با بيش از 30 درجه A.P.I مطلوبيت و ارزش نفت به موارد فوق و سبک يا سنگين بودن آن است.قطران و نفت سنگين نسبت به نفت خام از مطلوبيت کمتري برخوردار است، زيرا نميتوان به همان آساني آنها را به بنزين تبديل کرد و پس از فرآوري و پالايش آنها مقادير زيادتري از فرآوردههاي نفت سنگين بر جاي ميماند. همچنين آن حاوي گوگرد و نيتروژن زيادتري نسبت به نفت خام بوده و در برخي نواحي مقدار زيادي فلز ، بويژه نيکل و اناديوم دارد. مشخصات فوق در ميادين مختلف و حتي افق هاي مختلف يک ميدان متفاوت است و در قيمت آن تاثير مي گذارد .
پنج عامل لازم براي تجمع اقتصادي نفت و گاز :
1) سنگ منشأ بالغ (mature source rock) كه توليد هيدروكربن کرده است که سنگ دانه ريز غني از مواد آلي كه در حرارت معيني به بلوغ رسيده و داراي نفت و گاز قابل بهره برداري است .
2) سنگ مخزن (reservoir rock) كه بتواند هيدروكربن را در داخل خود جا دهد و داراي تخلخل (توان ذخيره) و تراوايي (توان انتقال) باشد .
3) مهاجرت هيدروكربن بين سنگ منشأ و سنگ مخزن (migration pathway) عملي باشد .
4) پوش سنگ (cap rock) ناتراوا كه از خروج نفت از داخل سنگ مخزن جلوگيري كند .
5) تله نفتي (oil trap) كه در آن نفت به صورت اقتصادي متمركز گردد .
سازند هايي که در زاگرس داراي پتا نسيل نفت و گاز هستند عبارتند از :
نفت : آسماري، افق بنگستان و سروک، ايلام، کژدمي، داريان، بخش آهکي خليج و فهليان، سورمه
ميـدان هاي گازي زاگرس را ميتوان به دو واحد بزرگ « گروه دهــرَم » و « جوان تر از دهرَم » تقسيم كرد. ميدان هاي گازي گروه دهرَم سازندهاي فراقون، دالان، كنگان ، بيشتر از نوع ميدان هاي بسيار عظيم و عظيم اند كه از آن جمله مي توان به ذخاير پارس جنوبي، پارس شمالي، كنگان، نار، آغار، دالان، وراوي اشاره كرد. مهم ترين ميدان هاي گازي جوانتر از دهرَم عبارتند از: ميدان هاي تنگ بيجار در سازند سروك، سرخون در سازند جهرم و عضو گوري، گورزين در سازند آسماري، سَلَخ در سازندهاي سروك و فهليان، گشوي جنوبي در سازندهاي سروك، پايده و آسماري، سورو در سازندهاي گدوان و داريان.در ايران مرکزي در حوضة قم، در دو ميدان نفتي به نام هاي « البرز » و « سراجه » سازند آهكي قم سنگ مخزن است كه تاكنون 9 حلقه چاه اكتشافي در آن حفر شده است. ذخيرة خارج شده از ميدان البرز در حدود 20 ميليون بشكه بوده است. در فوران چاه شمارة 5 اين ميدان، كه اولين چاه به نفت رسيده در اين ميدان است، براي مدت سه ماه، روزي 80000 بشكه نفت از اين چاه فوران كرده است. ميدان گازي سراجه كه در خاور قم و در جنوب خاوري تاقديس البرز قرار دارد، تاقديسي با ذخيرة گازي در حدود 3/0 تريليون فوت مكعب است. دو منطقه کپه داغ هم منابع هيدروکربني به صورت گاز در مخازن خانگيران وجود داردنفت خام به جهت وجود ترکيبات گوگرد بوي نامطلوبي دارد.
فرستاده شده توسط يوسف شجاعي
The Fault availWizard is an arc-reflection system, which is considered the best technologyable for locating failures in medium to high-voltage cables. An arc-reflection system is the combination of high-voltage impulse generator (also know as a 'thumper') and a TDR system.
A TDR system is basically a high frequency, low-voltage pulse generator in combination with an oscilloscope. The TDR pulse is sent down the cable and the voltage reflection (echo) from the cable is recorded as a waveform. The method behind arc-reflection technology is to "thump" the de-energized cable to produce an arc at the fault point and simultaneously send a TDR pulse down the cable to reflect off of the arc.
The time it takes for the TDR pulse to travel down the cable to the arc and return is used to calculate the distance to the arc (fault). Arc-reflection systems work best on shielded cable because a low-resistive return path is needed for the TDR pulse to see the arc. Good results are typical with Mine Power Feeder (MPF), miner and trailing cables.
The Fault Wizard was designed to be easy to use and truly portable, weighing only 23kg. Minimum training is required to use the unit. Earlier arc-reflection systems required the user to interpret the TDR waveforms for determining the distance to the fault. The Fault Wizard uses a microprocessor and sophisticated programming to analyze the TDR waveforms and give an automatic readout of the distance to the fault. The Fault Wizard has a variable voltage output from 0 to 10 kV and can also be used as a cycle thumper, which is used to produce a periodic 'pop' at the fault location.
The Hi-Pot mode (DC output) is used to quickly test a cable to see if it actually contains a fault. It can also be used to produce continuous "buzzing" at the fault location. The unit also contains two standard 7AH rechargeable sealed lead-acid batteries. The internal battery charger can be set to 115VAC or 230VAC, 50Hz-60Hz inputs. An auxiliary battery pack or AC pack can be purchased as backup. The unit is built to be rugged and comes with a one-year warranty. Hundreds of Fault Wizards are presently being used by the electric utility and mining industry.
Like the Fault Wizard, the auxiliary battery pack contains two 7AH, lead-acid batteries. The batteries are connected in series for an output of 24V. A supplied cable is used to connect the battery pack to the 24 volt input port on the panel of the Fault Wizard. A 24V lead-acid battery charger is also provided along with an equipment cord used to plug the charger into an AC outlet. The battery charger automatically switches to trickle charge once the battery pack reaches full charge. The battery charger accepts 100VAC-240VAC, 50Hz-60Hz input.
An AC pack can also be purchased to provide 24V, 10A to the Fault Wizard. A supplied cable is used to connect the AC pack to the 24V input port on the panel of the Fault Wizard. An equipment cord is supplied to plug the AC pack into an AC outlet. The AC pack accepts 100VAC-240VAC, 50Hz-60 Hz input.

