تبليغاتX
MINERS DATABASE

MINERS DATABASE

وبلاگ انجمن علمی - دانشجویی مهندسی معدن دانشگاه صنعتی سهند

winsism10 ، نرم افزار لرزه نگاری

قسمت عمده ژئو فیزیک اکتشافی ۱ مربوط به لرزه نگاری انعکاسی و انکساری است . تحلیل داده های لرز ه نگاری کاری بس دشوار است که ممکن است این تحلیل به صورت دستی ماه ها به طول بیانجامد و تحلیل های داده های دو بعدی و سه بعدی بدون نرم افزار مناسب امکان پذیر نیست (تحلیل داده های سه بعدی لرزه نگاری انعکاسی از عهده چند شرکت نفتی خاص بر می آید ). ما برای تحلیل داده های یک بعدی و دو بعدی لرزه نگاری انکساری وانعکاسی نرم افزار winsism10 را به شما پیشنهاد میکنیم .

برای دانلود نرم افزار وراهنمای آن بر روی لینک زیر کلیک کنید .

http://www.ziddu.com/download/3761277/winsism10.rar.html

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:56  توسط بهمن بیگدلی  | 

کــــمـــپـــاس

 

کمپاس و کاربرد های آن

کمپاس برانتون ( قطب نماي جيبي  )

ساختمان کمپاس برانتون

مقياس هاي آزيموت و بيرينگ

مقياس هاي آزيموت و بيرينگ براي تعيين جهات جغرافيايي

نگهداري و تنظيمات کمپاس

 انحراف مغناطيسي و تصحيح کمپاس

تعيين انحراف مغناطيسي

 تنظيم انحراف مغناطيسي در کمپاس

کارآيي کمپاس

تعاريف

روش هاي برداشت اطلاعات بوسيله کمپاس

 اندازه گيري موقعيت ساختار هاي خطي

 اندازه گيري زاويه پيچ براي عناصر خطي

 اندازه گيري زواياي قائم، ارتفاع و فاصله

اندازه گيري ضخامت حقيقي لايه ها

اندازه گيري موقعيت صفحات

روش مستقيم بدست آوردن امتداد لايه

 اندازه گيري شيب توپوگرافي از دور

 بدست آوردن موقعيت يک خط مابين دو نقطه

 اندازه گيري موقعيت يک صفحه با تکنيک دو خط

 استفاده از کمپاس براي تعيين دو نقطه هم ارتفاع

 يافتن موقعيت با استفاده از کمپاس و نقشه

يافتن موقعيت خود بر روي نقشه

جهت يابي بدون کمک قطب نما

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 23:52  توسط یاسرپوراسمعیل  | 

كيمبرليت­ها

كيمبرليت­ها ( سنگ شناسی ، پتروژنز ، ژئوشیمی ، فراوانی و توزیع )

كيمبرليت­ها سنگهاي اولترمافيك آلكالن (معمولاً پتاسيك) كمياب هستند. اهميت اين سنگها بدین خاطر است كه آنها حاوی مجموعه اي از كانيهاي استثنائي و زينوليتها مي باشند كه در فشار بيشتر و در نتیجه در اعماق بيشتر تشكيل گرديده­اند. كيمبرليت­ها به واسطه داشتن الماس، از نظر اقتصادي نيز اهميت زيادي دارند. نام كيمبر ليت توسط لويس (1887) براي توصيف ميكاپريدوتيتهاي پرفيري الماس دار ناحيه كيمبرلي واقع در افريقاي جنوبي ابداع شد. كيمبر ليت­ها سنگهاي اولترمافيك نادر الماس داري هستند كه واجد مقادير متغيري زينوليت و زينوكريست مي­باشند. الماس كاني فرعي و نادر كيمبرلیتها است. حتي در انواع خيلي پر عيار، مقدار الماس در كيمبر ليتها در حدود يك پی­پی­ام  مي­باشد.

