تبليغاتX
MINERS DATABASE

MINERS DATABASE

وبلاگ انجمن علمی - دانشجویی مهندسی معدن دانشگاه صنعتی سهند

سال نو مبارک

این عید باستانی را به همه دوستان و پویندگان علم وتمام کسانی که نسبت به این کشور وملت احساس مسئو لیت میکنند تبریک میگوییم . امید واریم که سال جدید سال جهش علمی ایران اسلامی در تمامی رشته های علمی از جمله رشته معدن باشد .

 تعطیلات خوبی داشته باشید و ما را بابت اینکه در این ۲۰ روز وبلاگمان احتمالا آپ دت نخواهد شد ببخشید .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:4  توسط بهمن بیگدلی 

winsism10 ، نرم افزار لرزه نگاری

قسمت عمده ژئو فیزیک اکتشافی ۱ مربوط به لرزه نگاری انعکاسی و انکساری است . تحلیل داده های لرز ه نگاری کاری بس دشوار است که ممکن است این تحلیل به صورت دستی ماه ها به طول بیانجامد و تحلیل های داده های دو بعدی و سه بعدی بدون نرم افزار مناسب امکان پذیر نیست (تحلیل داده های سه بعدی لرزه نگاری انعکاسی از عهده چند شرکت نفتی خاص بر می آید ). ما برای تحلیل داده های یک بعدی و دو بعدی لرزه نگاری انکساری وانعکاسی نرم افزار winsism10 را به شما پیشنهاد میکنیم .

برای دانلود نرم افزار وراهنمای آن بر روی لینک زیر کلیک کنید .

http://www.ziddu.com/download/3761277/winsism10.rar.html

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:56  توسط بهمن بیگدلی  | 

تمرینات درس مقاومت مصالح

درس مقاومت مصالح از دروس مهم رشته مهندسی معدن است که کتاب های زیادی دراین زمینه  به فارسی برگردانده شده است . هر یک از این کتاب ها دارای تمرینات تقریباُ بی شماری هستند که باعث سر در گمی ، خستگی و در نهایت دلزدگی دانشجویان از این درس جالب و جذاب می شود . بیشتر این دلزدگی از آنجا ناشی میشود که دانشجو نمی داند که چه تمرینی را حل کند و چه تمرینی را به حال خود وا گذارد .

 ما نیز برآن شدیم تمریناتی مهم از این درس را برای استفاده دانشجویان عزیز در وبلاگ خود قرار دهیم . امید واریم که این تمرینات شما را با مسائل مهم این درس بهتر آشنا سازد .

 لینک دانلود مسائل :

http://www.ziddu.com/download/3758264/moghavemat.zip.html

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 17:37  توسط بهمن بیگدلی  | 

How to geothermal

امروزه استفاده از انرژی های نو و تجدید پذیر به جای سوخت های فسیلی( و حتی اتمی ) یکی از مسائلی است که ذهن دولت مردان کشور های توسعه یافته و در حال توسعه را به خود مشغول کرده است. در این بین زمین گرمایی (geotherma) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. کشور ما نیز در این راه تلاش هایی را انجام داده است که متأسفانه با موفقیت چندانی همراه نبوده .

برای آشنایی با چگونگی استفاده از زمین گرمایی فیلمی کوتاه با عنوان  How to geothermal برای دانلود علاقه مندان قرار داده شده است .

http://www.ziddu.com/download/3745262/howtogeothermal.zip.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 20:43  توسط بهمن بیگدلی  | 

اورانیوم(uranium) از تشکیل تا فراوری و دفن

       اورانیوم (U) عنصری است راهبردی و مصارف عمده آن در نیروگاههای اتمی و سلاحهای هسته‌ای و به مقدار جزئی، مصارف دارویی و پژوهشی دارد. در فرآیند تشکیل کانیهای مختلف از ماگما، به دلیل بزرگ بودن شعاع یونی اورانیوم، این عنصر در مراحل اولیه تبلور ماگما، نمی‌تواند وارد شبکه هیچ یک از کانیها شود و تا مراحل آخر ماگما باقی می‌ماند، بنابراین اورانیوم بیشتر در سنگهای اسیدی متمرکز می‌شود، میزان فراوانی اوراینوم در کانیهایی مثل زیرکون، مونازیت، زینوتیوم حداکثر و در الیوین حداقل ممکن است. اورانینیت و پیچ بلند، مهمترین کانیهای محیط احیایی هستند. کارنوتیت، مهمترین کانی محیط اکسیدان است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 19:0  توسط بهمن بیگدلی  | 

کتاب مکانیک سنگ : Engineering rock mechanics part1

این کتاب کتابی مفید و بروز است . از جمله نویسندگان کتاب می توان به john A.hudson اشاره کرد . در حال حاضر این کتاب و قسمت دوم آن توسط دکتر فردوسی (از اساتید دانشکده مهندسی معدن سهند) برای تدریس مکانیک سنگ معرفی شده است. این کتاب‌ کتاب تدریس مکانیک سنگ است و قسمت دوم آن مربوط به حل مسایل کتاب اول است. 

pdf کامل این کتاب را می توانید از لینک زیر دانلود کنید.

http://www.ziddu.com/download/3703478/Engineeringrockmechanics.pdf.html

 برای دانلود قسمت دوم این کتاب با ما تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 0:23  توسط بهمن بیگدلی  | 

کاربرد نفلین سینیت در صنایع

نفلین سینیت به علت ارزش فوق العاده اى که در صنعت دارد (صنایع آلومینیوم، شیشه و سرامیک پلاستیک و کائوچو، تهیه پشم و شیشه معدنى، کود شیمیایى و …) در اکثر کشورهاى دنیا مورد توجه فراوان قرار گرفته است.

سنگ مزبور از یک طرف در کشورهایى که فاقد ذخایر غنى از بوکسیت هستند (شوروى، کره شمالى و …) به عنوان منبعى مهم جهت تولید آلومینا و از طرف دیگر در کشورهایى که از لحاظ منابع بوکسیت غنى بوده و یا بوکسیت ارزان در دسترس دارند (کشورهاى غربى، آمریکا، کانادا) به دلیل فراوانى مقدار آلکالى در صنایع شیشه و سرامیک کاربرد فراوان دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 11:4  توسط یاسرپوراسمعیل  | 

قانون معادن شماره ٢٢٠١ - ق مورخ 22/4/1377

ماده ١ - تعريف واژههاي بكار رفته در اين قانون به شرح زير است:

الف - ماده معدني (كاني): هر ماده يا تركيب طبيعي كه به صورت جامد يا گاز يا مايع و يا محلول در آب در اثر تحولات زمين شناسي به وجود آمده است.

