Underground mining
The extraction of ore from beneath the surface of the ground. Underground mining is also applied to deposits of industrial (nonmetallic) minerals and rocks, and underground or deep methods are used in coal mining. Some ores and industrial minerals can be recovered from beneath the ground surface by solution mining or in-place leaching using boreholes. See also: Coal mining; Solution mining
Underground mining involves a larger capital investment and higher production cost per ton of ore than open pit mining. It is done where mineral deposits are situated beyond the economic depth of open pit mining; it is generally applied to steeply dipping or thin deposits and to disseminated or massive deposits for which the cost of removing the overburden and the maintaining of a slope angle in adjacent waste rock would be prohibitive. In some situations, the shallower portion of a large orebody will be mined by open pit methods, and the deeper portion will be mined by underground methods. See also: Open-pit mining
Underground mine entries are by shaft, adit, incline, or spiral ramp (Fig. 1). Development workings, passageways for gaining access to the orebody from stations on individual mine levels, are called drifts if they follow the trend of the mineralization, and cross-cuts if they are driven across the mineralization. Workings on successive mine levels are connected by raises, passageways that are driven upward. Winzes are passageways that are sunk downward, generally from a lowermost mine level.
Fig. 1 Underground mining entries and workings.

In a fully developed mine with a network of levels, sublevels, and raises for access, haulage, pumping, and ventilation, the ore is mined from excavations referred to as stopes. Pillars of unmined material are left between stopes and other workings for temporary or permanent natural support. In large-scale mining methods and in methods where an orebody and its overlying waste rock are allowed to break and cave under their own weight, the ore is extracted in large collective units called blocks, panels, or slices. See also: Mining
سيستمهاي تصوير در كارتوگرافي(Map Projection of cartography )
فهرست مطالب :
سيستم تصوير استوانهاي لامبرت
سيستم تصوير استوانهاي مرکاتور
سيستم تصويرهاي مخروطي
تصوير مخروطي با يک مدار استاندارد
سيستم تصوير هم مساحت لامبرت
خواص سيستمهاي تصوير
طبقه بندي سيستمهاي تصوير
سيستم تصويرهاي استوانهاي
سيستم تصوير استوانهاي ساده
تصوير مخروطي با دو مدار استاندارد
تصوير مخروطي(BONNE)
سيستم تصويرهاي سمتي يا صفحه اي
منبع : پايگاه علوم زمين کشور
بنابراين يكي از مسائلي كه پزشكان با آن روبه رو هستند تشخيص صحيح بيماري هاي ناشي از آلودگي هاي معادن در معدنچيان مي باشد كه اين تشخيص نه تنها به درمان و در صورت نياز ، جبران خسارت بيماران مربوطه كمك مي كند بلكه هشداري است به مقامات بهداشتي براي پيشگيري از بروز بيماري هاي مشابه در بيماراني كه در تماس با همان ماده قرار دارند. جدول ذيل اشاره به نام وعامل بيماري ها و نوع معدن و كارگاه معدني دارد كه به صورت مختصر ارائه شده است :