سنگ­شناسي كيمبرليتها، غيرعادي و پيچيده است زيرا اولاً كيمبرليت ها سنگهاي هيبريدي یا دورگه­ای خاصي هستند كه در آنها، كانيها، قطعات سنگي و مواد ماگمايي منجمد شده­اي يافت مي شوند كه در محيطهاي فيزيكوشيميايي مختلف تشكيل شده­اند و ثانياً تركيب مودال آنها بسيار متفاوت است. اليوين، كانيهاي گروه سرپانتين، فلوگوپيت، گارنت (عموماً پیروپ)، مونتيسليت، ايلمنيت منيزيم دار، كروميت آلومينيم ­منيزيم دار و پروسكيت كانيهايي هستند كه معمولاً در كيمبر ليت­ها يافت مي­شوند.

اخيراً كلمنت و همكاران (1984) واژه كيمبرليت را اين گونه تعريف كرده اند: "يك سنگ آذرين اولترابازيك، پتاسيك و غني از مواد فرّار كه به صورت پايپ­هاي آتشفشاني كوچك، دايك و سيل وجود دارد. اين سنگ داراي بافت دانه­اي ناهمسانی است كه خود حاصل حضور بلورهاي بسيار درشت در يك خميره ريز دانه است. اين خميره اساساً حاوي مواد زمينه­اي و فنوكريستي اوليه، اليوين و چند كاني ديگر نظير فلوگوپيت، كربناتها (عموماً كليست)، سرپانتين، كلينوپيروكسن و ديوپسيد)، مونتيسليت، آپاتيت، اسپينل­ها، پروسكيت و ايلمنيت است. بلورهاي درشت، كانيهاي بی­شكل آهن و منيزيم­داري هستند كه از گوشته مشتق شده و عبارتند از: اليوين ،فلوگوپيت، پيكروايلمنيت، اسپينل كروم دار، گارنت منيزيم دار، كلينوپيروكسن (عموماً ديوپسيد كروم دار) و ارتوپيروكسن (عموماً انستاتيت) مقدار اليوين بيشتر از ساير بلورهاي درشت (كه حضور تمام آنها در كيمبرليت الزامي نيست) است. معمولاً در اثر فرايندهاي دوتريك كه اصولاً شامل سرپانتيني­شدن و كربناتي­شدن است بلورهاي درشت و كانيهاي خميره نسبتاً قديمي­تر تجزيه مي­شوند. عموماً كيمبرليت­ها داراي زينوليت­هاي اولترامافيك مشتق شده از گوشته فوقاني و مقادير متغيري از زينوكريستها و زينوليتهاي پوسته­اي هستند. اليوين معمولاً  فراوانترين كاني کیمبرلیتها محسوب مي­گردد. اما به طور جزئي يا كامل با كانيهاي ثانويه­ای همچون كانيهاي گروه سرپانتين جانشين مي­شوند.

 

كيمبرليت ها به سه گروه زیر تقسيم می گردند:

الف)كيمبرليت­ها (به طور كلي)،   ب)كيمبرليت­هاي ميكايي   و ج)كيمبرليت­هاي آهكي.

 

اين تقسيم­بندي بر اساس مقدار اليوين، فلوگوپيت و كانيهاي كربناته پايه­گذاري شده است.بافت سنگهاي كيمبرليتي بطور معمول پرفيري يا پيروكلاستيك است. این سنگها  داراي مگاكريست­هايي هستند كه در زمينه­اي ريز دانه و متشكل از ميكروفنوكريستها قرار دارند. مگاكريستها شامل زينوكريست و فنوكريست بوده و عبارتند از: اليوين، فلوگوپيت، ايلمنيت منيزيم دار ،گارنت و پيروكسن.

اين كانيها معمولاً در زمينه­اي از كانيهاي گروه سرپانتين و يا كانيهاي كربناته و همچنين ميكروفنوكريست­هاي اكسيدهای آهن- تيتانیم، ميكاها، اسپينل­ها، پروسكيت، پيروكسن­ها، مونتيسليت و آپاتيت قرار دارند. سنگهاي دياترم­هاي كيمبرليتي عموماًً بافت ها و ساختهاي خرد شده و پيروكلاستيك دارند. در حالي كه سنگهاي كيمبرليتي موجود در دايك­ها وسيل­ها داراي بافت پرفيري معمولي هستند و حتي ممكن است داراي حاشيه انجماد سريع و ساختهاي جرياني باشند.مساحت تعدادي از دياترمهاي كيمبرليتي، بيش از يك كيلومتر مربع است و مساحت برخي از آنها كمتر از يك هكتار است. برخي داراي اشكال سطحي مدوّر هستند، در حالي كه انواع ديگر داراي اشكال طويل مي­باشند. در حالت سه بعدي، اغلب دياترمها، مخروطهاي معكوس و باريكي هستند كه با افزايش عمق به تدريج باریکتر مي­شوند. در اعماق زياد معمولأ دياترم­ها به صورت دايك در مي­آيند. سرانجام در برخي از دياترمها شواهدي وجود دارد كه نشان مي­دهد در نتيجه تزريقهاي متعدد بوجود آمده­اند. دياترمهاي كيمبرليتي عموماً به صورت خوشه­اي و مجموعه­ای از دايكها هستند. رخنمون تمام دايكها خطي نيست. اغلب دايكهاي كيمبرليتي، باريك(كمتراز 2متر عرض) اما طويل مي­باشند. سيل­هاي كيمبرليتي سنگهاي خروجي كمياب با تركيب كيمبرليتي هستند.