ب - كانه : مواد معدني يا كانيهاي موجود در كانسار كه داراي ارزش اقتصادي است.

پ - ذخيره معدني (كانسار): تمركز و يا انباشت طبيعي يك يا چند ماده معدني در زير يا روي زمين و يا محلول در آب ميباشد.

ت - معدن : ذخيره معدني است كه بهره برداري از آن مقرون به صرفه باشد.

ث - اكتشاف : تجسس اداري به منظور يافتن كانسار است كه شامل عملياتي از جمله موارد زير ميباشد:

١- آثاريابي و نمونهبرداري و آزمايشات كمي و كيفي.

٢- بررسيهاي زمين شناسي، ژئوفيزيكي و ژئوشيميايي مانند آنها و انجام اموري كه براي اين گونه بررسيها لازم باشد.

٣- حفاري روباز و زيرزميني.

٤- تعيين شكل و كيفيت و كميت ذخيره معدني، و تهيه نقشه هاي مربوطه.

ج - پروانه اكتشاف: مجوزي است كه براي انجام عمليات اكتشافي مواد معدني در محدوده مشخص از طرف وزارت معادن و فلزات صادر ميشود.

چ - گواهي كشف : تأييديهاي كه توسط وزارت معادن و.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 18:3  توسط بهمن بیگدلی  | 

کانسارهای اورانیوم ،استخراج و فراوری آن

استفاده از انرژي هسته‌اي براي توليد برق روشي پيچيده اما كارامد براي تامين انرژي مورد نياز بشر است. به طور كلي براي بهره‌برداري از انرژي هسته‌اي در نيروگاه‌هاي هسته‌اي، از عنصر اورانيوم غني شده به عنوان سوخت در راكتورهاي هسته‌اي استفاده مي‌شود كه ماحصل عملكرد نيروگاه، انرژي الكتريسته است. عنصر اورانيوم كه از معادن استخراج مي‌شود به صورت طبيعي در راكتورهاي نيروگاه‌ها قابل استفاده نيست و به همين منظور بايد آن را به روشهاي مختلف به شرايط ايده عال براي قرار گرفتن درون راكتور آماده كرد.

اورانيوم:
اورانيوم يكي از عناصر شيميايي جدول تناوبي است كه نماد آن ‪U‬و عدد اتمي آن ‪۹۲‬است. اين عنصر داراي دماي ذوب هزار و ‪۴۵۰‬درجه سانتيگراد بوده و به رنگ سفيد مايل به نقره‌اي، سنگين، فلزي و راديواكتيو است و به رغم تصور عام، فراواني آن در طبيعت حتي از عناصري از قبيل جيوه، طلا و نقره نيز بيشتر است. عنصر اورانيوم در طبيعت داراي ايزوتوپهاي مختلف از جمله دو ايزوتوپ مهم و پايدار اورانيوم ‪۲۳۵‬و اورانيوم ‪۲۳۸‬است. براي درك مفهوم ايزوتوپهاي مختلف از هر عنصر بايد بدانيم كه اتم تمامي عناصر از سه ذره اصلي پروتون، الكترون و نوترون ساخته مي‌شوند كه در تمامي ايزوتوپهاي مختلف يك عنصر، تعداد پروتونهاي هسته اتمها با هم برابر است و تفاوتي كه سبب بوجود آمدن ايزوتوپهاي مختلف از يك عنصر مي‌شود، اختلاف تعداد نوترونهاي موجود در هسته اتم است. به طور مثال تمامي ايزوتوپهاي عنصر اورانيوم در هسته خود داراي ‪۹۲‬ پروتون هستند اما ايزوتوپ اورانيوم ‪۲۳۸‬در هسته خود داراي ‪۱۴۶‬نوترون (‪ (۹۲+۱۴۶=۲۳۸‬و ايزوتوپ اورانيوم ‪۲۳۵‬داراي ‪۱۴۳‬نوترون(‪ (۹۲+۱۴۳=۲۳۵‬در هسته خود است. اورانيوم ‪۲۳۵‬مهمترين ماده مورد نياز راكتورهاي هسته‌اي(براي شكافته شدن و توليد انرژي) است اما مشكل كار اينجاست كه اورانيوم استخراج شده از معدن تركيبي از ايزوتوپهاي ‪۲۳۸‬و ‪۲۳۵‬بوده كه در اين ميان سهم ايزوتوپ ‪۲۳۵‬بسيار اندك(حدود ‪۰/۷‬درصد) است و به همين علت بايد براي تهيه سوخت راكتورهاي هسته‌اي به روشهاي مختلف درصد اوانيوم ‪۲۳۵‬را در مقايسه با اورانيوم ‪۲۳۸‬بالا برده و بسته به نوع راكتور هسته‌اي به ‪۲‬تا ‪۵‬درصد رساند و به اصطلاح اورانيوم را غني‌سازي كرد. کانسارهاي اورانيوم مقدمه اورانيوم (U) عنصري است راهبردي و مصارف عمده آن در نيروگاههاي اتمي و سلاحهاي هسته‌اي و به مقدار جزئي، مصارف دارويي و پژوهشي دارد. در فرايند تشکيل کانيهاي مختلف از ماگما، به دليل بزرگ بودن شعاع يوني اورانيوم، اين عنصر در مراحل اوليه تبلور ماگما، نمی‌تواند وارد شبکه هيچ يک از کانيها شود و تا مراحل آخر ماگما باقي می‌ماند، بنابراين اورانيوم بيشتر در سنگهاي اسيدي متمرکز می‌شود، ميزان فراواني اوراينوم در کانيهايي مثل زيرکون،مونازيت،زينوتيومحد اکثر و دراليوين حداقل ممکن است. اورانينيت و پيچ بلند، مهمترين کانيهاي محيط احيايي هستند. کارنوتيت، مهمترين کاني محيط اکسيدان است.