|
نام بيماري |
عامل بيماري |
نوع معدن و كارگاه معدني |
|
سيليكوز |
سيليس(SiO2) |
معادن سيليس، كارگاه شن شويي، صنايع فلزي وسراميك وكارخانه هاي سيمان |
|
تالكوز(Talcosis) |
تالك |
معادن تالك، صنايع فرآوري تالك |
|
برنشيت و پنوموني (ذات الريه) و آسم (التهاب مجاري تنفسي) |
دي اكسيد گوگرد
(SO2) وآلاينده هاي جوي |
معادن زغال سنگ و معادن بيتومين و مخازن نفتي |
|
تنگي برونش ها (گرفتگي راه هاي تنفسي) |
اكسيدهاي سولفور
(SOX) |
معادن زغال سنگ، نيروگاه هايي كه با سوخت زغال كار مي كنند و معادن بيتومين (قيرهاي طبيعي) |
|
خيز ريوي (تورم راه هاي تنفسي) Pulmonary edeme |
اكسيدهاي نيتروژن
(NOx) |
خروج از وسايل موتوري در معادن، نيروگاه هايي كه با سوخت فسيلي كار مي كنند |
|
سرطان ريه |
هيدروكربن هاي چند حلقه اي معطر |
خروج گاز و دود از موتورهاي ديزلي موجود در معادن، دود سيگار |
|
آسم و آماس(التهاب و آلرزي بيني) Asthma Rhinits |
مواد آلرژي زا |
گرد وغبار موجود در معادن و معادن گچ |
|
انسداد مزمن راههاي هوايي |
SO2 |
معادن زغال سنگ و معادن بيتومين و مخازن نفتي |
|
التهاب مجراي تنفسي فوقاني(بيني) |
افزايش غلظت ازن |
مناطق جنوبي در معادن درتابستان ها و هواي گرم |
|
هيپوكسي(Hypoxemia) و بيماري آرتريواسكلروتيك قلب، كم خوني و هموگلوبينوپاتي، انسداد مزمن ريوي، ترومبوآمبوليسم |
CO و تركيب مونواكسيد كربن با هموگلوبين(COHb) |
خروج گاز CO از وسايل موتوري و ماشين آلات موجود در معادن |
|
اختلال دستگاه قلب عروق و دستگاه عصبي |
دي اكسيد كربن
(CO2) |
در كليه معادني كه تهويه ندارند |
|
متهموگلوبينمي(Methemoglobinemia)، نيتروزامين ها(nitrosamines) با علائم كبودي لب ها و پوست |
نيترات يا نيتريت |
هنگامي كه ميزان نيتريت يا نيترات موجود در آب آشاميدني معادن بيش از 10 ميلي گرم درليتر باشد |
|
پيگمانتاسيون غيرطبيعي پوست، هيپركراتوزيس، احتقان مزمن بيني، دردهاي شكمي، مزمن قلبي، پاي سياه(black foot)، گانگرن(قانقارياي)اندام هاي انتهايي، سرطان پوست، ريه ها، غدد لنفاوي، مغز استخوان، مثانه، كليه و كبد و پروستات كه با آرسنيك در تماس هستند . |
آرسنيك |
معادن طلا كه در اثر آتشباري و انفجار، آرسنيك از گوگرد جدا ميشود و به صورت آزاد وجود دارد. همچنين در معادن زرنيخ و رآلگار به صورت سيانور |
|
اختلال هاي ذهني، اتاكسي(عدم تعادل)اختلال در راه رفتن، در تكلم ، محدود شدن ميدان بينايي و اختلال در جويدن و بلع |
جيوه |
در معادن و مناطقي كه ماده معدني سينابر با آتشباري استخراج ميشود |
|
كرامپ و درد شكم، اسهال، بيماري هاي كليه، سرطان پروستات |
كادميوم |
در اثر نفوذ كادميوم در آبهاي آشاميدني معادن |
|
سرطان ريه |
ذرات كربن |
خروج گاز از موتور ديزلي |
|
آزبستورين و نئوپلاسم هاي ناي، برونش و شش، مزوتليوما(Mesothelioma) |
الياف آزبست |
معادن آزبست(پنبه كوهي) |
|
نئوپلاسم بدخيم مثانه(سرطان بدخيم مثانه) |
مواد و ذرات منتشر شده از كوره زغال كك |
كارگران واحدهاي فرآوري و كوره زغال |
|
نئوپلاسم بدخيم مثانه و ناي و برونش و شش |
ذرات رادون |
تماس مستقيم معدنكاران با مواد راديواكتيويته |
|
كم خوني آپلاستيك(كم خوني كه منشأ مغز استخوان دارد) |