 

ژئو شيمي

تركيب عناصر اصلي اغلب سنگهاي خويشاوند كيمبرليت با سنگهاي اولترامافيك غني از اليوين خيلي شباهت دارد. ولي سنگهاي كيمبرليتي از K2O , TiO­2 , P2O5  غني هستند. در ميانگين كيمبرليتها عناصر ليتيوم، فلوئور، فسفر، پتاسيم، تيتانيم، روبيديم، استرونسيم، زيركنيم، نيوبيوم، قلع، باريم، پراسئوديميم، نئوديميم، ساماريم، یوروپيیم، گادولينيم، هافنيم، تانتاليموسربی، 10 تا100 برابر غني­تر است. در حالي­كه عناصر كربن، سزيم، لانتانيم، سريم، توريم و اورانيم در ميانگين كيمبرليت بيش از 100 برابر غني شده­اند.

بنابراين فراواني عناصر اصلي در خويشاوندان كيمبرليت با سنگهاي اولترامافيك غني از اليوين شبيه مي­باشد. اما فراواني عناصر ناسازگار بيشتر از ميانگين سنگهاي اولترامافيك است. در ميانگين تركيب شيميايي سنگهاي كيمبرليتي كه به صورت دايك و دياترم جايگزين گرديده­اند، اختلافات جزئي وجود دارد. معمولاً در دايكها، زينوليت­هاي با منشاء پوسته­اي كمترند ولي متشكّلين فرّار اوليه بيشتر مي­باشند در حالي كه در مواد كيمبرليتي دياترم­ها، معمولاً شواهدي مبني بر آن كه در حين انجماد، با آبهاي زيرزميني سطحي تلاقي كرده­اند، ديده مي­شود.

 

جدول تركيب شيميايي سنگهاي خويشاوندان كيمبرليت (درصد)

شکل 1 ) جدول تركيب شيميايي سنگهاي خويشاوندان كيمبرليت (درصد)

 

*آهن كل به صورت Fe 2 O 3 محاسبه شده است .

1- ميانگين تركيب شيميايي 623 كيمبرليت ياكوتيان(ايلوپين ولوتس، 1971). همچنين اين سنگ داراي 14/. درصد Cr2O3 و 28/. درصدS  است .

2- ميانگين تركيب شيميايي 25كيمبرليت لسوتو (اقتباس از ژورني وابراهيم 1973).در اين سنگ 17/.درصد Cr2O3 و 28/. د رصد S نيز وجود دارد .

3- ميانگين تركيب شيميايي 14 اتوليت كيمبرليتي از معدن الماس وسلتون در آفريقاي جنوبي (نقل از دانچين وهمكار 1975).همچنين اين سنگ حاوي 42 درصد  Cr2O3 و 51/7 درصد كمبود ماده در حرارت بالا منهاي CO2 است.

4- تركيب شيميايي يك كيمبرليت سرشار از ميكا از معدن الماس نيوالنادز واقع در بوشوف آفريقاي جنوبي (داوسون، 1972).

5- ميانگين تركيب شيميايي 80 كيمبرليت آفريقاي جنوبي (نقل از ژورني و ابراهيم، 1973). در اين سنگ 22/. درصد  Cr2O3 نيز وجود دارد.

جدول تركيب شيميايي (ميانگين كيمبرليت)در مقايسه با تركيب شيميايي (ميانگين سنگهاي اولترامافيك)(ودپول و موراماتسو، 1979).