تقسيم بندي کانسارهاي اورانيوم:
کانسارهاي اورانيوم همراه کنگلومراي پرکامبرين کانسارهاي اورلانيوم موجود در کنگلومرا که به نوع پلاسر نيزر معروفند، قديميترين کانسارهاي اوراينيوم کشف شده محسوب می‌شوند. اين کانسارها در اواخر آرکئن و اوايل پروتوزوئيک در محدوده زماني 2/2 تا 75/2 ميليارد سال تشکيل و عمدتا در سپرهاي پرکامبرين (مناطق آرام تکتونيکي) افريقاي جنوبي کانادا، استراليا، برزيل، هندوستان و امريکا کشف شده‌اند. مهمترين کانسارهاي پلاسر در افريقاي جنوبي و کانادا واقع شده‌اند. اين کانسارها در حاشيه حوضه‌هاي رسوبي کم عمق درون قاره اي و همراه رسوبات دلتايي تشکيل شده اند. به دليل عدم وجود اکسيژن آزاد، اورانينيت به صورت آواري حمل و در محيط رودخانه‌اي و يا حاشيه حوضه‌هاي کم عمق درون قاره‌اي برجاي گذاشته شده‌اند. کنگلومراي حاوي اورانيوم، داراي جور شدگي مناسيب است. اجزاي تشکيل دهنده کنگلومرا، بطور عمده از سنگهاي گرانيتي متعلق به اواخر آرکئن منشا گرفته‌اند. قطعات کوارتز در داخل اين کنگلومرا فراوان يافت می‌شود و عيار اورانيوم، در جايي که قطعات کوارتز فراوان هستند، بالاست. از ويژگيهاي اين کنگلومرا، بالا بودن مقدار پيريت (10 تا 30 درصد)، وجود زيرکن و مونازيت را می‌توان نام برد. کانسارهاي اورانيوم نوع دگر شيبي کانسارهاي اورانيوم نوع دکگر شيبي که به نوع دگه‌اي نيز معروفند، در محدوده زماني 1500 تا 1900 ميليون سال قبل تشکيل شده‌اند، اين کانسارها در مناطق دگرشيبي، سنگهاي دگرگوني و سنگهاي رسوبي و آذرين که در مقايسه با ديگر انواع اين کانسار، داراي عيار بالايي است، يافت می‌شوند. کانيهاي مهم اين ذخاير عبارتند از: پيچ بلند و کافنيت کانسارهاي اورانيوم در ماسه سنگها مهمترين ذخاير اورانيوم دنيا در ماسه سنگهاي رودخانه اي تشکيل شده اند. حدود 45 درصد ذخاير اورانيوم کشف شده کشورهاي غربي و 95 درصد اورانيوم امريکا از نوع ماسه سنگ است. کانسارهاي اورانيوم نوع ماسه سنگ به سه گروه رول فرونت، آبراهه‌اي و مسطح تقسيم می‌شوند. اين کانسارها، عمدتا از 400 ميليون سال پيش تاکنون تشکيل شده‌اند. کانسارهاي کشف شده در کشورهاي مختلف از دوران گذشته تاکنون، عبارتند از: دوره کربونيفر تاترباس در افريقاي جنوبي و امريکاي جنوبي، پرمين در جنوب و شرق اروپا، دوران دوم در غرب امريکا و شرق اروپا و در دوران سوم در استراليا. سنگ در برگيرنده، از نوع ماسه سنگ، آرکوز يا توف است که در محيط رودخانه يا حوضچه‌هاي کم عمق تشکيل شده‌اند. کانيهاي مهم هر ذخيره عبارتند از: کارنوتيت، اورانينيت، پيچج بلند و کمپلکس‌هاي آلي اورانيوم دار. کانسارهاي اورانيوم همراه با سنگهاي آذرين دروني اورانيوم به دليل بزرگي شعاع يوني و ظرفيت زياد در پگماتيت‌ها، نفلين سيانيت‌ها، آلکالي گرانيت‌ها، کربناتيت‌ها و ساير سنگهاي اسيدي آلکالن و فوق آلکالن متمرکز مي شوند: نظريه اين سنگهاي آذرين آلکالن- پرآلکالن و کربناتيت ها در ريفت هاي داخل قاره اي تشکيل مي شوند. اورانيوم اکثرا همراه پيرو کلر، فسفاتها ومونازيت ديده می‌شود که در مقايسه با کانسارهاي ديگر، مشکل متالوژيکي دارند، مقدار Th، Nb و عناصر نادر خاکي (REE) اين ذخاير، بالايت. همچنين مقدار جزئي، اورانينيت و اورانوتوريت نيز يافت مي شود. کانسارهاي اورانيوم موجود در سنگهاي آتشفشاني آلاسکيت، تراکيت و ريوليت‌هاي آلکالن و پرآلکالن، که اکثرا در ريفت هاي (شکستگي) داخل قاره تشکيل می‌شوند، حاوي اورانيوم هستند. مقدار اورانيوم توف هاي اسيدي حدود دو برابر سنگهاي پلوتونيک (دروني) است. کانيهاي مهم اورانيوم عبارتند از: اورانينيت، کافنيت و برانريت، کاني سازي اکثرا حالت رگه‌اي دارد توف هاي غني از اورانيوم در صورتي که تحت تاثير فرايندهاي سطحي قرار گيرند به سرعت اکسيد شده در رسوبات رودخانه‌اي برجاي گذاشته خواهند شد.