تي . ان . تي
(T.N.T) |
توليد مواد منفجره |
|
گرانولوسيتوز(كاهش سيستم دفاعي بدن) |
فسفر |
معادن فسفات P2O5 و صنايع توليد مواد منفجره |
|
آنسفاليت سمي(التهاب بافت مغز)Toxic encephalitis |
سرب |
كارخانه هاي فرآوري سرب و ريخته گري |
|
پاركينسون |
منگنز |
منگنز |
|
بيماري هاي شغلي |
گرد زغال |
معادن زغال سنگ و بيتومين |
|
تأثير سروصدا بر گوش داخلي |
سروصداي زياد |
آلودگي هاي صوتي در معادن |
|
مزوتليوما(سرطان پرده پوشاننده ريه) |
عناصر سمي |
لباس هاي آلوده كارگران معدني در معادن سرب |
|
اختلالات دستگاه عصبي |
حلال ها |
كارگران معدني كه با حلال ها سروكار دارند |
|
سرطان مثانه |
رنگ |
كارگران معدني كه با رنگ سروكار دارند |
|
لوسمي يا سرطان خون |
بنزن |
پرسنل و كارگران معدني كه با بنزن سروكار دارند |
|
نارسايي كليه، صدمه ديدن عملكرد دستگاه توليد مثل |
سرب |
معادن سرب |
|
نقص عضو، از دست دادن اعضاي بدن |
غيراستاندارد بودن مواد ناريه و دستگاه سيم برش الماسه و ... |
در معادن سنگ هاي تزئيني |
|
این حفره بزرگ در واقع یک معدن الماس در سیبری شرقی در نزدیکی شهر میرنا در روسیه است. عمق این حفره 525 متر و قطر آن 1.25 |
فهرست مطالب :
» مقياس (Scale)
» سيستم تصوير(Map Projection)
» جنراليزه کردن (Generalization)
» طراحي (Design)
» ترسيم و توليد (Map Produce)
» انواع کارتوگرافي
» نقش کارتوگرافي در تهيه نقشه
» اهميت کارتوگرافي
» تحول در کارتوگرافي
» علل تغيير آهسته کارتوگرافها طي زمان
» آينده کارتوگرافي
کمپاس و کاربرد های آن
کمپاس برانتون ( قطب نماي جيبي )
ساختمان کمپاس برانتون
مقياس هاي آزيموت و بيرينگ
مقياس هاي آزيموت و بيرينگ براي تعيين جهات جغرافيايي
نگهداري و تنظيمات کمپاس
انحراف مغناطيسي و تصحيح کمپاس
تعيين انحراف مغناطيسي
تنظيم انحراف مغناطيسي در کمپاس
کارآيي کمپاس
تعاريف
روش هاي برداشت اطلاعات بوسيله کمپاس
اندازه گيري موقعيت ساختار هاي خطي
اندازه گيري زاويه پيچ براي عناصر خطي
اندازه گيري زواياي قائم، ارتفاع و فاصله
اندازه گيري ضخامت حقيقي لايه ها
اندازه گيري موقعيت صفحات
روش مستقيم بدست آوردن امتداد لايه
اندازه گيري شيب توپوگرافي از دور
بدست آوردن موقعيت يک خط مابين دو نقطه
اندازه گيري موقعيت يک صفحه با تکنيک دو خط
استفاده از کمپاس براي تعيين دو نقطه هم ارتفاع
يافتن موقعيت با استفاده از کمپاس و نقشه
يافتن موقعيت خود بر روي نقشه
جهت يابي بدون کمک قطب نما
فهرست مطالبي که در ادامه مطلب بیان می گردد
:١
- معرفی منطقه٢
-مطالعات ژئوشيميايي١
-٢ تغييارت عيار٢
-٢- همبستگي ژئوشيميايي بين اورانيوم و ساير عناصر٣
-٢- رابطه عيار عناصر با ليتولوري٤
-٢-مكانيسم هاي شيميايي حمل و ذخيره اورانيوم در طبقات ماسه سنگي٣
-مدل کانی سازي اورانيوم در تلخه رود١
-٣-فاکتورهاي تعيين کننده در ذخاير اورانيوم تيپ ماسه سنگي در گستره مورد بررسي٤
-نتيجه گيري5-
منابع1-
معرفی منطقه :حوضه تلخه رود در آذربايجان خاوري ، بوسيله ارتفاعات و توده هاي پلوتوني