 

فراواني وتوزيع

سنگهاي خويشاوندان كيمبرليت در جنوب آفريقا (آفريقاي جنوبي،ناميبا،سوازيلند، لسوتو و آنگولا)، مركز (زئير، جمهوري آفريقاي مركزي و تانزانيا) و غرب آفريقا (غنا، گينه، ساحل عاج، ليبريا، مالي، گابن و سيرالئون) انتشار گسترده اي دارند. امروزه آفريقا توليد كننده اكثر الماسهاي قيمتي و صنعتي است كه در بازارهاي جهاني به فروش مي رسد.

سنگهاي كيمبرليتي آفريقا اصولاً در مناطق كراتوني قديمي مستقر مي­باشند. در نواحي ديگر واقع در ايالات متحده آمريكا، كانادا، گرينلند، فنلاند، شوروي سابق، چين، آرژانتين، استراليا و مالاتيا در جزاير سولومون، كيمبرليتها به طور مجزا يافت مي­شوند (داوسون،1980). سن سنگهاي خويشاوند كيمبرليت خيلي متفاوت است و از پروتروزوئيك تا سنوزوئيك متغير می­باشد. وقتي به انتشار جهاني سنگهاي خويشاوندان كيمبرليت توجه كنيم، در مي­يابيم كه روند آنها با روند نواحي كراتوني قاره­اي قديمي هماهنگي دارد. ماگماهاي توليد كننده سنگهاي خويشاوند كيمبرليت، در بخشي از ليتوسفر مستقر شده­اند كه گراديان زمين گرمايي آنها كم بوده است.

 

جايگزيني

جهت انجام پديده­هاي زير بايستي ماگماهاي كيمبرليتي در ميان ليتوسفر به سرعت حركت كنند:

الف) انتقال زينوليت­هاي نسبتاً سنگين از جنس گوشته كه در آنها وجود دارند.

ب) تحليل نرفتن يا تبديل نشدن الماسهاي موجود در آنها.

مطالعات فازهاي اوليه كيمبرليت­ها وبعضي از زينوليت­هاي گوشته­اي موجود در آنها مبيّن اين است كه ماگماهاي كيمبرليتي احتمالاً، حداقل در اعماق 200 كيلومتري با كانيهاي گوشته در تعادل بوده­اند. بنابراين تصور مي­شود كه سرعت صعود ماگماهاي مادر خويشاوند كيمبرليت از اعماق تقريبأ200 كيلومتري در ليتوسفر زياد (7 تا20 متر در ثانيه) است (اندرسون1979). ماگماي مادر فقط هنگامي مي تواند حركت سريع داشته باشد كه با شكستگي هاي عميق برخورد نمايد در اين صورت يك فاز سيال با غلظت كم از ماگما جدا مي گردد و با بالا آمدن، شكستگي باز مي شود. به نظر اندرسون (1979) سرعت بازشدگي به سرعت حركت ماگما در شكستگي بستگی دارد. تصور مي شود ابتدا يك سيستم شكستگي تدريجاً گسترش مي­يابد و سپس ماگما از اعماق و با سرعت زياد صعود مي نمايد.


پتروژنز

مطالعات تجربي وايلي وهوانگ (1975) و ديگران نشان داده است كه ماگماهاي كيمبرليتي، در صورتي از ذوب بخشي مواد پريدوتيتي مناسب به وجود مي­آيند كه در ناحيه منشاء CO2 و H2 O وجود داشته باشند. اگلر و وندلانت(1979) اين مطلب را تأييد كردند و مطالعات آزمايشگاهي آنها نشان داد كه در فشارهاي بين 0/5 و0/6 ژيگاپاسكال و با حضور  CO2 وH2 O، مذاب اوليه حاصل از ذوب­بخشي يك سنگ منشاء از نوع گارنت لرزوليت فلوگوپيت­دار احتمالأ تركيب كيمبرليتي خواهد داشت. آنها همچنين پيشنهاد كرده­اند كه ممكن است در فشارهاي بيشتر از 0/5 ژيگاپاسكال مايعات كيمبرليتي به طور معمول در گوشته بوجود آيند ولي كميابي كيمبرليت­ها ممكن است به علت كميابي شرايط تكتونيكي خاصي باشد كه براي هدايت وصعود ماگماهاي كيمبرليتي الزامي است.