Faults are breaks in the continuity of rock strata or veins of ore, caused by movements of the earth's crust in which side by side surfaces are shifted or dislodged parallel to the plane of the fracture, commonly associated with earthquakes. Three different kinds of faults are: strike slip fault, thrust fault, and down-dropped fault.
One of the world's most famous faults known is the San Andreas Fault in California. It stretches 1000 km from the Imperial Valley in southern California, to the Point Arena on the northern coast. The fault line is also 9km in depth. It marks the boundary between the North America and the Pacific tectonic plates. San Andreas is known as a strike slip fault; it has displaced rocks for hundreds of miles. Because of this, every year, San Andreas pushes more pressure against the two plates it marks. It could cause another earthquake, a sudden movement of the earth's crust caused by pressure accumulated along tectonic faults or volcanic activity, like the one in Los Angeles that caused more then 34 million dollars in damages.
Scientists have confirmed the presence of an active, hidden earthquake fault system under Los Angeles. Other studies theorised that there was a fault there, but the new study used detail and rarely obtained information from the petroleum industry to confirm the fault. The so-called "behind-thrust" fault system is hidden beneath the earth's surface.
The fault they call the Peunte hills thrust is 40 km long, and runs from under downtown Los Angeles to the Coyote Hills in the Northern Orange County in California. The newly identified fault could generate an earthquake the size of the North ridge earthquakequake, which reached a 6.7 on the Richter scale, and caused more then 35 billion dollars in damages.
Photo courtesy of U.S. Geological Survey
به منظور آگاهی از شرایط زمین شناسی و ژئوتکنیکی اعماق بیشتر زمین ، معمولا گمانههایی حفر میشود. گمانه در واقع چاه قائمی است که توسط وسایل مکانیکی در خاک یا سنگ حفر میشود. گمانههای کم عمق گاه توسط دستگاه سادهای به نام اوگر (auger) که طرز کار آن مانند مته بخاری است، حفر میشوند. حفاری گمانهها به صورتهای مختلف انجام میشود. در روش حفاری ضربهای پیشروی توسط ضربات پی در پی به سر مته تیغهای شکل انجام میشود و مدار کنده شده و خرد شده هر چند مدت یکبار بوسیله ابزار مخصوصی به نام گل کش از چاه خارج میشود. حفاری ضربهای بیشتر در آبرفتها و رسوبات ناپیوسته ، مخصوصا اکتشاف زیر زمینی بکار میروند. نمونههایی که به این ترتیب بدست میآید، کاملا دست خورده است.
در ادامه مطلب به تشریح موارد زیر می پردازیم :
وسایل حفر گمانه
ماشین حفاری
لولههای جدار
لولههای حفاری
مته حفاری
روش حفر گمانه
برنامه ریزی عملیات حفاری
انتخاب وسایل
فاصله بین گمانهها
عمق گمانه
جهت یابی گمانه
1) نمونه سطحی گرفته میشود.
2) لوله جدار آغازین تا عمق 1 متری رانده میشود.
3) خاکهای داخل لوله جدار تا 10 سانتیمتری پایین تر از لبه خارج میشود (از همین مواد میتوان جهت حلقه بندی مصالح استفاده کرد.)نمونه گرفته میشود.
4) حفاری چاه برای یک متر بعد ادامه مییابد. پیشروی با راندن لوله جدار و برداشتن خاکهای داخل آن (مثل مرحله 3) یا با استفاده از گل روان (جهت تثبیت دیواره چاه و بالا آوردن نمونهها) انجام میشود.
5) چرخه فوق آن اندازه ادمه مییابد تا به عمق دلخواه برسیم (در حفاری یا برنامههای حفاری تکمیلی فواصل نمونه گیری به 3 تا 6 متر افزایش مییابد.)
6) در برخورد با سنگ لبه لوله جدار را در سطح سنگ قرار داده تا بتوان مغره گیری را با آب تمیز داد. آب سر مته را خنک و تمیز نگهداشته ، از کند شدن آن جلوگیری میکند.
7) موقعیت لوله جدار ، لوله حفاری و سر مته یا لوله حفاری و ابزارهای نمونه گیری ، در شروع هر مرحله پیشروی به دقت اندازه گیری و یادداشت میشود. باید دقت شود که چاه ریزش نکرده باشد و سر مته درست در ته چاه قرار گرفته باشد. همچنین نمونه گیری باید در 10 سانتیمتری زیر لوله جدار یا در عمق نهایی حفاری قبل از آغاز نمونه گیری باشد.
باید توجه داشت که دستیابی به گمانه کاملا افقی با اغلب روشهای موجود امکان پذیر نیست. زیرا معمولا در آغاز حفاری ، گرانش زمین سر مته را به سمت پایین میکشد. سپس با افزایش پیشروی ، نیروی گرانش به روی وزن زیاد لولههای حفاری عمل میکند که ممکن است حرکت به سمت بالای سر مته را باعث شود. تغییرات در کیفیت سنگ نیز ممکن است در تغییر راستای گمانه تاثیر بگذارد.
1) حفاری شوئیدنی (Wash boring)
10) ماشین های حفر تونل ( نحوه تخلیه ، قیمت آنها ، اجزاء این ماشین ها )
1) حفاری شوئیدنی (Wash boring)
این حفاری برای بدست آوردن نمونههای خاک ، حفاری اکتشافی برای بررسیهای اولیه ، حفر گمانه برای برخی آزمونهای برجا از جمله آزمایش SPT بکار میرود.
روش حفاری :بالا و پایین رفتن سر مته باعث سست شدن مواد زیر لوله تزریق آب میشود. آب با فشار زیاد از سوراخ سر مته خارج و خردهها را به خارج هدایت میکند.
مزایا : نیاز به کارگری با مهارت کم دارد. در همه نقاطی که برای وسایل سبک قابل دسترس باشند، قابل اجرا است.
محدودیتها : اجرای عملیات ، مخصوصا در عمق بیش از 10 متر کند است. نفوذ در خاک مقاوم مشکل و در سنگ غیر ممکن است. خارج کردن گراول از لوله جدار مشکل است و منجر به کاهش کیفیت نمونهها میشود. گرفتن نمونه دست نخورده مشکل است.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
این روش هم نمونههای خاک و سنگ را بدست میدهد و هم نمونههایی برای انواع آزمایشهای برجا ایجاد میکند. این روش در حفر گمانههای غیر قائم برای زهکشی افقی یا ایجاد مهار کاربرد دارد. امروزه کاربرد دستگاههای حفاری چرخشی بسیار متداول شده است. این دستگاهها را میتوان در هر نوع زمین بکار برد. ولی برتری کاربرد آنها در زمینهای نرم بیشتر است. پیشروی این دستگاهها در داخل سنگهای سخت به کندی صورت میگیرد. در این روش سر مته فولادی که متصل به انتهای لوله فولادی است، از سر چاه به کمک موتور ، حرکت دورانی مینماید. گل حفاری از داخل لوله به درون چاه تزریق شده و از اطراف لوله به سر چاه بر میگردد.
گل حفاری ضمن خنک کردن سر مته اعمال حمل خرده سنگهایی که بوسیله سر مته از ته چاه تراشیده شده است، به سر چاه و جلوگیری از فشار طبقات سست و ریزش آنها به داخل چاه را نیز انجام میدهد. با روش حفاری دورانی چاههای بسیار عمیق حفر میگردد. عمیق ترین چاه جهان که با این روش حفر گردیده در سال 1956 در لوئیزیانا (آمریکا) به عمق 21535 فوت بود که به نفت نرسید.
روش حفاری : پیشروی توسط سر مته برنده که در انتهای لوله حفاری قرار دارد و تحت فشار هیدرولیکی است، انجام میشود. دیواره چاه را معمولا گل نگاه میدارد.
مزایا : روشی نسبتا سریع است و میتواند در همه نوع مواد نفوذ کند. برای همه نوع نمونه گیری مناسب است.
محدودیتها : جابجا کردن وسایل در زمینهای ناهموار و باتلاقی مشکل است و محتاج راه مناسب است. همچنین محتاج سکوی تسطیح شده است. کارآیی حفاری با توجه به اندازه دستگاه متغیر است.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
این دستگاه سوراخهایی به قطر کوچک تا متوسط حفر میکند و بطور پیوسته نمونههای دست خورده میگیرد. معمولا در خاکهای دارای چسبندگی ، که چاه بدون لوله جدار ریزش نمی کند، انجام میشود.
روش حفاری: حفاری با چرخاندن رشته ممتد اوگرمارپیچی صورت میگیرد.
مزایا : روش سریع در خاکهای مقاوم و سنگ نرم است. پس از خروج اوگر ، اگر چاه باز باقی بماند، امکان نمونه گیری SPT وجود دارد.
محدودیتها : پس از خروج اوگر در مواد با چسبندگی کم یا دانهای و یا بدون چسبندگی ، چاه ریزش میکند و لذا عمق حفاری تا نزدیکی سیستم ایستابی محدود میشود. روشهای نمونه گیری محدود و نمونههای بدست آمده دست خوردهاند.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