– ولكانيكي احاطه شده و در واقع يك حوضه بين کوهستاني مي باشد که درمجموعه اي از قوس هاي ماگمايي مربوط به اواخر ترسير، قرار گرفته است . سرشاخه هاي تلخه رود از ارتفاعاتي چون آتشفشان هاي سبلان ، بزقوش ،دچان و قوشه داغ سرچشمه گرفته و با شستشو دادن دامنه هاي مذکور ،مقدار قابل توجهي از اورانيوم موجود آنها را به کانال اصلي رودخانه حمل کرده و در آنجا در لابه لاي رسوبات مئاندري رودخانه و پهنه هاي دلتايي رسوب داده است .بررسي آماري عيار اورانيوم و عناصر دیگر درتوالي رسوبي ميوسن بالايي ميان تبريز و اهر در تلخه رود وقوع کاني سازي را در منطقه مشخص مي سازد ارتباط اورانيوم با مس ، موليبيدنيوم و واناديوم و همبستگي ثبت عناصر مزبور است . اين همبستگي تنها در ستون چينه اي (Roll front) ،مويد کاني سازي از تيپ ماسه سنگ و از نوع هلالي اميدچه مشاهده شده و آنومالي هاي مربوط هم از نوع اپي ژنتيك مي باشد . در گورچين اورانيوم با عناصر شاخص تيپ ماسه سنگي همبستگي منفي نشان مي دهتد . حال آن که شيل هاي تيره در ستون چينه اي اين منطقه و هوازدگي سطحي ، از عيار کم و بيش بالاي اورانيوم همزمان با رسوب گذاري صورت (leaching) با وجود تاثير گرفته و کاني سازي مربوطه ، از نوع سين ژنتيك است .فراواني سيمان کلسيتي در ليتوفاسيس هاي ماسه سنگي مويد وفور (CO3-2) در محيط هاي ديانژي بوده که نقش مهمي در انتقال اورانيوم درمحيط هاي مذکور به صورت کربوکسيل اورانيوم ايفا نمونه و محلول هاي اخير در نهايت در شرايط احيا محيط هاي شيميايي مي تواند به اکسيد اورانيوم تبدیل شده باشد .طلا از واژه Jval در زبان سانسكريت ، gold درآنگلوساكسون ،geolo در انگليسي قديم و aurum در لاتين گرفته شده كه همگي به معناي طلا ( زرد ) مي باشند.طلا فلزي زرد رنگ با نماد Au ، وزن مخصوص بالا (gr/cm332/19)،جرم اتمي 967/196 و عدد اتمي 79 است. اين عنصرداراي سختي 5/2 تا 3 ، نرم، براق، قابل انعطاف، چكش خوار، شكل پذير، داراي شکست دندانه اي است. طلاي خالص معمولاً حاوي 8 تا 10% نقره و گاهي بيشتر است. با افزايش نقره، رنگ سفيد تري ايجاد شده و وزن مخصوص نيز كمتر ميشود.طلا جزء گروه عناصر آزاد ، طبيعي و خالص بوده و فراواني آن در پوسته زمين در حدود7- 10 × 4 مي باشد.طلا پراكندگي بسيار گستردهاي دارد. معمولاً در رگههاي كوارتزدار در سنگهاي دگرگوني و اسليتي و يا در ماسهها و آبرفتهايي كه از تجزيه سنگهاي ديگر حاصل ميشود، وجود دارد. طلا معمولاً به نمونههاي فلزي ديگر مانند پيريت طلادار وابسته است.طلا نقش خود را به عنوان ذخيره پولي در هر سطحي حفظ كرده است و بانك هاي مركزي ملل مختلف آن را به عنوان ذخيره پولي نگهداري مي كنند.
فهرست عنواین :
1) روشهاي مختلف براي فرآوري و استحصال طلا از سنگ معدن
2) مراحل مختلف و روشهاي متداول فرآوري و استحصال طلا
3) تقسیم بندی كانيهاي طلا از نظر استحصال
4) دلایل سختی روشهاي اندازهگيري طلا
5) مهمترين روشهاي اندازهگيري طلا
6) عوامل عملياتي در توليد طلا
7) تحقيقات و كاربردهاي طلا
براى پى بردن به چگونگى تشکيل ذخاير معدنى ،بررسى عوامل چهار گانه زير ضرورى است:
الف- خاستگاه محلولهاى کانه دار ( source of ore-solutions )
ب- خاستگاه مواد کانه ( source of ore-materials )
ج- نحوه مهاجرت وانتقال مواد ( means of transport )
د- نحوه ته نشينى مواد معدنى ( means of ore-deposition )
الف -خاستگاه محلولهاى کانه دار :
از آنجا که بيشترين حجم محلول هاى کانه دار را آب تشکيل داده ،بنابراين آب مى تواند نقشى کارا در تشکيل مواد معدنى وانتقال آنها داشته باشد.
5 خاستگاه براى محلول هاى کانه دار:
1 - آبهاى سطحى به همراه آب زيرزمينى که بطور کلی از نظر زمين شناسان آب جوى(meteoric water) ناميده مى شوند.