براي توضيح اين مسئله كه چرا در سنگهاي كيمبرليتي مقدار عناصر ناسازگار زياد است و نيز در حالت عادي چرا داراي مگاكريستها و زينوليتهايي هستند كه در فشارهاي بالا متعادل مي­باشند، هاريس و ميدلموست (1970) فرض كرده اند كه ماگماهاي كيمبرليتي طي يك فرايند دو مرحله­اي توليد مي­شوند. در اولين مرحله، ماگماي رقيق و غني از مواد فرّار (اصولاً انواع متعلق به زير سيستمH-C-O)) احتمالاً بر اثر خروج مواد فرّار از گوشته عميق (از عمق تقريبي 600 كيلومتر) و در اثر ذوب منطقه­اي تشكيل مي­گردد و به طرف بالا صعود مي كند. خصوصيت منحصر به فرد ذوب منطقه­اي، اين است كه قادر است عناصر ناسازگار را از حجم عظيمي از مواد كاملاً جامد، در حجم نسبتاً كمي از ماگما متمركز نمايد. در سطوح بالاتر گوشته فوقاني (260 كيلومتر)، ماگماي رقيق و غني از عناصر ناسازگار و فرّار و در عين حال داغ باعث ذوب­بخشي گوشته گارنت­لرزوليتی مي­شود. ماگماي جديد مزبور كه با فازهاي جامد موجود در اين عمق از گوشته فوقاني در تعادل است، از نظر عناصر اصلي، تركيب پيكريتي دارد. اما به طور قابل توجهي از عناصر ناسازگار غني مي­باشد (وايلي 1980). در شرايط ايده­ال، اين ماگماي كيمبرليتي از عمق حداقل 200 كيلومتري سريعاً (با سرعت 12 متر بر ثانيه) به سطح زمين صعود مي­كند .مواد كيمبرليتی در عمق 200 كيلومتري اساساً به حالت ماگما است ولي به محض صعود به مناطق بالاتر، به يك مخلوطی از ماگماي مايع، فنوكريست، زينوكريست و زينوليت همراه با مقادير زيادي فاز سيال مجزا با غلظت كم تبديل خواهد شد. با صعود اين شبه ماگما به سمت بالا و عبور از محيطهاي فيزيكي و شيميايي متفاوت، تغييراتي در فازهاي سازنده آن ايجاد مي­شود و بدين وسيله تا حدي با شرايط فيزيكي و شيميايي محيط تعديل و هماهنگ مي­گردد. به علاوه فازهاي مزبور با يكديگر و با سنگهاي ديواره اطراف واكنش مي­كنند. اولين بخش از شبه ماگمايي كه در حين رسيدن به سطح زمين به طور انفجاري خارج مي­شود، احتمالاً مآر يا كراتر مخروطي كم ارتفاعي توليد مي­نمايد كه اطراف دهانه حلقوي آن را مواد پيروكلاستيك كيمبرليتي احاطه مي­كند. با خروج بيشتر شبه ماگما، مواد موجود در سطح دهانه­ها و دايك­هاي تغذيه كننده مجاور به حركت در مي آيند. سرانجام سيستم روان شده مزبور متلاشي شده و مواد مختلف موجود در شبه ماگمايي كه گازهاي خود را از دست داده بهم جوش مي­خورد و در نتيجه اين فرايند سنگهاي خاص خويشاوندان كيمبرليت بوجود مي آيد كه البته تبلور و رشد انواع مختلف كانيهاي ثانويه متعلق به محیطهای دما و فشار کم نيز صورت مي گيرد.

 

الف -نمودار ترکیب شیمیایی کیمبرلیت ها و لامپروئیتها ب - نمایش بخش های مختلف دیاترم وحالت های مختلف سنگ های کیمبرلیتی

شکل 2 ) الف -نمودار ترکیب شیمیایی کیمبرلیت ها و لامپروئیتها ب - نمایش بخش های مختلف دیاترم وحالت های مختلف سنگ های کیمبرلیتی

 

نمودار عناصر کمیاب کیمبرلیت ، آلکالی بازالت و لامپروئیت

 

شکل 3 ) نمودار عناصر کمیاب کیمبرلیت ، آلکالی بازالت و لامپروئیت  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 23:37  توسط یاسرپوراسمعیل  | 

مترو تبریز

In Tabriz (1.2 mill. inh.) the first metro line of a future metro network will be constructed in 2006 and 2007. This first line will be underground and is from the East to the West of Tabriz and has a total length of 8,5 km. This line is consisted of 11 underground stations.