استخراج و فرآوري اورانيوم :
روشهاي متداول فرآوري اورانيوم از کانه يا ماده خام تا كيك زرد ماده خام معدني را با خردايش و آسيا براي فروشويي آماده مي كنند. برحسب سرشت كاني شناسي ماده معدني فرآيند فروشويي شيميايي را انتخاب ميكنند. كارخانه هاي اسيدي را در معرض H2SO4 رقيق قرار مي دهند ولي كانه هاي قليايي را در معرض يك محلول آبگون كه داراي كربنات و بي كربنات سديم است، قرار مي دهند. كانه هاي فسفاتي نيز در معرض اسيد قرار مي گيرند. جدايش جامد – مايع كانه شسته شده با فرايند هاي استانداردي مانند پالايش يا صاف كردن ، دكانتاسيون متعدد يا مرحله اي و جدايش هيدروسيكلون انجام مي شود؛ به كمك داد و ستد يوني يا استحصال حلال ، اورانيوم از حلال بازيافت مي شود. با تركيب اين دو تكنيك، همان گونه كه در فرآيند الوكس انجام مي شود ، با ته نشيني يا رسوب دادن از محلول اسيدي با آمونياك يا (OH )Mg با ته نشيني از يك محلول قليايي با NaOH ، كيك زرد بدست مي آيد. اورانيوم بصورت يك عنصر همراه از كانه فسفاتي بدست مي آيد كه در آن ميزان اورانيوم بصورت كربنات اورانيل آمونيم (AUC ) ته نشين مي شود. از كيك زرد تا 6 UF در روش هاي فرآوري تر، كيك زرد را در HNO3 حل مي كنند و با استحصال حلال خالص مي كنند. محلول حاصل از اورانيوم در اسيد نيتريك را بعداً مي توان با استفاده از فرآيند ADC يا دي اورانات آمونيوم (ADU ) يا تبخير نيترات زداوارد واكنش كرد تا UO2يا UO3 بدهد. UO2 در دو مرحله به 6 UF تبديل مي شود: اول در نتيجه واكنش با HF ، 4 UF توليد مي شود. سپس در نتيجه واكنش با گاز فلوئور ، به 6 UF تبديل مي شود. در كل ، كيك زرد را مي توان در حالت خشك نيز فرآوري كرد. پس از واكنش اندازه دانه و خالص سازي مقدماتي ، كيك زرد را حرارت مي دهند و پودر مي كنند تا UO2حاصل آيد و سپس آن را به 6 UF تبديل مي كنند . اما 6 UF خشك كه اين گونه حاصل آمده است را بايد با تقطير خالص كرد. از UF6 تا سوخت هسته اي 2 UO اگر بنا باشد كه UF6 به سوخت هسته اي 2 UO براي راكتورهاي آب سبك تبديل شود، بايد يك فرايند غني سازي را به دايل فيزيك هسته اي انجام داد تا اينكه 235U به 2 تا 6% برسد. فرآيند هاي غني سازي معمول مورد استفاده عبارت است از فرآيند پراكنش ، فرآيند سر روزه باريك و مركز گريزي يا سانتريفوژ. 6 UF غني شده را يا با روش تر (براي نمونه ADD ، AUC ) يا روش خشك (براي نمونه مسير خشك مجزا (IDR ) تبديل مستقيم (DC ) ، تبديل خشك الكتريكي كلي (GECO ) فراوري مي كنند تا پودر 2 UO بدست آيد. پس از تبديل شيميايي و پيش از پليتي شدن ، بايد بر پودر فرآوري مقدماتي انجام داد ( بجز حالتي که رسوب گذاري يا ته نشيني بروش ADC انجام شود ) تنها پس از فرآوري مقدماتي ، گامهاي مختلف پليتي شن ( فشردگي نيتر شدن و آسياب کردن) يک محصول نهايي را طيف دلخواهي از خواص به ما خواهد داد. هضم و فروشويي انجام فرآوري مقدماتي به شيوه اي مطلوب پيش از هضم ضروري است. اين فرآيند شامل کاهش اندازه است که براي آن نياز به مراحل متعددي است. در گام اول، توده هايي از ماده معدني که حدود 1 متر قطر دارند ، از سنگ شکن فکي يا ژيراتوري با توان KW 350-250 عبور داده مي شوند. در نتيجه ماده معدني به قطعاتي به قطر حدود 200 ميليمتر تبديل مي شوند. سنگ شکن هاي مخروطي با توان KW 40-30 در مرحله بعدي مورد استفاده قرار مي گيرند.اين ميزان کاهش اندازه دانه براي بيشتر کانه هايي مناسب است که تحت فرايند اسيد سولفوريک قرار مي گيرند. آسيا کردن اين دانه ها و تبديل آنها به ابعاد ريز تر فقط در مورد فرآوري قليايي مورد نياز است. در اينجا آسياهاي مشبک و استوانه اي را بطور سري بکار مي برند تا اندازه دانه هاي کانه را به حدود 5/0 ميليمتر برسانند. ملاحظات اقتصادي کل فرايند آسيا کردن و فرآوري شيميايي با در نظر گرفتن اين سؤال است که ايا زدايش مقدماتي مواد بي ارزش ( يا گانک) سودي در پي دارد يا نه؟ با اينحال ، بجز سنگ جوري دستي از هيچ فرايند صنعتي و مکانيزه اي تا بحال استفاده نشده است. البته مطالعات آزمايشي در مقياس پايلوت را در درياچه اليوت کانادا انجام داده اند. کانه هاي قليايي نياز به فرآوري با محلولهاي قليايي دارند. فروشويي قليايي از فروشويي اسيدي کندتر انجام مي گيرند. اما براي کانه هايي که مواد گانک داراي ترکيبات کلسيم يا ديگر اجزاي اسيد خوار هستند، مؤثرتر است. در فرآوري قليايي، بايد کانه را خرد تر و دانه ريز تر کرد. چون محلول کربنات با اين نوع گانک واکنش شديدي نمي دهد، نسبت به وقتي که از محلول اسيدي استفاده مي شود ، اورانيوم بطور انتخابي تري حل مي شود و مراحل تغليظ بعدي ساده تر انجام مي شود. انحلال اورانيوم بخاطر کمپکس تري کربنات: UO3 + Na2CO3 + 2 NaHCO3 → NO4[UO(CO3)3] + HP نسبت کربنات به هيدروژن – کربنات در فوق را بايد ثابت نگه داشت . اگر اورانيوم چهار ظرفيتي وجود داشته باشد، اکسيژن بعنوان يک عامل اکسيد کننده مورد استفاده قرار گرفته، از فشار و دماي بيشتري استفاده مي شود. اين اکسيداسيون را با سولفات مس و آمونياک کاتاليز مي کنند.