این دستگاه سوراخهایی با قطر کم تا متوسط برای نمونه گیری از خاک حفر میکند.
روش حفاری: روش حفاری مشابه حالت قبل است با این تفاوت که ساقه مجوف به داخل زمین پیچانده میشود تا نقش یک لوله جدا را بازی کند.
مزایا : روش سریع خاکهای ضعیف تا نسبتا مقاوم است. گرفتن نمونههای SPT و UD امکانپذیر است. در خاکهای مقاوم حاوی لایههای شنی ، نفوذ به اعماق زیاد مشکل و به داخل قطعات سنگ غیر ممکن است. دست خوردگی قابل ملاحظهای ممکن است بر اثر مته اوگر در خاک بوجود آید.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
این روش برای حفر سوراخهای با قطر زیاد (تا 10 سانتیمتر) برای کسب نمونههای دست خورده و بررسی لایهها در خاکهای دارای چسبندگی که گمانه نیاز به حایل ندارد، مورد استفاده قرار میگیرد.
روش حفاری : با چرخاندن اوگر دارای قطر زیاد خاک بریده شده و گمانه حفر میشود.
مزایا : روشی سریع بوده و بررسی شرایط خاک در زیر زمین از نزدیک را امکانپذیر میسازد.
محدودیتها : عمق حفاری توسط سطح ایستابی و شرایط سنگ محدود میشود. ماشینهای بزرگتر محتاج راه دسترسی مناسب هستند. برای خاکهای بدون چسبندگی ، رسهای نرم و خاکهای آلی مناسب نیست. نمونهها دست خورده است.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
تنها در حفاری چاههای آب بکار میرود. نمونههای شسته شده توسط گلکش خارج میشود. عمق تا سنگ بستر را مشخص میکند. دستگاههای حفاری ضربهای و یا سوندوزهای ضربهای ، دستگاههای سادهای هستند که برای پژوهشهای آب یابی بسیار مناسب هستند. از این دستگاهها بیشتر برای چاههایی که در داخل سنگهای مقاوم حفر میشود، استفاده میکنند. اصول کار سوندوزهای ضربهای خردکردن سنگهاست که این عمل بوسیله متهای به نام مته حفاری یا ترپان انجام میگیرد. متهها بطور منظم از ارتفاع ثابتی روی سنگ فرود میآیند. دستگاه مجهز به یک خرک چهار قطبی و یا یک دکل است که متههای حفاری بوسیله یک قرقره برگشت روی آن آویزان میگردند.
این متهها دارای حرکت رفت و آمدی میباشند و به منظور اجرای مانورهای پائین و بالا رفتن ، از دستگاه رفت و برگشت جدا گردیده و به یک وسیلهای به نام چرخ قرقره که برای جاگذاری لولهها نیز بکار میرود، مربوط میباشند. خرکهای جدا شونده ، چوبی و یا فلزی هستند. پایهها روی دالهای سیمانی که قبل از مونتاژ دستگاه تهیه میشوند، قرار میگیرند. دکلهای خم شونده یا تلسکوپی ، سوندوزهای دستگاههای حفاری خود کار قابل حمل را مجهز مینمایند. ممکن است که این دکلها به صورت دائمی در پشت یک کامیون ثابت شده باشند. دکلها باید بوسیله کابلهای محکم روی بلوکهای سیمانی ثابت گردند .
روش حفاری : سر مته سنگین بالا آورده شده و رها میشود تا مواد شکسته شده و یک مخلوطی از خردهها و آب ایجاد شود که توسط گلکش با پمپهای ماسه کش خارج میشود. دیواره چاه توسط لوله جدار ، پابرجا نگاه داشته میشود.
مزایا : روشی نسبتا اقتصادی جهت تعبیه گمانههای با قطر زیاد (تا 60 سانتیمتر) در انواع مواد است.
محدودیتها : ابزارها بزرگ و پر زحمت است. در خاکهای قوی و سنگ به کندی انجام میشود. اغتشاشات اطراف سر مته که ناشی از ضربات پر انرژی سر مته است، به شدت بر مقادیر SPT تاثیر میگذارد. مغزه گیری و نمونه UD سنگ امکانپذیر نیست.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
برای حفر چاه آب و چاههای اکتشافی در داخل قطعه سنگها مناسب است.
روش حفاری : مشابه حفاری ضربهای است. شمعی که توسط نیروی دیزل رانده میشود برای راندن لوله جدار مضاعف استفاده میشود. در حالی که جریان هوا تراشهها را از لوله داخلی خارج میکند.
مزایا : نفوذ نسبتا سریع در قطع سنگها و قلوه سنگها است.
محدودیتها : مشابه حفاری ضربهای است، با این تفاوت که پیشروی به مراتب سریعتر است.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
این روش برای حفر گمانه برای آتشباری ، دوغاب زنی و مهار سنگ است. روش سریع برای حفر چالهای با قطر کم در سنگ سخت است. بهترین کاربرد را در سنگهای سخت تودهای دارد. نمونهها منحصرا به ذرات و تراشههای کوچک است. برای نمونه گیری بکار نمیرود. در سنگهای سست دارای شکستگی با لایههای رس یا شیل مرطوب ممکن است تمام لوله حفاری در سوراخ باقی بماند.
روش حفاری : ضربات و چرخیدن سر مته ، سنگ را خرد میکند و تراشهها توسط فشار هوا خارج میشود.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
بر حسب گزارشی که به چهارمین کنگره جهانی نفت در سال 1955 در رم داده شد، شوروی سابق نوعی حفاری دورانی ابداع کرده بود که در آن سر مته به جای آنکه به کمک لوله فولادی دوران نماید، بوسیله توربینی که به عنوان نیروی محرکه از گل حفاری و یا الکتریسیته استفاده مینماید، حرکت میکند. در این روش قسمت متحرک تنها سر مته در عمق چاه خواهد بود. بنابراین میتواند سرعت دورانی به مراتب بیشتری داشته باشد. از نظر سرعت عملی که این روش دارد، دارای برتری اقتصادی زیادی است. بر حسب گزارش فوق 65 درصد کل حفاریهای نفتی شوروی سابق با این روش بوده است. این روش اکنون در اروپا و آمریکا نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^><^
10) ماشین های حفر تونل
در این قسمت به معرفی یکی از ماشین های حفر تونل که تونل را به صورت تمام مقطع حفر می کند
می پردازم.این ماشین ها تمام مقطعهای دایره ای را یک جا حفر می کنند و معمولا آنها را به نام ماشین های تونل حفر کن می نامند و با علامت اختصاری t.b.m که حروف اول نام انگلیسی دستگاه است از آنها نام می برند .کامل و گسترش این دستگاه ها سبب شده است که آهنگ پیشروی تونل ها در حد قابل توجهی افزایش یابد.
امروزه در سنگ های نسبتا سخت نیز برای حفر تونل از این ماشین ها استفاده می کنند.بعد از سال ها تلا ش و ساخت انواعی از این نوع ماشین ها کوشش های بعدی به منظور ساخت ماشین های تمام مقطعی بود که شرایط سخت زمبن شناختی قادر به حفر تونل باشد که آهنگ پیشرفت و تکامل در این زمینه در مقایسه با پیشرفت های اولیه این ماشین ها محدود تر است.در واقع شروع این تحقیقات کوشش های رابینز در سال 1957 میلادی برای ساخت ماشین هایی بود که بتواند در سنگ های خیلی سخت نیز با راندمان معقول تونل حفر کند.
در آن زمان به تدریج این دستگاه ها سنگینتر و محکم تر شد ند و توان آنها نیز افزایش یافت اما پیشرفت آنها در زمینه حفر سنگ های محکم کند است.به عنوان مثال عملکرد نوعی از این دستگاه ها که مجهز به هر دو سیستم برش ناخنی و دسکی بود برای حفر در سنگهای آهکی سیلتی که در بین آنها لایه هایی با مقاومت 140mpa وجود داشت راضی کننده نبود. سر انجام ناخن ها به طور کلی حذف شد و حفر تونل تنها با استفاده از دیسک های حفار ادامه یافت.
تقسیم بندی ماشین های( t.b.m) tunnel boring machine به صورت زیر است :
1) open t.b.m 2) single t.b.m 3) d.s t.b.m
قسمت های اصلی این نوع ماشین ها به شرح زیر است:
1.بدنه 2.صفحه حفار 3.ابزار برش 4.چنگ زنها 5.جک های رانش صفحه حفار
نحوه تخلیه مواد حفر شده توسط ماشین : مواد حفر شده به وسیله سیستم ویزه ای که معمولا مرکب از سطل های تعبیه شده پیرامون صفحه حفار است از جلوی جبحه کار جمع آوری شده و به داخل نوار نقاله ای که از داخل دستگاه می گذرد به پشت ماشین هدایت می شود گرچه معمولا محدودیتی برای ابعاد مواد حفر شده و انتقال آنها وجود ندارد اما اگر ابعاد حفر شده خیلی زیاد باشد ممکن است گیر کنند وعمل اتقال را متوقف سازند.از طرفی مواد خیلی نرم نیز علاوه بر مشکل تهویه ممکن است مخلوتی را تولید کنند که به شدت ساینده باشند. در بعضی از این نوع ماشین ها در مجاورت صفحه حفار پرده هائی تعبیه می شود که گرد و غبار را می گیرند این ذرات در اثر اسپری آب جدا می شوند.
قیمت این ماشین ها : قیمت tbm گران است و بیشتر به نوع سفارش داده شده به کارخانه سازنده و نوع سنگ های حفر شونده بستگی دارد . ولی در کل قیمت آنها را می توان در حدود 7 یا 8 میلیارد تومان در نظر گرفت باید دوباره بگویم که حدود قیمت این است و بسته به شرایط قیمت آنها ممکن است کمتر یا بیشتر باشد.از مهم ترین سازند گان این نوع ماشین ها می توان از شرکت ویرث نام برد.
.