The whole line will be constructed using a tunnel boring machine (TBM). The line concerned passes underneath the historical city center, as well as a number of important archaeological sites, among which the Kaboud Mosque (approximately 300 years old).

Two single-track tunnel-tubes are to be drilled, each with an outer diameter of 6,880 mm. The tunnel-tubes will be bored using a TBM with an earth pressure balance shield (EPB). The tunnels will be bored through quaternary clay, sand and gravel deposits.



France Expresses Readiness to Build Tabriz Metro
2002/07/03 TABRIZ, East Azarbaijan Province -- French Ambassador to Iran Francois Nicoullaud said here Tuesday that his country is ready to participate in the construction of the metro in Tabriz, IRNA reported. In a meeting with Tabriz Mayor Abadollah Fathollahi, he also welcomed the proposal for calling Tabriz and a French city as sister cities. In a meeting with provincial Governor General Sobhanollahi, he said Tabriz is one of the most important cities in Iran, adding, "because of its close proximity to Europe, Tabriz is considered one of the most important economic, cultural and political centers by the Europeans."

IDB Credits $1m for Tabriz Underground Transport System
2003/10/15 TEHRAN – Islamic Development Bank (IDB) ratified a loan order comprising one million dollars for the development plan of Tabriz Metro Line.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 18:37  توسط یاسرپوراسمعیل  | 

فیروزه

فيروزه

 

ايران صدرنشين بازارهاي جهاني

 

 

براي هر ايراني نام فيروزه تداعي‌گر معدن فيروزه نيشابور است معدني كه پس از 7 هزار سال هنوز چراغي روشن دارد قديمي‌ترين تراش از فيروزه معدن نيشابور مجسمه‌اي به شكل يك گوساله است كه حدود 7 هزار سال قدمت داشته و هم‌اكنون در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود. فيروزه ايراني در دنيا آنچنان شناخته شده است كه براي سنجش كيفيت ساير فيروزه‌ها اين سنگ قيمتي كشور به‌عنوان مقياس به كار گرفته مي‌شود. معدن فيروزه نيشابور در 45 كيلومتري شمال غرب اين شهرستان در جاده قديم سبزوار و در روستايي به نام «معدن» قرار گرفته است. با وجود گذشت هزاران سال از استخراج اين معدن هنوز به‌رغم توسعه علم اكتشاف در ايران اكتشاف معدن فيروزه نيشابور همچنان مسكوت مانده و عملا اقدامي انجام نشده است. اين معدن از گذشته توسط بومي‌هاي منطقه به استخراج رسيده و روش استخراج نيز سينه به سينه در اختيار اهالي روستاي معدن قرار گرفته است.