راکتورهاي هسته اي:
درون راكتورهاي هسته‌اي، هسته اورانيوم ‪۲۳۵‬به صورت كنترل شده شكسته شده كه در اين فرايند مقداري جرم به انرژي تبديل مي‌شود. همين انرژي سبب ايجاد حرارت(اغلب از اين حرارت براي تبخير آب استفاده مي‌شود) و در نتيجه چرخيدن توربينها و در نهايت چرخيدن ژنراتورهاي نيروگاه و توليد برق مي‌شود. در نيروگاه‌هاي غير هسته‌اي، از سوزاندن سوختهاي فسيلي از قبيل نفت و يا زغال سنگ براي گرم كردن آب و توليد بخار استفاده مي‌شود كه يك مقايسه ساده ميان نيروگاه‌هاي هسته‌اي و غير هسته‌اي، صرفه اقتصادي قابل توجه نيروگاه‌هاي هسته‌اي را اثبات مي‌كند. به طور مثال، براي توليد ‪۷۰۰۰‬مگاوات برق حدود ‪۱۹۰‬ميليون بشكه نفت خام مصرف مي‌شود كه استفاده از سوخت هسته‌اي براي توليد همين ميزان انرژي ساليانه ميلونها دلار صرفه جويي به دنبال دارد و به علاوه ميزان آلايندگي زيست محيطي آن نيز بسيار كمتر است. كافي است بدانيم كه مصرف اين ‪۱۹۰‬ميليون بشكه نفت خام براي توليد ‪۷۰۰۰‬مگاوات برق، ‪۱۵۷‬هزار تن گاز گلخانه‌اي دي اكسيد كربن، ‪۱۵۰‬تن ذرات معلق در هوا، ‪۱۳۰‬تن گوگرد و ‪۵‬تن اكسيد نيتروژن در محيط زيست پراكنده مي‌كند كه نيروگاههاي هسته‌اي اين آلودگي‌ها را ندارند. پس از آشنايي با مفاهيم كلي انرژي هسته‌اي و مزاياي آن، ابتدا با مراحل مختلف چرخه سوخت هسته‌اي آشنا مي‌شويم و سپس نحوه استفاده از سوخت هسته‌اي درون راكتور را مرور مي‌كنيم. چرخه سوخت هسته‌اي عبارت است از: ‪-۱‬فراوري سنگ معدن اورانيوم ‪-۲‬ تبديل و غني‌سازي اورانيوم ‪-۳‬توليد سوخت هسته‌اي ‪-۴‬بازفرآوري سوخت مصرف شده. در حال حاضر چند كشور صنعتي جهان هر كدام در يك، چند و يا همه چهار مرحله ياد شده از چرخه سوخت هسته‌اي فعاليت مي‌كنند. هم اكنون به لحاظ صنعتي، كشورهاي فرانسه، ژاپن، روسيه، آمريكا و انگليس داراي تمامي مراحل چرخه سوخت هسته‌اي در مقياس صنعتي هستند و در مقياس غيرصنعتي، كشورهاي ديگري مثل هند نيز به ليست فوق اضافه مي‌شوند. كشورهاي كانادا و فرانسه در مجموع داراي بزرگترين كارخانه‌هاي تبديل اورانيوم(مرحله پيش از غني‌سازي ) هستند كه محصولات آنها شامل ‪UO3,UO2,UF6‬ غني نشده مي‌باشد و پس از آنها به ترتيب كشورهاي آمريكا، روسيه و انگلستان قرار دارند. در زمينه غني‌سازي نيز، دو كشور آمريكا و روسيه داراي بزرگترين شبكه غني‌سازي جهان هستند. آمريكا هم اكنون بزرگترين توليدكننده سوخت هسته‌اي(مرحله بعد از غني سازي) در جهان است و پس از آمريكا، كانادا توليدكننده اصلي سوخت هسته‌اي در جهان محسوب مي‌شود. پس از آمريكا و كانادا، كشورهاي انگليس، روسيه، ژاپن، فرانسه، آلمان، هند، كره جنوبي و سوئد از توليدكنندگان اصلي سوخت هسته‌اي جهان هستند. آمريكا بيشترين سهم بازفراوري سوخت مصرف شده هسته‌اي در جهان را داراست و پس از آن فرانسه، انگليس، روسيه، هند و ژاپن قرار دارند. درحال حاضر بين كشورهاي جهان سوم، هندوستان پيشرفته‌ترين كشور در زمينه دانش فني چرخه سوخت هسته‌اي است.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:38  توسط یاسرپوراسمعیل  | 

روش ژئوفيزيک اکتشافي ip


IP يکي از متداول ترين روش هاي مورد استفاده در اکتشافات معدني و نفت و گاز مي‌باشد. در اکتشافات نفت و گاز با وجود زون پيريتي، مي توان با استفاده از روش IP اقدام به عمليات اکتشافي نمود.
روش اکتشاف ژئوفيزيکي IP، اغلب براي حل مساله مهندسي و هيدرولوژي همراه با اختلاف بالا در مقاطع زمين شناسي مورد استفاده قرار گرفته است.
آشکارسازي ترکب هاي فازي و آب شور، زمينه استفاده از روش IP را براي حل مشکلات اکولوژيکي مهيا مي کند. مبناي روش IP بررسي ميدانهاي الکتريکي ثانويه توليد شده در زمين توشط جريانات الکتريکي مي باشد. حساسيت اين روش به طرز گسترده اي به هدايت گرماي يوني و الکتروني بستگي دارد.
مشاهدات IP در حوزه و فرکانس انجام مي شود. در حوزه زمان، ولتاژ تنزل يافته به وسيله پارامتر زمان اندازه گيري مي شود. در حوزه فرکانس، مقاومت ظاهري
ρa در دو يا چند فرکانس اندازه گيري ميشود که معمولا زير ده هرتز مي باشد.
ذخائر اقتصادي اغلب در مناطق کوهستاني قرار گرفته اند. جبران عوارض و ناهمواري ها، پارامتر بزرگي، وجود عوارض و ناهمواري ها زمين، بزرگي پارامت متوسط زمين شناسي، پلاريزاسيون مايل وسايل مزاحم و وجود يک لايه ناشناخته حوزه نرمال براي هر منطقه عامل طبيعي مي باشد. طبيعت پلاريزاسيون طبق الگوهاي ميداني منظمي تغيير مي کند. عوارض و ناهمواري ها فقط نقشه برداري ژئوفيزيکي را دچار مشکل نمي کند بلکه مشاهدات را نيز دچار مشکل مي کند. اولا تاثير ناهمواري هاي زمين مي تواند قابل بررسي باشد، ثانيا وقتي داده ها بر روي يک سطح ناهموار ثبت مي شوند، فاصله عمودي تا هدف هاي پنهان متفاوت مي شود و يک گراديان تغييرات ميدان قايم آنومالي ايجاد مي شود.
فاکتورهاي محيطي با يک ساختار زمين شناسي مخلوط مي شود که باعث تحريک، پيشروي و تغيير سيستمي که توانسته به موفقيت برسد مي شود. تعدادي از عناصر اين سيستم عبارتنداز: (الف) همبستگي ناهمواري ها (ب) روشهاي کيفي و نيمه کمي و (ج) روشهاي شرح کمي سازي آنومالي هاي پلاريزاسيون در شرايط توضيح داده شده.
روش هاي IP در Caucasus استفاده شده و در ساير نواحي در ساير نواحي از 1962 استفاده گرديده است. اين مطالب تجربيات ايجاد و کاربرد روش هاي پيشرفته را بيان مي کند. ابزار کار مرور (الف) و (ب) سيستم پيشرفته، و گزارش مطالعات اصلي
(ρ (C
باشد.
بايد توجه شود در اينجا هيچ تکنيکي براي محاسبه مستقيم حوزه IP در محيط ناهمسانگرد بيان نشده است.