جهت اعمال نیروهای فشاری که منجر به فشرده شدن و ضخیمتر شدن صفحات پوسته میشود.

تنش کششی:
در صورتی که تنش وارده تمایل به کشیدن توده سنگی ( و یا هر جسمی که به آن اعمال میشود ) داشته باشد تحت عنوان تنش کششی شناخته میشود که باعث طویلتر شدن آنها میگردد. 

تنش برشی:
وقتی یک دسته کارت را بر روی زمین قرار دهید و با دست خود آنها را به جلو برانید نمونه ای از تنش برشی را بر آن وارد نموده اید. در صورتی که تنش برشی بر توده سنگها وارد گردد باعث لغزش صفحات در کنار یکدیگر میشود. 

حال که با انواع عوامل ایجاد تغییر شکل آشنا شدیم، باید بدانیم که اجسام هم در مقابل عوامل تغییر شکل رفتارهای مختلفی از خود نشان میدهند. در قسمت بعد با انواع تغییر شکلهای مواد ( و همچنین سنگها ) در برابر نیرو و تنش آشنا میشویم.
تغییر شکلهای ارتجاعی و غیر ارتجاعی:
تعریف تغییر شکلهای ارتجاعی و غیر ارتجاعی باعث خواهد شد تا بتوانیم درک کاملی از مکانیزم ایجاد تغییر شکلها در پوسته زمین و نحوه ایجاد آنها داشته باشیم. هر مادهای بر روی کره زمین، دارای خصوصیات فیزیکی منحصر بفردی است. ولی غالبا اساس این خصوصیات یکسان میباشد. یکی از این خصوصیات فیزیکی که در این قسمت به آن میپردازیم، نحوه عکس العمل مواد در برابر نیروی وارده بر آنها میباشد. برای مثال یک میله فلزی باریک ( یا خط کش فلزی ) را در نظر بگیرید. اگر بخواهیم این میله را خم کنیم، در جریان خم کردن این میله با دو مرحله مختلف روبرو میشویم که عبارتند از:
مرحله تغییر شکل ارتجاعی (الاستیک[3]):
اگر میله فلزی را اندکی خم کنیم، پس از آنکه آن را رها میکنیم، شاخه به حالت طبیعی خود بازمیگردد. در این مرحله گفته میشود که چوب در حالت ارتجاعی خود قرار دارد. در این حالت هر جسم دقیقا همانند یک فنر عمل نموده و نیروی وارده را در خود ذخیره کرده و پس از برطرف شدن نیرو آن را آزاد نموده و به حالت اولیه خود باز میگردد.
مرحله تغییر شکل غیر ارتجاعی (پلاستیک[4]):
اگر نیرویی که به میله وارد میکنیم، از میزان معینی بیشتر باشد و در نتیجه میله از میزان معینی بیشتر تغییر شکل دهد، پس از رها کردن، دیگر به حالت اولیه خود باز نمیگردد و مقداری از تغییر شکل بصورت دائمی در آن باقی خواهد ماند. که در اصطلاح علمی گفته میشود چوب از مرحله الاستیک خارج شده و وارد مرحله پلاستیک شده است.
مواد شکل پذیر و شکننده
هر ماده ای میتواند مقدار خاصی نیرو را تحمل نموده و همچنان ارتجاعی بماند. اگر نیرو از مقدار مشخص فراتر رود، دیگر جسم ارتجاعی نخواهد ماند و وارد مرحله غیر ارتجاعی میشود. مواد در مرحله ای که به حد ارتجاعی خود میرسند، به دو گونه این تغییر شکل دائمی را متحمل میشوند. یا همانند میله فلزی فوق جاری میشوند که به آن "جاری شدن[5]" میگویند یا همانند یک شاخه خشک چوب بصورت ناگهانی میشکنند که به اینگونه مواد "شکننده[6]" میگویند..


بسیاری از ما این پدیدهها را مشاهده کرده ایم و شاید برایمان امری بدیهی و طبیعی باشد، ولی جالب خواهد بود اگر بدانیم این پدیده تقریبا در مورد تمام مواد فیزیکی موجود در این جهان هستی نیز صادق است. شاید تصور آن که حتی یک صخره سنگی بزرگ و یا منزلی که در آن زندگی میکنیم نیز دارای چنین رفتاری هستند و یا با هر قدم گذاشتن بر روی زمین، خاک زیر پایمان تغییر شکل میدهد کمی دور از ذهن باشد. دلیل آن هم این است که بدلیل تفاوت عملکرد و جنس و ابعاد مواد مختلف، هر کدام از آنها تغییر شکلهای متفاوتی را متحمل میشوند که غالبا برای ما غیر قابل احساس است. در واقع ما در دنیایی از فنر با مشخصات مختلف زندگی میکنیم.
درخت بزرگتری را تصور کنید، معمولا کسی نمیتواند با نیروی طبیعی خود تغییر شکل محسوسی را در کل درخت ایجاد نماید. ولی همه ما دیده ایم که با وزش باد، درختان چگونه به رقص درمی آیند. پس به این نتیجه میرسیم که با نیروی بیشتری میتوان حتی اجسامی که در نظر اول صلب و غیر قابل تغییر شکل بنظر میرسند را خم کنیم.
این پدیده در صفحات سنگ کره که در فصل قبل در باره آن بحث نمودیم نیز صادق است. و نیرویی که میتواند چنین توده های بزرگی از سنگ و خاک را جابجا نماید از جریان ماگما در داخل کره زمین حاصل میشود.
مشخصات فیزیکی سنگ کره:
حال تمام مواردی که تا بحال مطالعه نمودیم را در زمین مورد بررسی قرار میدهیم.
پوسته کره زمین همانند تمام مواد دارای رفتار ارتجاعی و غیر ارتجاعی در برابر نیرو میباشد و برخی موارد بصورت شکل پذیر و گاهی بصورت شکننده به این تغییر شکل پاسخ میدهند. با جریان ماگما بدلیل همرفت در داخل کره زمین، نیرویی بر پوسته ها وارد میشود و پوسته ها تمایل دارند که بر اثر این نیروی وارده جابجا شوند. از طرف دیگر بدلیل اصطکاکی که بین و داخل صفحات سنگ کره زمین وجود دارد این نیرو بصورت تغییر شکلهای ارتجاعی در صفحات ذخیره میشود. و در نهایت وقتی این مقدار تغییر شکل ارتجاعی از حد تحمل (مقاومت[7]) سنگ کره فراتر میرود، بصورت تغییر شکل ماندگار در آن در میآید.
مقاومت سنگها و نحوه تغییر شکل آنها در برابر نیرو علاوه بر جنس آنها به دما، فشا و به زمان نیز بستگی دارد.