فيروزه چيست؟

   فيروزه (Turquoise) يك آلومينو فسفات آبدار مس با فرمول CuAl6(PO4)4(OH)8.5H2O است. نام توركويز (Turquoise) كه به معناي سنگ تركي است، از اين جهت بر روي اين كاني ارزشمند ايراني نهاده شد كه در زمان‌هاي باستان به‌منظور صادرات فيروزه به ساير كشورهاي دور و نزديك، پس از استخراج رگه‌هاي اين سنگ از معادن براي تراش آن را ابتدا به كشور عثماني (تركيه حاضر) فرستاده و سپس قسمت عمده آن از طريق جاده ابريشم به كشورهاي مختلف صادر مي‌شد. از اين رو اروپاييان كه براي نخستين بار اين سنگ را در عثماني مشاهده كردند، نام آن را سنگ تركي نهادند. با توجه به شرايط بسيار سخت تشكيل فيروزه، تنها منبع شناخته شده اين سنگ گرانبها تا زمان‌هاي طولاني معادن فيروزه نيشابور بود كه برخي از انواع آن از كيفيتي استثنايي برخوردار بودند. جهت درك اهميت جواهرات خصوصا فيروزه در روزگار گذشته تنها اشاره به اين نكته كه بخش قابل‌توجهي از فيروزه‌ها و لاجوردهايي كه به‌طور گسترده در مقبره‌ها و تابوت فراعنه مصر به‌كار رفته از ايران در آن زمان صادر شده است، كافي به نظر مي‌رسد. اين كاني كه روزگاري نمادي از ايران به‌شمار مي‌رفت بر اساس نوع، درصد تركيبات و محل تشكيل رنگ‌هايي دارد كه در طيف وسيعي از آبي كم رنگ تا آبي پر رنگ و سبز روشن و در مواردي سبز تيره نمودار مي‌شود. جلاي آن واكسي يا چيني و سختي آن 5 الي 6 است كه هر چه ميزان آب در ساختمان آن افزايش يابد از سختي آن كاسته مي‌شود. به‌طور كلي امروزه سنگ فيروزه با رنگ آبي آسماني، جلاي چيني و سختي بالا جذاب‌تر و مرغوب‌تر به‌شمار مي‌رود. با اين وجود مي‌توان گفت كه در كشورهاي اروپايي رنگ سبز فيروزه و در ايران، آمريكا و اكثر كشورهاي آسيايي رنگ آبي آسماني آن داراي محبوبيت بيشتري است. با توجه به اينكه در ساختمان فيروزه مقاديري آب وجود دارد، در صورتي كه فيروزه در جاي گرم و خشك نگهداري شود به‌تدريج آب خود را از دست داده و رنگ آن كمرنگ خواهد شد. از اين رو سنگ‌هاي فيروزه نيشابور به سبب داشتن رنگ عالي، سختي بالا و وجود مقادير كم آب در ساختمان فيروزه، از كيفيتي خاص برخوردارند. از ديگر كشورهاي صادركننده فيروزه به جز ايران مي‌توان به كشورهاي آمريكا، مصر و تركستان اشاره كرد. فيروزه‌هاي آمريكايي كه امروزه قسمت اعظم بازار فيروزه دنيا حتي ايران را در دست گرفته است، در مقايسه با انواع ايراني فيروزه به لحاظ رنگ، جلا و سختي از كيفيت پايين‌تري برخوردارند و نوع با كيفيت فيروزه نيشابور همچنان صدر نشين بازار فيروزه دنيا محسوب مي‌شود، هرچند كه به سختي مي‌توان قطعه‌اي از آن را حتي به بهاي پرداخت مبالغ هنگفت به‌دست آورد

 

 

 استخراج معدن


محمد كاظميان‌فر كارشناس استخراج معدن مي‌گويد: استخراج معدن فيروزه نيشابور به‌صورت زيرزميني با حفر تونل‌هاي دنباله‌رو لايه و كاملا سنتي انجام شده و با توجه به اينكه سنگ‌هاي دربر گيرنده از استحكام بالايي برخوردارند نگهداري معدن به‌صورت كاملا طبيعي است. وي مي‌افزايد: مالكيت معدن در اختيار دولت بوده اما امتياز بهره‌برداري آن به‌صورت اجاره‌اي در اختيار بخش خصوصي قرار گرفته است. وي تصريح مي‌كند: 90 درصد از ساكنان روستاي «معدن» به‌گونه‌هاي مختلف در استخراج و فرآوري فيروزه مشغول به‌كارند و چراغ اين معدن را روشن نگهداشته‌اند.

 

   بازار مشهد


نظافتي كارشناس بازار فيروزه مي‌گويد: بازار مشهد قطب اصلي عرضه انواع فيروزه در كشور بوده و شايد تنها مكاني است كه بتوان فيروزه‌هاي مرغوب نيشابور را در آنجا يافت.

وي مي‌گويد: در اين مكان فيروزه از هر گرم 200 تا 10 هزار تومان (بسته به كيفيت و خلوص آن) به فروش مي‌رسد. نظافتي تصريح مي‌كند: تراش فيروزه در مشهد كاملا سنتي بوده اما اخيرا بخش خصوصي اقدام به وارد كردن دستگاه‌هاي مدرن تراش فيروزه به ايران كرده است .

وي مي‌افزايد: تركيه، ايتاليا و سوئد عمده كشورهاي خريدار فيروزه ايران هستند.