رابطه بين حوزه زمان و فرکانس:
رابطه بين حوزه زمان و فرکانس توسط محققين زيادي مطالعه شده است. شباهت بين نتايج به دست آمده در حوزه زمان و فرکانس قابل توجه است. Toms & Johnson پيشنهاد کردند که يک روش کارمخصوص براي روش IP در حوزه زمان استفاده شود. احتمال محاسبه حوزه زمان از مدل امپدانسي Cole Cole توسط محققين توضيح داده شده است.
ما نشان داده ايم در حوزه زمان که قابليت پلاريزه شدگي
ηa ميتواند با فرمول زير معرفي شود:


که ηa قابليت پلاريزه شدن سنگ بستر مي شود و EIP شدت حوزه IP و E0 شدت حوزه پلاريزه يکنواخت اوليه مي باشد. آنومالي هاي IP کوچک مي باشند در مقايسه با حوزه اوليه ( EIP =< E0 ) ما مي نويسيم:
در اکثر موارد ηI نزديک به صفر است بنابراين پارامتر ηa براي مشخصات هدفمان استفاده مي‌کنيم.



شکل1 کاهش مقاومت الکتريکي نمونه سنگي وقتي ولتاژ
خروجي قطع مي شود(kellerوfrischknecht،1996)
تجهيزات روسي soviet براي مشاهدهIP در دامنه زمان ويژگي ذيل را دارد. مقدار مورد انتظار روي منحني تخليهIP بعد از زمان ورودي تعريف شده (براي مثال 0. 5s )بعد از اينکه جريان قطع شد،اندازه گيري مي شود. (شکل 1) با تفسير کردن مقدار محاسبه شده که در مدت زمان اندازه گيري E ثابت مي شود،مي توانيم قابليت قطبيت را به درصد اندازه بگيريم(Komarov،1980 ; Parashis ،1986 ; Sharma،1986)
انواع ديگر تجهيزات به ما اجازه اندازه گيري زمان نرمال شده نشان دهنده مساحت زير منحني کاهشي را مي دهد. اين مقدار شارژبليته(m)را به ما مي دهد و با mv بيان مي شود. هيچ اختلاف بنيادي بين قابليت قطبيت و شارژبليته وجود ندارد. با وجود اين ، قابليت کاربرد تکنيک هاي شرح داده شده براي اندازه گيري شارژبليته مي بايست آزمايش شود.

ويژگي هاي تصحيح رليف ناحيه در روشIP:

اثر رليف ناحيه عموما دو گانه است(Khesinو ديگران،1996 ) اولا، شکل و ويژگي هاي فيزيکي جرم هاي توپوگرافيکي (مانند سنگ هاي شکل دهنده رليف) ظهور اين عوارض را در ميدان آنومالي تعيين مي کنندکه تاثيرات آنومالي ها از هدف هاي پنهان را کاهش مي دهند. دوما،خطوط مشاهده اي ناهموار مسئول تفاوتها در فاصله نقطه اندازه گيري تا منبع است. اين تفاوتها خودش را به صورت آنومالي از اجسام مختلف آشکار مي کند. براي مشاهدات IP حالت دوم از تاثير رليف،عمدتا آنومالي را تحريف مي کند. اين تحريف مي تواند به وسيله تفسير کمي با استفاده از روش هاي پيشرفته که در بالا شرح داده شد محدود شود(Khensin و ديگران،1993)
هر چند بعضي تحريف ها به وسيله تغيير جريان قطبي شده مشابه اثر رليف توپوگرافي در روشهاي مقاومت ايجاد مي شوند. به علاوه متوسط گروه اغلب قطبيت پذيري مختلفي دارد. هر بلندي رليف مي تواند به عنوان يک قطب اضافي يا يک رديف قطب هاي تغيير دهنده شدت زمينه در نقطه اندازه گيري، تفسير شود. جمع ميدان هاي چنين عناصر پرکننده رليفي، يمايل به بزرگ شدن را را با افزايش ارتفاع نقطه مشاهده شکل مي دهد. پتانسيل به واسطه چنين منبعي به صورت معکوس با فاصله نقطه مشاهده متناسب خواهد بود.
بنابراين بين IP و فاصله سطح مشاهده يک وابستگي خطي معکوس وجود دارد. در اين حالت لازم است(a)تعيين وابستگي بين اندازه گيري هاي IP ثبت شده و ارتفاع نقاط مشاهده (b) محاسبه ثابت هاي تخميني(c)استفاده از ثابت هاي به دست آمده براي طرح ريزي نمودارIP اصلاحي براي تاثير رليف منطقه. يک روش ارتباط در پي جوئي مغناطيسي توسط (Khesin(1969 مطرح شد. او به صورت آناليزي يک رابطه خطي بين افزايش مغناطيس عمودي (
ΔZ) و ارتفاع نقطه مشاهده(H) تحت شرائط همگني نسبي متوسط مغناطيس به دست آورد. رابطه خطي (ΔZH) براي بخش مياني عناصر مربوط به رليف ناهموار شده مثل يک شيب(شامل لبه وپله)صحيح است. همه اشکال رليف هاي اصلي مي تواند با استفاده از ترکيب ويژه شيب ها تخمين زده مي شوند. ΔZ
فرض به هم مربوط بودن به وسيله نتايج مدلهاي رياضي و فيزيک پديده IP حمايت مي شود. کاربرد روش همبستگي براي تصحيحات توپوگرافي بر روي مدل داده ثبت شده در سطح ناهموار با همگني متوسط شامل يک غير همگني محلي (لايه هاي عمودي نازک)شرح داده شده است.




شکل2. روش کرولاسيون براي برجستگي عوارض در ميدانIP براي موارد ذيل انجام مي گردد:
(a) اشکال با برجستگي منفي، (b) اشکال با برجستگي مثبت همراه کانسار شيبدار.
(c) و (d) به ترتيب ميدانهاي کرولاسيون براي (a) و (b) هستند.