مقاومت کم سنگ نمک در برابر تنش وارده بر آن
مقاومت گرانیت در مقابل تنش وارده که نشان میدهد خیلی بیشتر از سنگ نمک طعام است.
با توجه به مواردی که در مورد مواد شکل پذیر و شکننده گفته شد، در مقابل تنشهای مختلفی که به سنگ کره وارد میشود، سنگ کره بصورتهای زیر درمیآید:

عکس العمل سنگ کره به تنش فشاری در حالت شکننده (بالا) و در حالت شکلپذیر (پایین). این همان اتفاقی است که در مرزهای همگرا اتفاق میافتد.

عکس العمل سنگ کره به تنش کشش در حالت شکننده (بالا) و در حالت شکلپذیر (پایین). این همان اتفاقی است که در مرزهای واگرا دیده میشود.

عکس العمل سنگ کره به تنش برشی در حالت شکننده (بالا) و در حالت شکلپذیر (پایین). در مرزهای امتداد لغز شاهد چنین تغییر شکلهایی هستیم.
بازگشت کشسان
فرض کنید کتابی را بر روی سطح زمین قرار داده اید و با کشی که به آن بستهاید، میخواهید که آن را جابجا نمایید. مراحلی که اتفاق میافتد عبارتند از:
1- کش کشیده میشود بدون اینکه در کتاب جابجائی ایجاد شود. ( یعنی حالتی که تغییر ارتجاعی در پوسته زمین رخ میدهد )
2- وقتی نیرویی که از طرف کش به کتاب وارد میشود از میزان اصطکاک بین کتاب و سطح زمین بیشتر شود، کتاب با یک حرکت جهشی به سمت کش حرکت میکند و در واقع انرژی ذخیره شده در کش بصورت حرکت جهشی کتاب آزاد میگردد. ( همان لحظه ای که سنگها به حد ارتجاعی خود رسیده اند و با تغییر مکان بیشتر، بصورت غیر ارتجاعی می شکنند)
3- دوباره کتاب میایستد و کش شروع به کشیده شدن و ذخیره انرژی مینماید. و پروسه دوباره تکرار میشود.
این دقیقا همان اتفاقی است که بهنگام وقوع زلزله در پوسته زمین اتفاق میافتد. در اثر نیروهای وارده بر پوسته زمین، صفحات سنگ کره دچار تغییر شکل میشود. این تغییر شکل در حد ارتجاعی است و آرام آرام اتفاق میافتد و انرژی را در خود ذخیره میکند. و آنقدر سنگها انرژی در خود ذخیره میکنند که در نهایت فراتر از اصطکاک بین سنگها میشود. در این لحظه است که صفحات شکسته شده و نسبت به هم جابجا میشوند.
ما به همین سادگی توانستیم تئوری اساس ایجاد زلزله ها را که سالهای متمادی دانشمندان را به خود مشغول کرده بود را درک کنیم. پدیده "بازگشت الاستیک[8]" دقیقا آن چیزی که آزمایش ساده کتاب به ما نشان داد. حال متوجه میشویم که دلیل بازگشت زلزله ها و آنچه که به عنوان دوره بازگشت مطرح میشود، مربوط به خصوصیت ارتجاعی بودن مواد تشکیل دهنده پوسته زمین است.
مکانیزم درونی زمین لرزه تا زمانی که آقای رِید از دانشگاه جان هاپکینگز پس از زلزله سال 1906 سانفرانسیسکو مطالعاتی را انجام داد، ناشناخته بود. این زمینلرزه با جابجائیهای افقی چند متری همراه بود که در طول 1300 کیلومتر اتفاق افتاده بود. بررسیهای میدانی نشان داد که طی این زلزله صفحه آرام بطول 7/4 متر از کنار صفحه مجاور خود ( صفحه آمریکای شمالی) به سمت شمال جابجا گردیده است.
[1] Stationary
[2] Motion
[3] Elastic
[4] Plastic
[5] Ductile Deformation
[6] Brittle
[7] Strength
[8] Elastic Rebound
در پي راه اندازي آخرين واحد نيروگاه کارون 3 در نيمه نخست مهر ماه سال جاري و پس از انجام کليه آزمايش هاي مربوطه واحد مذکور از ابتداي آذر ماه وارد شبکه سراسري برق کشور شد.
با آغاز بهره برداري از اين واحد 285 مگاواتي حد اکثر ظرفيت نيروگاه کارون 3 به 2280 مگاوات رسيد.
نيروگاه برق آبي کارون 3 بزرگترين نيروگاه کشور است که در استان خوزستان احداث شده و سالانه 4200 ميليون کيلووات ساعت انرژي برق توليد مي نمايد.
به دنبال مصوبه اخير مجلس شوراى اسلامى مبنى بر توسعه طرحهاى عمرانى کشور، مبلغ 20 ميليون دلار جهت توسعه امر اکتشافات معدنى تعيين و در اختيار سازمان زمين شناسى و اکتشافاتمعدنى کشور قرار گرفت.
Vertical Shaft : A shaft perpendicular (at a right angle) to the surface; mines with access through vertical shafts are shaft mines.
Inclined Shaft : A shaft at an angle to the surface; also known as a slop shaft. Mines with access through inclined shafts are slop mines.
Drift : A horizontal shaft at an underground working level. Mines with access through horizontal shafts are drift mines.
Headframe : A steel or timber frame at the top of a shaft; it carries the sheave or pulley for hoisting rope and serves various other purposes such as lifting and transferring ore.
Cage : An elevator that lowers and brings up mine personnel.
Skip Hoist : An elevator, shaped like a bucket, used to raise mined ore to the surface.
Sump : A pit where water collects at the bottom of a shaft.
Crosscut : A tunnel connecting drifts, usually at right angles to them.
Raise : A shaft driven upward from a drift.
Winze (pronounced winz) : A shaft driven downward from a drift.
Stope : The area from which ore is being or has been removed; it is the basid productive area of the mine.
Continuous Miner : A machine with cutting edges to break up soft or weak mineral deposits and remove them in continuous operation.
Blastholes : Holes drilled into the face of a mineral deposit; explosives are placed in the holes.
Bit : The cutting edge of a drill.
Jackhammer : A hand-held pneumatic drill.
Jumbo : A machine mounted with several drills known as drifters.
Haulage : Means of moving ore, supplies, and personnel from the mine.
Methane : An inflammable gas released by coal.
Stabilization : The system of support used in a mine to prevent rock slides or cave-ins.
Timbering : A stabilization system that uses timbers (heavy beams of wood).
Hydraulic Jack : A device for raising or lifting a heavy weight; it is operated by water or another fluid.
Overhand Stoping : Working the mineral deposit from a lower to an upper level; the opposite, from upper to lower, is underhand stoping.
Breast Stoping : Working the deposit horizontally.
Rill Stoping : Working the deposit at an angle to its face.
Open Stope : A roomlike stope where the ceiling rock can be supported by columns of the ore being mined; also called room and pillar mining.
Robbing : Removing pillars of ore that have been left as supports in an open stope; afterward, the stope is allowed to cave in.
Timbered Stope : A stope supported by beams of timber.
Filled Stope : A stope temporarily supported by timbers but afterwards filled in with waste material.
Shrinkage Stope : A stope in which broken-up ore is left to serve as a platform for mining the ore above.
Caving : A system of mining in which ore is made to cave in on mined chambers or shafts below the deposit.
كوتاهي دولت در پرداخت اعتبار و خريد واگن، دو عامل اصلي در عقبماندگي عمليات اجرايي متروي تبريز است.
مسئولان سازمان قطار شهري (مترو) تبريز اعلام آمادگي كردند تا در صورت دريافت نظرات كارشناسي دقيق از سوي مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و مشخص شدن ميزان دقيق آسيب احتمالي وارده به سازههاي تاريخي، مسير مترو را تغيير دهند.
براساس نقشه تهيه شده براي متروي تبريز، خط يك و اولويت اول اين طرح 18 كيلومتر طول دارد و در اين مسير 20 ايستگاه بين راهي ديده شده است. اين خط از ميدان ايل گلي شروع ميشود از طريق بولوار شهيد باكري، خيابان امام (ره)، محوطه نزديك بازار و خيابان خيام به كوي لاله ختم ميشود. اين طرح كه در حال حاضر اجراي آن آغاز شده است، به علت عبور از زير بخشي از بافت تاريخي تبريز و حركت از نزديكي محوطه باستاني مسجد كبود كه آثار دوران عصر آهن (سه هزار سال پيش) را در خود جاي داده، با اعتراض كارشناسان ميراث فرهنگي مواجه شده است.
«علي خوشروان»، مسئول سازمان قطار شهري تبريز با بيان اين كه مسئولان سازمان قطار شهري، به حفاظت از بناها و آثار تاريخي تبريز اهميت ميدهند، گفت: «براي تهيه نقشهها و طرح احداث تونلهاي متروي شهر تبريز، به خصوص در بخش تاريخي شهر، بررسيهاي كارشناسي مختلفي صورت گرفته است. طبق نظر كارشناسان، عبور مترو در بخش تاريخي با توجه به اين كه براي حفاظت از آثار تاريخي، در عمق 15 متري از سطح زمين است، به آثار تاريخي آسيب وارد نميكند.»
وي با اشاره به اين كه طرح عبور مترو و نقشههاي آن به تصويب شوراي عالي ترافيك كشور رسيده است، گفت: «كارشناسان و مسئولان متروي شهر تبريز اعلام آمادگي ميكنند تا در صورت دريافت نظرات كارشناس دقيق از سوي مسئولان ميراث فرهنگي و گردشگري كه بيانگر آسيب جدي به سازههاي تاريخي باشد مسير مترو را تغيير خواهند داد.»
«خوشروان» همچنين با اشاره به اين كه تاكنون كارشناسان و مسئولان ميراث فرهنگي با وجود برگزاري جلسههايي متعدد، هيچ اعتراضي در مورد عبور مترو از زير بافت تاريخي ارايه ندادهاند، گفت: «هماكنون تمام نقشهها و مطالعاتي كه از سوي كارشناسان سازمان قطار شهري انجام گرفته، براي ارايه نظرات كارشناسي در اختيار كارشناسان و مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري قرار گرفته است.»
هم اكنون كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در حال تعامل با مسئولان متروي شهر تبريز هستند تا به نحوي مشكل عبور مترو از مناطق تاريخي را حل كنند.
«اكبر تقيزاده»، مدير سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان آذربايجان شرقي در مورد عبور مترو از زير بافت تاريخي گفت: «طبق نقشهها و طرحهاي ارايه شده از سوي مسئولان شركت قطار شهري تبريز بخشي از ايستگاههاي در نظر گرفته شده براي مترو و تونلهايي كه قرار است حفر شوند از زير بافت تاريخي و بخش مهمي از محوطه باستاني مسجد كبود با سه هزار سال قدمت كه آثار بسيار مهمي از آن طي چند سال گذشته به دست آمده؛ عبور خواهد كرد.»
وي همچنين با بيان اين كه شهر كنوني تبريز روي چندين دوره از بقاياي زلزلههاي گذشته ساخته شده است، افزود: «حفر تونلها و عبور مترو از زير بافت تاريخي شهر با توجه به سست بودن زيربناي شهر به خصوص در مناطق تاريخي ميتواند موجب بروز خطرات بسيار شديد براي سازهها شود.»
بافت تاريخي تبريز يكي از مهمترين بافتهاي تاريخي كشور محسوب ميشود كه در خود خانهها و بناهاي تاريخي مهمي را جاي داده است.
همچنين محوطه باستاني مسجد كبود هم كه در نزديكي مسجد 700 ساله كبود جاي گرفته است، از مهمترين سايتهاي باستاني عصر آهن (هزاره اول قبل از ميلاد) كشور محسوب ميشود كه طي چند سال گذشته در بررسيهاي آن آثار و بقاياي معماري به دست آمده است.
فرستاده شده توسط یوسف شجاعی