2 - آبهاى اقيانوسى-دريايى ( Oceanic-sea waters )
3 - آبهاى فسيل (fossil water )
4- آبهاى دگرگونى ( metamorphic waters )
5 - آبهاى ماگمايى ( magmatic waters )
1) آبهاى سطحى
اين آبها به انضمام آب هاى زيرزمينى که از نظر زمين شناسان آبهاى جوى (meteoric waters) ناميده مى شود در تشکيل:
- ذخاير رسوبى شيميايى (اورانيوم (chemical precipitales_
- ذخاير بر جاى ماندنى (بوکسيت ونيکل) –(Residual deposits )
- ذخاير پلاسرى ( placer deposits )
- ذخاير غنى شده ثانويه سوپرژن ( secondary enriched deposits )
- ذخاير رسوب شيميايى اورانيوم (Uranium chemical precipitates )
» ذخاير رسوبى شيميايى (اورانيوم (chemical precipitales_
اورانيوم موجود در توف هاى اسيدى وگرانيت هاى آلکالن در تماس با آبهاى سطحى ،ابتدا توسط اکسيژن موجود در آب اکسيده شده .به UO2+2 تبديل مى گردد وگاهى توسط کمپلکس هاى CO2--,So4--,PO4-3,f- به حالت محلول در آب از سنگ مادر خارج شده ودر محيط احيائى بر جاى گذاشته مى شوند. اين فرايند بدون حضور آب امکان پذير نيست وموجب مى شود که اورانيوم سنگ مادر که حالتى پراکنده وفاقد ارزش اقتصادى است در محيط ثانويه تمرکز يافته وارزش اقتصادى پيدا نمايد.
» ذخاير بر جاى ماندنى (Residual deposits )
- نيکل موجود در سنگهاى اولترامافيکى ومافيکى اگر در شبکه سيليکاتها جايگزين شود،ارزش اقتصادى نخواهد داشت،هر چند که از عيار بالا برخوردار باشد. در صورتيکه که اگر اين گونه سنگ ها در شرايط مناسب، تحت تاثير آبهاى سطحى ،هوازده وفرسوده گردند ،نيکل از شبکه سيليکاتها آزاد مى شود وبدليل غير محلول بودن ،در همان منطقه برجاى مى ماند.در نتيجه عيار نيکل افزايش يافته،تغليظ وتصفيه آن مقرون به صرفه مى گردد.
- منابع آلومينيم دنيا (ذخاير بوکسيت)اکثراً تحت تاثير آبهاى سطحى ،طى پديده لاتريتى شدن (lateritization) بوجود مى آيند.(لاتريتى شدن فرآيندى است که طى آن سنگ يا خاک به لاتريت تبديل مى شود)لاتريت به خاکهاى هوازده ويا موادى گويند که از اکسيدهاى ثانويه آهن،آلومنييم ويا هر دو آنها غنى باشد ومعمولاً بهمراه آن کوارتز وکائولن وجود دارد.تشکيل آنها در محيط هاى حاره اى وگرم ومرطوب صورت مى گيرد وفرآيند آن طى عمل هوازدگى (wheathring) کامل مى گردد.
» ذخاير پلاسرى ( placer deposit )
کانى هايى که از چگالى بالا ومقاومت در در برابر واکنش هاى شيميايى برخوردار هستند توسط آب از سنگ مادر جدا شده ودر بستر رودخانه در مکان هاى خاصى بر جاى گذاشته مى شوند وکانسارهاس پلاسرى را بوجود مى آورند.
گاهى اوقات مواد معدنى بويژه سولفيدها،توسط آبهاى سطحى ضمن اکسيداسيون وشسته شدن با توجه به اينکه اکسيژن نقش فعال دارد،ايجاد زون هايى چون Oxidizied ore, leached zone, gossan در بالاى سطح ايستابى (waterable) مى نمايد. با گذر يونهايى چونCu از سطح ايستابى، در شرايط احيائى مى تواند با گوگرد ترکيب شده ايجاد زون غنى شده (enriched zone) نمايد.