يافته هاي (Polyakov (1969 و نتايج مشابه بعدها توسط Fox و ديگران بدست آمده است. (1980)، روش المانهاي محدود استفاده مي شود. ما نتايج مدلسازي را براي ارزيابي روش کرولاسيون در اکتشاف IP استفاده کرده ايم (شکل2). شکل2 نتايج کاربردي روش کرولاسيون با يک مدلسازي از ميدان IP را توضيح مي دهد (ظهور قطبيش پذيري ηa). ارتباط بين مقادير ηa و بزرگي ميدان H براي انطباق مدلهاي (a) و (b) در شکل 2c و d رسم شده است. شکل 2d حضور يک گروه نقاط در ميدان کرولاسيون را نشان مي دهد، علّت آن وجود آنومالي مي باشد.
بنابراين، کرولاسيون علاوه بر نزديک شدن، محاسبۀ تأثير برجستگي عارضه را امکان پذير مي سازد، و همچنين هدفهاي اکتشافي را آشکار مي سازد. در نتيجه، در چنين روشي مسئلۀ مهم کيفيت تفسيري است که ممکن است انجام شود.

تفسير نيمه کمي و کيفي:

تفسير کمي از اطلاعات عمليات الکتريکي ،بدون توجه به انفصال هاي شيبي ملايم بسيار پيچيده است. به هر حال،تکنيک هاي کمي در روش IP به ما اجازه مي دهند تا اطلاعات باارزشي در مورد مقاطع زمين شناسي در پاسخ حاصل شود. به عنوان نمونه،آناليز واقعي مقاطع
ηa با مقاطع ϼ a ترکيب مي شود و براي مطالعه ذخاير سولفيدي در کانادا و فرانسه مورد استفاده قرار مي گيرند. به طوري که دسترسي براي ارزيابي نواحي ضعيف در دسترس،مناسب است،جايي که نتايج تفسير سريع براي پيشرفت عمليات نقشه برداري مورد نياز هستند.
روش IP VES (سونداژ الکتريکي عمودي با آرايه شلومبرژه) به صورت وسيع در مراحل متفاوتي از پي جويي،نواحي تقريبا غير قابل دسترس در Greater و Lesser Caucasusاستفاده شده ا ند(Alexeyev,1970;Khesin,1969).
ساختمان هاي عرضي تحت نصف النهار مرجع در IP VES (فاصله AB بالا تا 2 4 کيلومتر،گام مشاهده 0. 5 11 سانتيمتر) از پاي توده هاي خاک تا حوضه آبريز اصلي،آبريز Greater Caucasus انجام شده بودند(شکل. 3). در نمودار 3 مقادير پلاريزاسيون ظاهري
ηa تحت هر نقطه سونداژ در عمق نصف فاصله AB نشان داده شده اند. مقطع کاذب ηa
به دست آمده تغييرات تقريبي در پلاريزاسيون با عمق را منعکس مي کند.



شکل. 3. مقاطع کاذب aη. ايزولاين ها به صورت درصد نشان داده شده اند در صورتي که تابعي از AB/2 هستند.

نقاط IP VES با نقاط سياه(فاصله الکترودي در جهت امتداد پروفيل است)دلايل آن هستند.
مناطقي با پلاريزاسيون ظاهري بالا در سازندهاي ژوراسيک سايه زده شده اند.

منطقه مذکور در شيب جنوبي Greater Cauucasus ، در شمال غربي آذربايجان نزديک مرزهاي Georgia و داغستان قرار دارد. تنوع آنها بسيار پيچيده است. اين منطقه از ذخاير شيل ماسه اي به شدت از فرم خارج شده تشکيل شده است که به موقع،تخمين زده شده بودند در صورتي که از لحاظ تجاري غير اميدبخش بودند.
کمتر ما به اکتشاف کانسار پلي متاليک Filizchai، بزرگترين کانسار در قفقاز مي‌پردازيم. عناصر عمدۀ مهم اين کانسار و چندين کانسار فلزي کوچک آشکار شده در چنين ناحيه اي (Katsdag ، Katekh و غيره) مس، روي، سرب و فلزات ديگر مي‌باشند (Khesin و ديگران 1993). تمام اين کانسارها در صورتي که توسط مقاطع VES IP تأييد شوند يک کانسار فلزي جديدي را تشکيل مي دهند. در شکل3 و ديگر زون گسترش يافته در مقاطع (3،2،1 و4) قطبش پذيري بالا مشهود است (ده ها درصد). زونهاي آشکار شده شامل چندين کانسار پلي متاليک و مس هستند که بعداً کشف شده است. قطبش پذيري عمده مي تواند بخاطر سنگهاي ميزبان پيريتي يا گرافيتي باشد.
تفسير نيمه کمي منحنيهاي VES IP تعيين موقعيت کانسارهاي نيمه افقي با قطبش‌پذيري بالا را براي ما امکان پذير مي سازند. اين مورد براي تعيين محل کانسار مگنتيت اسکارن در ميدان فلزي Dashkesan در قفقاز صغير بکار گرفته شده است (Khesin ، 1969). قفقاز صغير توسط يک برجستگي صاف و نرم کننده مشخص شده است و از لحاظ تکتونيک پيچيده نيست. هر چند، در اينجا سنگهاي ماگمايي و انواع ديگر سنگها را پيدا کرديم. اين تغييرپذيري شاخصي را در خصوصيات فيزيکي ايجاد مي سازد، هم بصورت جانبي و هم بصورت قائم، که تفسير داده هاي ژئوفيزيکي را مشکل مي سازد. کاربرد روش تفسير IP تقريبي تعيين عمق بالاترين قسمت کانسار را براي ما امکان پذير مي سازد.



شکل4. تفسير نيمه کمي از منحنيهاي ηa در کانسار آهن Dashkesan (قفقاز صغير).