به طور كلي ماشين هايي كه براي كار در معادن مجاز شمرده مي شوند بايد از هر لحاظ ايمن بوده و با توجه به محيط محدود معدن هاي زير زميني نسبت به ابعادي كه دارند از كارايي بالايي برخوردار باشند ،كه تمام اين ويژگي ها در مورد اين ماشين صادق است.
اين مدل از بيل خاك انداز داراي 4 بخش عمده ميباشد كه عبارتند از:
• مجموعه ي موتور و اجزاي وابسته به آن
• اتاقك اپراتور
• ترمز هاي ماشين
• سيستم اطفاء حريق
موتور: اين بخش شامل قسمت هاي زير مي باشد :
1.موتور
2.سيستم اگزوز
3.منبع سوخت
4.منبع آب
1. موتور : دستگاه داراي يك موتور انژكتوري ديزل به نام 3306 Caterpillar شش سيلندر ميباشد.
2. سيستم اگزوز: سيستم اگزوز اين ماشين خود داراي 3 قسمت مي باشد:
الف) لوله اي كه به خروجي چند تايي گاز موتور وصل شده است.
ب)scrubber يا فيلتر.
پ) لوله ي خروجي گاز. 
در مورد Scrubber لازم به توضيح است كه
دو وظيفه ي مهم به عهده دارد،اول تميز كردن گازهاي
خروجي از موتور كه به علت بسته بودن محيط كار
دستگاه از اهميت بالايي برخــوردار اسـت و دوم سرد
كردن گازهاي خروجــي كه اين عمـل با استفاده از آب
انجام مي گيرد و ميتوان آن را بخشي از سيستم اطفاي حريق دانست . Scrubber خود داراي يك منبع آب ميباشد كه بايد تا سطح مشخص شده اي از آب پر شود ولي براي تامين آب مورد استفاده ي آن از يك منبع آب در سمت چپ ماشين استفاده مي شود اين منبع باScrubber در ارتباط بوده و كمبود آب آن را جبران ميكند.
3.منبع سوخت:اين بخش در سمت راست ماشين قرار گرفته است و با توجه به ابعاد آن به راحتي قابل شناسايي است.
4.منبع آب : اين بخش آب مورد نياز Scrubber را تامين ميكند و در سمت چپ ماشين در پشت Scrubber قرار دارد.

اتاقك اپراتور : اين قسمت داراي يك ورودي در جلوي ماشين مي باشد كه براي ورود و خروج اپراتور مورد استفاده قرار ميگيرد ولي در موارد اضطراري اپراتور ميتواند از قسمت انتهايي اتاقك كه داراي يك دريچه ي متحرك است خارج شود. به دليل حفظ سلامتي اپراتور اتاقك وي داراي يك گارد محافظ اضافي ميباشد.
درون اتاقك اپراتور امكانات فراواني وجود دارد از قبيل:
** فعال كنندها ي سيستم اطفاء حريق كه يكي به صورت دستي كار ميكند و ديگري به صورت خودكار.
** امكانات لازم براي كنترل حركات ماشين
** كپسول آتش نشاني كه در مواقع خاص براي خاموش كردن آتشهايي كه سيستم اطفاي حريق آنها را شناسايي نكرده و يا خارج از ماشين به وجود آمده اند به كار ميرود.
** سيستم ترمز هاي ماشين كه از اهميت بالايي برخوردار است.
** نشان دهنده ي زمان تعويض فيلتر كه داراي يك هشدار دهنده ميباشد و زماني كه فيلتر بايد تعويض شود را با رنگ قرمز نشان ميدهد.
** خاموش كننده ي اضطراري ماشين كه در مواقع خطر با قطع كردن جريان هواي مورد نياز موتور آن را خاموش ميكند.
** كليد چراغ هاي ماشين كه داراي 4 حالت است.
ترمزهاي ماشين : ترمزها به دليل وزن بالاي ماشين و بار سنگين آن بايد هر هفته تست و در صورت نياز تعمير شوند علاوه بر اين تست كردن ترمزها به وسيله ي يك سيستم خودكار كه در ماشين تعبيه شده است انجام ميگيرد.
سيستم اطفاي حريق : با توجه به محيط حساس معادن زير زميني و لزوم رعايت نكات ايمني سازندگان اين ماشين براي جلوگيري از اتفاقات غير مترقبه اي كه امكان بروز آنها وجود دارد پيش بيني هاي لازم را انجام داده اند ، كه از جمله اين وقايع ميتوان به آتش سوزي اشاره نمود.
اين ماشين به طور كلي شامل دو سيستم اطفاي حريق مي باشد كه يكي به صورت دستي كار ميكند و اپراتور بايد در صورت نياز آن را فعال كند و ديگري به صورت خودكار عمل ميكند و چنانچه آتشي در قسمت هايي از ماشين كه تحت پوشش اين سيستم قرار دارد اتفاق بيفتد بلافاصله شناسايي شده و خاموش ميشود.
سيستم اطفاي حريق دستي:اين سيستم شامل دو فعال كننده مي باشد كه به وسيله ي اپراتور فعال مي شوند . يكي درون اتاقك اپراتور قرار دارد و ديگري درطرف ديگر ماشين ( كنار منبع آب).
سيستم اطفاي حريق خودكار:اين سيستم شامل يك سري سيمهاي نازك در قسمت هاي داخلي ماشين مي باشد كه در صورت ايجاد آتش سوزي قطع شده و سيستم فعال مي شود.