» ذخاير گرمابى (hydrothermal deposits )
گاهى آبهاى فرورو در اعماق زمين به توده هاى نفوذى در حال سرد شدن برخود مى نمايند. در نتيجه درجه حرارت ،قابليت احلال اين آبها افزايش مى يابد ودر نقطه بخصوصى بعلت کاهش وزن مخصوص (افزايش حجم) تشکيل يک چرخه مى دهند که در امتداد گسلها به سمت بالا آمده ودر طى مسير خود يک سرى مواد وترکيبات مربوط به سنگهاى اطراف خود از قبيل مس ،سرب،روى ،جيوه ،آرسنيک ،طلا، نقره وغيره را حل مى نمايد. اين مواد در اعماق خاص تحت تاثير تغييرات مربوط به عواملى چون حرارت وفشار شروع به ته نشينى وايجاد ذخاير گرمابى مى نمايند. بنابراين در تشکيل اکر ذخاير گرمابى، آبهاى سطحى نقش اساسى دارند.
2- آبهاى دريائى-اقيانوسى
نوعى از آب هاى سطحى را شامل مى شوند که در تشکيل بعضى از ذخاير رسوبى وماسيو سيولفيدها نقش اساسى دارند.در اين مورد نقش بخارات بروندمى (exhalites) از کف دريا در تشکيل ذخاير ماسي. سولفيدى قابل اهميت مى باشد.از ماسيو سولفيدها مى توان تيپ هاى قبرس Cyprus type،بشى Besshi type کورکو kuroko type را نام برد.
3 - آبهاى فسيل
شامل آبهاى مدفون مانده در بين ذرات تشکيل دهنده رسوبات است که در اصل مى تواند همان آبهاى جوى باشند که ديرزمانى در داخل رسوبات مدفون مانده با کانيهاى مشکله سنگها واکنش انجام داده،ويژگيهاى متفاوتى پيدا مى نمايند ودر تشکيل ذخاير معدنى از جمله ذخاير تيپ دره مى سى سى پى (MVT)،نقش کارا دارند.
4 - آبهاى دگرگونى
هرگاه آبهاى محصور بين ذرات رسوبى تحت تاثير فشار وحرارت ناشى از دگرگونى قرار گيرند،اين فشار وحرارت موجب مى شود تا آبها،فضاهاى بين دانه ها را ترک کنند وشروع به حرکت نمايندواين آبها مى توانند بعضى از مواد را در خود حل کنند وآنها را در شکستگيها وگسلها بصورت ذخاير رگه اى بر جاى مى گذراند.
5- آبهاى ماگمايى
ماگما ماده روان سنگ ساز که بطريق طبيعى تشکيل شده،ونفوذ وخروج آن طى عمل سرد شدن(solidification) سنگهاى آذرين را بوجود مى آورد مى باشد. ماگماهاى مافيک واولترامافيک از مانتل بالايى منشا مى گيرند ولى ماگماهاى اسيدى اغلب حاصل ذوب آناتکسى پوسته قاره اى است ومقدار کمى از آن حاصل تفريق ماگماى مافيکى مى باشد.
ميزان آزاد شدن آب از يک گداخته ماگمايى که از افقهاى ژرف به افقهاى بالاتر پوسته راه مى يابد براى سنگهاى بازالتى وگرانيتى متفاوت است.
تبلور اين نوع مواد معدنى همراه با سيليکاتها را مى توان تابع شرايط فيزيکوشيميايى ماگما، شعاع يونى عناصر شرکت کننده در ساختمان اين نوع ماده مواد معدنى وهمچنين درجه حرارت تبلور آنها دانست.
در صورتى که ماگماى اولترامافيکى – مافيکى در اقيانوسها بفرم سنگهاى آتشفشانى (exhalation) سرد شوند، اگر ترکيب شيميايى ماگما، عمق آب،شرايط ph,Eh آب وغيره مناسب باشد.ذخاير ماسيو سولفايد نوع مس- روى ويا نيکل-کبالت تشکيل خواهد گرديد.
- بخش محدودى از ماگماهاى اولترامافيک که از اعماق بسيار زياد منشاء مى گيرند وبطور استثنائى گازهاى HCI,H2O,B,F,CO2 در آن خيلى زياد است کيمبرليت ها را تشکيل مى دهد،کيمبرليت ها بدليل وجود الماس وهمچنين وجود قطعاتى از سنگهاى مانتل بالايى وپوسته سياليک زيرين حائز اهميت مى باشند.