معکوس سازي آنومالي هاي IP:
اجازه بدهيد مشاهدات را در حوضه زمان در نظر بگيريم. تکنيک هاي معمول تفسير کمي آنومالي هاي IP ،کاربردهاي نسبتا محدودي دارند.
از جمله کار هاي انجام شده در روش IP ، مي توان از کارهاي (Frazer(1981 در ارتباط با انتخاب تحليلي آنومالي هاي ايزومتريک و Komarove(1980) در ارتباط با روش تانژانت، نام برد.
(Patella1972 و 1973) پيشنهاد کرد که همان فرايندي که براي روش resistivity انجام مي شود، براي تفسير نتايج VES-IP هم به کار رود. (Quick(1974 پيشنهاد کرد که آنوماليهاي IP بدست آمده از آرايش گراديان، مي تواند بوسيله تئوري ميدان پتانسيل تقسير شود. براي اين اهداف نويسنده توصيه مي کند که از تکنيک نقاط ويژه (که به طور وسيع در بررسيهاي مغناطيسي استفاده مي شود) بهره برد.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:25  توسط یاسرپوراسمعیل  | 

اشکال ذخایر معدنی

ذخایر ایزومتریک
گسترش این ذخایر در سه بعد یکسان و نسبتا زیاد است. این ذخایر در صورت واقع شدن در سطح زمین به روش روباز قابل بهره برداری هستند. ذخایر ایزومتریک مهم عبارتند از :

نوع استوک
حالت گنبدی تجمع مواد معدنی را در یک نقطه استوک (stock) می‌گویند. نظیر گنبدهای نمکی ، گچی و بعضی از ذخایر سرب ، روی و مس جانشینی در کربناتها و در برخی ذخایر مس پورفیری کانی سازی از انواع پراکنده و به شکل استوک است.
نوع استوک ورک
شکل کلی ذخیره حالتی از استوک است اما بافت ذخیره حالتی از استوک ورک دارد. محلولهای ماگمایی که در تشکیل ذخایر مس و مولیبدن پورفیری نقش اساسی دارند در مرحله خاصی از تبلور ماگما در سنگهای فوقانی موجب تشکیل درزه و شکافهایی می‌شوند که توسط محلولها پر شده و بافت استوک ورک را بوجود آورند.
نوع کیسه‌ای
هرگاه محلول گرمایی و یا ماگمایی از یک سنگ کربناته و دارای تخلخل مفید و قابلیت واکنش پذیری نسبتا خوب به یک سنگ غیر قابل نفوذ برسند ماده معدنی در سنگ کربناته در مرز با سنگ دیگری تجمع پیدا می‌کند و تشکیل ذخایر کیسه‌ای را می‌دهد.
ذخایر صفحه‌ای
ذخایر صفحه‌ای در جهت طول و عمق گسترش زیاد دارند حال آنکه در جهت عرض بسیار محدود می‌باشند. ذخایر صفحه‌ای را به دو دسته لایه‌ای و رگه‌ای تقسیم می‌کنند.
ذخایر لایه‌ای
اکثر ذخایر رسوبی از نوع لایه‌ای هستند. و این ذخایر همزمان با رسوبگذاری تشکیل می‌شوند که از جمله می‌توان ذخایر رسوبی شیمیایی آهن و منگنز را نام برد. در این نوع ذخایر تغییرات مورفولوژیکی زیادی دیده نمی‌شود. از ذخایر دارای منشأ ماگمایی به کرومیت و مگنتیت در سنگهای اولترامافیکی می‌توان اشاره نمود.
ذخایر جانشینی در شرایط خاص حالت لایه‌ای دارند و این در صورتی است که سنگهای واقع در اطراف گسل ، به صورت تناوبی از سنگهای کربناته (با تخلخل بالا و واکنش پذیر) و سنگهای غیرقابل نفوذ و مقاوم تشکیل شده باشد و محلولهای گرمایی و ماگمایی در سنگهای کربناته نفوذ و ضمن انجام واکنش ، مواد معدنی برجای گذاشته شوند و در لایه‌های غیرقابل نفوذ تغییری رخ ندهد.

ذخایر رگه‌ای
گسلها و شکستگی‌ها در صورتی که توسط محلولهای گرمایی و یا ماگمایی پرشوند ذخایر رگه‌ای تشکیل می‌شوند. ذخایر رگه‌ای برخلاف حالت لایه‌ای اکثرا اپی‌ژنتیک هستند. ذخایر رگه‌ای به صورت ساده و پیچیده هستند. شکل ذخایر رگه ، تابع نوع گسلها و شکستگیهای منطقه است که خود توسط مقاومت مکانیکی سنگها ، فشار و نحوه توزیع نیروها عمق و عوامل دیگر کنترل می‌شود. رگه‌ای مهم عبارتند از : رگه‌های ساده ، شعاعی ، حلقوی ، پلکانی ، بادبزنی ، موازی ، دم اسبی و غیره .

رگه‌های شعاعی : اکثرا در بالای توده‌های نفوذی به خصوص در قسمت‌های فوقانی ذخایر مس پورفیری واقع می‌شوند و به کمک آن می‌توان موقعیت توده نفوذی و ذخایر پورفیری را در اعماق مشخص نمود.

رگه‌های حلقوی : اکثرا در اطراف دهانه‌های آتشفشانی گزارش شده‌اند. که خروج ماگما با حجم زیاد موجب ریزش دهانه می‌شود که گسلهای نرمال حلقوی در حاشیه دهانه بوجود می‌آید که توسط محلولهای گرمایی و یا ماگمایی پر می‌شوند و رگه‌های حلقوی تشکیل خواهند شد.

رگه‌های زین اسبی : این نوع ذخایر در تاقدیس‌ها تشکیل می‌شوند.
ذخایر استوانه‌ای
گسترش آنها در یک جهت نسبتاً زیاد است. محلولهای گرمایی و ماگمایی که در شرایط خاصی در سنگهای کربناته جانشین شوند تشکیل ذخایر استوانه‌ای را خواهند داد. غارهای موجود در سنگهای کربناته که توسط محلولهای گرمایی و یا ماگمایی پر شده‌اند تشکیل ذخایر استوانه‌ای را می‌دهند. این ذخایر را نسبت به وضعیت طول آنها به دو دسته تقسیم می‌کنند. ذخایر دودکشی(chimney) یا تنوره‌ای که طول استوانه عمود یا تقریباً عمود است و در صورتی که طول استوانه حالت افقی داشته باشد به آن مانتو (Manto) گفته می‌شود.
ذخایر عدسی
در بعضی از ذخایر به دلیل وضعیت خاص منطقه کانی سازی و شرایط تبلور ذخیره شده حالت عدسی به خود می‌گیرد، نظیر ذخایر ماسیوسولفید و عدسی‌های کرومیت.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:19  توسط یاسرپوراسمعیل  |