بعد از فعال شدن سيستم اطفاي حريق چه به صورت دستي و چه به صورت خودكار مرحله ي بعدي كار يعني خاموش كردن آتش آغاز ميشود . اين عمل به وسيله ي پودر شيميايي كه درون يك منبع مخصوص قرار دارد و از نازل هاي تعبيه شده در قسمت هاي مختلف داخلي ماشين به بيرون پاشيده مي شود انجام ميگيرد و باعث مي شود آتش در هر نقطه اي از ماشين خاموش شود.

البته تجهيزات ديگري هم براي شناسايي و خاموش كردن آتش در ماشين قرار دارد ، به عنوان مثال سنسور هايي كه در نقاط مختلف اگزوز قرار دارند و دماي گازهاي خروجي موتور را اندازه گيري مي كنند و در صورت بالا رفتن دماي اين گازها از حد خاصي اين سنسورها باعث قطع شدن سوخت موتور و در نتيجه خاموش شدن آن مي شوند و همچنين چند سنسور در سطوح مختلف ماشين قرار دارد و دماي آنها را كنترل مي كند.
به طوركلي ساخت ماشين ها وتجهيزات معدن هاي زيرزميني داراي يك سري محدوديت ها نسبت به ماشين هاي معادن رو باز است، ازجمله اين محدوديت ها ميتوان به فضاي محدود معادن زيرزميني اشاره نمود.به همين دليل اين ماشين داراي ارتفاع كم و طول زياد است! به عبارت ديگر سازندگان LHD تا جاي ممكن از ارتفاع دستگاه كاسته و در عوض به طول آن افزوده اند تا به راحتي در معادن حركت كند ، همچنين براي تخليه ي بار لازم نيست كه جام را تا ارتفاع زيادي بالا برده و سپس با كج كردن آن محتوياتش را درون واگن هاي حمل بار يا روي نوار متحرك بريزد ، بلكه در انتهاي جام يك صفحه ي متحرك وجود دارد كه محتويات جام را به خارج هل ميدهد.

مته های سیستم حفاری ضربه ای
مته های مورد استفاده در سیستم حفاری ضربه ای
به طور کلی از سه نوع مته در سیستم حفاری ضربه ای استفاده می شود که عبارتند از :
.1. مته اسکنه ای . (Chisel bit)
.2. مته های تقاطعی (Cross bit)
.3. مته دگمه ای (Button bit)
مته های اسکنه ای غالبا در حفاری های معادن زیر زمینی به کار برده می شوند و چالزن هایی از نوع سینکر و یا چکش حفاری دارای این نوع مته هستند ولی برای چالهای با قطر و عمق زیاد مناسب نیستند و معمولاً برای چالهای با قطر کمتر از 3 اینچ استفاده می شود .
باید دانست که تا چند سال گذشته معمولاً مته های چکش های حفاری و یا دریفتر به شکل اسکنه مشابه نوک قلم خط نویسی در انتهای لوله های حفاری به طور یکپارچه ساخته می شد که در واقع غیر قابل جدا شدن و تعویض بودهند . اما در سالهای اخیر به جای این نوع ساختار ، مته ها غالبا به میله حفاری متصل می شوند . حسن این نوع مته ها آن است که به آسانی قابل تعویض اند و در ضمن در اندازه و اشکال مختلف با درجه سختی متفاوت طراحی گردیده اند . جنس این مته ها غالباً فولادی است اما به دلیل خاصیت خراش اندازی بعضی از کانیها و سنگها ، مته های فولادی گاهی به ازای هر اینچ حفاری باید تعویض گردند و چون از نظر اقتصادی و اتلاف وقت جهت عوض کردن این مته ها مشکلاتی در امر حفاری به وجود می اید ، لذا به تدریج برای ساختن این مته به جای فولاد از کربورتنگستن(WC) که مقاومت بیشتری دارد استفاده می شود . بدین جهت برای چالهای بیش از 3 اینچ مته های از این نوع به شکل دیگری توسعه داده شده که عمدتاً شباهت به حرف لاتین «X» دارد و در بعضی موارد نیز به علامت بعلاوه «+» طراحی گردیده اند .
معمولاً از مته های ضربدری جهت سنگهای متراکم و سخت ساخته می شود که در چال شیار های مارپیچی ایجاد می کند .
وزن این مته ها بین حدود 600 گرم تا حدود 8 کیلوگرم متغییر است .
مته های ضربدری (Cross)


مته دگمه ای (Button bit)


EKG-5A
شاول زنجيري EKG-5A براي حفاري و بارگيري صخره هاي سست شده است. اين شاول در معادن روباز، در
تاسيسات مهندسي آب، كارخانه ها، راه آهن و ديگر ساختمان ها كاربرد دارد. تجربه طولاني در طراحي
و ساخت شاول ها اين امكان را فراهم ساخته است كه ماشيني نه تنها براي شرايط عادي آب وهوايي، بلكه براي نواحي حاره اي و سردسير ساخته شود. شاول EKG-5A را اكنون مي توان برطبق خواسته مشتري
طراحي و توليد كرد.
مشخصات فني
ساختار برينگ هاي اصلي بوم، شاسي گردان، و زيربندي ساخته شده از فولاد كم آلياژ، سبب گرديده است كه اين شاول را در هر فصلي مورد استفاده قرارداد.باكت و مكانيزم هاي آن از فولاد با آلياژ بالا ساخته شده است و شرايط ايمن كاري را با فشار بارديناميكي پايين ايجاد نمايد.
موتور الكتريكي جريان مستقيم ماشين، داراي سيستم كنترل ديجيتالي است. محرك هاي ترانزيستوري سرعت گيري نرم مبدل را ايجاد مي نمايند. كنترل آرام سرعت و بكار انداختن موتورهاي اصلي از انواع مختلف و درشرايط متفاوت، زمان تنظيم و نگهداري موتورهاي اصلي را كم مي كند.
شاول مجهز به سيستم اطلاعات و آناليز بار وارده روي شاول است. كابين جا دار اپراتور، نيازهاي ارگونوميك و آسايش او را فراهم مي كند.
سيستم كنترل حركت، سرعتي معادل 0.75km/h را درمسيرهاي تعيين شده تامين مي نمايد.توسط سيستم هاي مجزاي تهويه ميتوان بدون گرم شدن بيش از حد، مدت زمان زيادي كاركرد.
مدل هاي EKG-5V، EKG-5Us ,EKG-5D براساس شاول EKG-5A طراحي شده اند. شاول EKG-5V مدلي با ملحقات عملياتي فعال است بدين معنا كه در باكت شاول، چكش هاي بادي تعبيه شده است كه از طريق ناخن ها عمل مي كند. هنگام كندن صخره ها يا زمين هاي سخت، اين مكانيزم موجب بالا رفتن بار عملياتي و خرد كردن موانع سخت مي شود.اين ماشين، براي كندن صخره هاي نيمه سخت و يا ذغال سنگ هايي با سختي كم يا متوسط نيازي به انفجار اوليه ندارد.استفاده از اين ماشين درمواردي كه به دليل مشكلات زيست بومي امكان انفجار وجود ندارد انتخاب مناسبي است. ويژگي EKG-5D با محرك موتور ديزلي، اجازه مي دهد كه بارگيري و بار زدن به باربرها با صرف كمترين انرژي صورت گيرد. مدل EKG-5Us بوم بلند، اين امكان را ايجاد مي كند كه از جبهه هاي كاري با ارتفاع بيشتر باربرداري كرده، دامپتراك هايي با ظرفيت 75 تا 110 تن را بار بزند.
EKG-10
شاول زنجيري EKG-10 براي عمليات معدني، بارگيري باطله هاي سنگي، و بارزدن سنگ ها و مواد و مصالح به ماشين هاي باربر، پشته كردن و همچنين بارگيري از مواد انباشته شده درمعادن روباز مي باشد. مدل هاي EKG-5U و EKG-5Us با بوم بلند و باكت جلوبر- عقب بر، برمبناي شاول زنجيري مدل EKG-10 ساخته شده اند. اين گونه شاول ها براي تخليه كانال ها و نيز،بار زدن ماشين هاي باربر در سطح استقرار شاول طراحي شده است.شاول هاي EKG-10 و انواع بهينه شده آن با قابليت عمليات بالا ، قابليت جابجايي مطلوب، كنترل و نگهداري آسان، طراحي روز، امكان بهره وري بالا را هنگام كار در معادني با مواد با وزن مخصوص زياد، درهر شرايط كاري فراهم مي آورد
اندازه هاي اصلي فني
|
اندازه |
واحد | موارد | |
| 10 | m3 | ظرفيت باكت اصلي | |
| 8;12.5;16 | m3 |
ظرفيت باكت هاي جايگزين | |
| 980 | kN | حداكثر بار وارد بر بست باكت | |
| 26 | sec | مدت زمان چرخه كار برحسب ثانيه | |
| 0.7 | km/h | سرعت حركت در مسير تعيين شده | |
| 12 | deg | حداكثر شيب كاري برحسب درجه | |
| 800 | kW | حداكثر توان موتور اصلي | |
| 160 | kW | حداكثر توان ترانسفورماتور | |
| 6000 | V | ولتاژ اصلي ( سه فاز | |
| 395 | t | وزن كاري با باكت برحسب تن | |
| 16.2 | t | وزن باكت برحسب تن | |
| 45-50 | t | وزن وزنه تعادل برحسب تن | |
| 313 | kPa | با زنجير به عرض1100mm | متوسط فشار وارده روي زمين در حين حركت |
| 224 | kPa | با زنجير به عرض 1400mm | |

انرژي زمين گرمايي، انرژي حاصل از هسته زمين
در سال 1980، آتشفشان فعالي در واشينگتن به نام سنت هلن (Mt. St. Helens) فوران كرد و انرژي موجود در زمين را به همه نشان داد. اغلب فعاليتهاي آتشفشاني در اطراف حاشية اقيانوس آرام به وقوع ميپيوندد كه به آن «حلقه آتش» ميگويند.
انرژي آتشفشاني قابل مهار و جمعآوري نيست، اما در برخي جاها گرماي زمين كه انرژي زمين گرمايي يا ژئوترمال (E.geothermal) ناميده ميشود، ميتواند جمعآوري شود. معمولاً مهندسين سعي در جمعآوري اين گرما در جاهاي كميابي كه پوستة زمين بخار و آب داغ رها ميسازد دارند. در اين محلها آنها پوستة زمين را حفاري ميكنند و اجازه رهايي بخار، آب داغ و گرما را ميدهند. لولهها آب داغ را به دستگاهي كه بعضي از بخارها اجازة جدا شدن از آب را پيدا ميكنند، ميبرند. سپس بخار به يك مولد ـ توربين براي توليد برق هدايت ميشود.
انرژي زمين گرمايي اولين بار در سال 1903 در ايتاليا براي تأمين برق بكار گرفته شد. در پايان سال 2002، 43 دستگاه نيروي توليد كنندة برق از انرژي زمين گرمايي در ايالات متحده وجود داشت. توليد نيرو از منابع زمين گرمايي به مكان مخصوص نياز دارد، بدين معني كه تنها در برخي جاهاي بينظير از نظر زمين شناسي ميتوان براي توليد نيروي زمين گرمايي برنامه ريزي كرد. يكي از اين محلها در كاليفرنيا كه ژيسر (Geyser) نام دارد، تقريباً به اندازه مجموع تمام محلهاي زمين گرمايي ميتواند برق توليد كند. انرژي زمين گرمايي ميتواند به عنوان منبع گرمايي مؤثر در كاربردهاي كوچك به كار برده شود، اما مصرف كنندهها مجبور خواهند بود كه نزديك به منبع گرما واقع شوند. ريكجاويك (Reykjavik) پايتخت ايسلند، اغلب توسط انرژي زمين گرمايي گرم ميشود.
انرژي زمين گرمايي صنعت زيست محيطي بزرگي دارد، زيرا آلودگي محيط زيستي كه سوختهاي فسيلي دارند را ندارد. انرژي زمين گرمايي تماس بسيار كوچكي با مجموعه ساخت و صنعت خاك دارد (چند جريب شبيه به عنوان روزنه كوچكي در نظر گرفته ميشده). از آنجا كه آب تقريباً خنك كننده به درون زمين مجدداً تزريق ميشود، تنها يك مشكل كوچك وجود دارد، البته به جز مواردي كه آبفشان يا ژيسر طبيعي در نزديك محل باشد.
Central Artery/Tunnel Project. Big Dig

Vital Statistics Location: Boston, Massachusetts, USA
Completion Date: 2004
Cost: more than $10 billion
Length: 18,480 feet 3.5 milesPurpose: Roadway
Setting: Soft ground
Materials: Steel, concrete
Engineer(s): Bechtel, Parsons Brinckerhoff, Quaide Douglas
Some call the Central Artery/Tunnel Project in Boston, Massachusetts, the "largest, most complex and technologically challenging highway project in American history." Others consider it one of the most expensive engineering projects of all time. Locals simply call it the "Big Dig." By the time it's finished in 2004, the tunnel will be eight lanes wide, 3.5 miles long, and completely buried beneath a major highway and dozens of glass-and steel skyscrapers in Boston’s bustling financial district. What does it take to dig a tunnel like this? A lot of hard work and a handful of engineering tricks.
Heavy construction vehicles working on a stretch of the Big Dig, Boston, Massachusetts, 2000

Today, engineers use special excavating equipment, called "clamshell excavators," that work well in confined spaces like downtown Boston. These special machines carve narrow trenches -- about three feet wide and up to 120 feet deep -- down to bedrock. In Boston, engineers are pumping liquid slurry (clay mixed with water) into the trenches to keep the surrounding dirt from caving in. Huge reinforcing steel beams are lowered into the soupy trenches, and concrete is pumped into the mix. Concrete is heavier than slurry, so it displaces the clay-water mix. The side-by-side concrete-and-steel panels form the walls of the tunnel, which will allow workers to remove more than three miles of dirt beneath the city
As if tunneling beneath a city isn’t hard enough, the soil beneath Boston is actually landfill -- it’s very loose and soggy. Engineers had to devise a few tricks to keep the soggy soil from collapsing. Their solution: freezing the soil! Engineers pump very cold saltwater through a web of pipes beneath the city streets. The cold pipes draw heat out of the soil little by little. Once frozen, the soil can be excavated without sinking. Engineers also inject glue, or grout, into pores in the ground to make the soil stronger and less spongy during tunnel construction
.....TO BE CONTINUED