  
چگونگي تشكيل فيروزه


ماني پيروزبخت كارشناس ارشد اكتشاف معدن در رابطه با تشكيل فيروزه نيشابور به معدن و توسعه مي‌گويد: تشكيل فيروزه به لحاظ فرآيندهاي زمين‌شناسي بسيار پيچيده بوده و نيازمند شرايط بسيار خاص زمين‌شناسي است. سن احتمالي نهشت و تشكيل ذخاير فيروزه ايران را ائوسن بالايي تا اليگوسن پاييني تخمين مي‌زنند. به‌طور كلي جهت تشكيل فيروزه چندين مرحله آلتراسيون بايد انجام شود و به لحاظ كاني‌زايي، ارتباط مشخصي بين عمل دگرساني كائولينيتيزاسيون و تشكيل فيروزه وجود دارد. بدين شكل كه اسيد سولفوريك حاصل از تجزيه پيريت و كالكوپيريت كه حاوي مقداري مس است، در اثر برخورد با آپاتيت‌هاي موجود در سنگ، توليد اسيد فسفريك و اسيد فلوئوريدريك كرده، اسيد فلوئوريدريك حاصله باعث از هم پاشيدگي فلدسپات‌هاي موجود شده و توليد Al2O3 مي‌‌كنند. در اثر انحلال Al2O3 در اسيد سولفوريك كه حاوي مقداري سولفات مس و اسيد فسفريك است، محلول‌هاي حاوي فيروزه به‌دست مي‌آيد كه اين محلول در داخل حفره‌ها و شكاف‌هاي سطح مشترك بين طبقات رسوب كرده و يا جانشين فلدسپات‌ها مي‌شود. از اين رو در تمامي موارد عامل اصلي كنترل‌كننده فاز كاني‌سازي فيروزه تكتونيك است. رنگ سبز فيروزه نيز در نتيجه جانشيني بخشي از Al+3 كاني فيروزه توسط Fe+3 پديد مي‌آيد و هر چه ميزان آهن در ساختمان فيروزه افزايش يابد، رنگ آن سبزتر خواهد شد. از سوي ديگر در بازار بلورهاي كريزوكولا، در اصطلاح نگين‌تراشان به فيروزه سبز قوچاني معروف است. كاني كريزوكولا يكي ديگر از كاني‌هاي مس بوده كه در برخي موارد همراه با فيروزه يافت شده و از لحاظ خصوصيات ظاهري تا حدودي مشابه آن است. اين كاني كه داراي تركيب شيميايي متفاوتي با فيروزه و نوعي سيليكات مس آبدار است، از كيفيت پايين‌تري نسبت به فيروزه برخوردار بوده و قابل مقايسه با فيروزه‌هاي سبز رنگ كه در كشورهاي اروپايي از محبوبيت ويژه‌اي برخوردارند، نيست. اين كاني به‌طور گسترده در نزديكي اغلب معادن مس يافت مي‌شود و شرايط تشكيل آن به مراتب ساده‌تر از فيروزه است . به‌طور كلي معادن و كانسارهاي عمده فيروزه ايران در مناطق نيشابور و دامغان قرار دارند كه در زير به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

 

 

معدن فيروزه نيشابور

 
معدن فيروزه نيشابور در مقطع لاوهاي ناحيه جنوب فار آبداركوه رئيس از جنوب به شمال، در واحد فوقاني از تراكيت‌هاي شديدا برشيه و سيليسي و كائولينيزه شده تركيب يافته و شكاف‌هاي اين سنگ از سيليس‌هاي ثانويه و هماتيت پر شده و حاوي پيريت‌هاي ثانويه فراوان به‌صورت دانه و رگچه و رگه با مقدار كمي كالكوپيريت است.
قسمت اعظم فيروزه كه تاكنون استخراج شده از اين واحد است و به‌علاوه اين واحد شديدا تحت تاثير فرسايش سطحي سوپرژن قرار گرفته است و مقدار P2O5 آن يك تا 3 درصد است. در بعضي مناطق فيروزه جانشين آپاتيت شده و همچنين در داخل فيروزه رگچه‌ها و دانه‌هاي پيريت و آلونيت ديده مي‌شوند.

 

يكي از عوامل كنترل‌كننده فرسايش و كاني‌سازي تكتونيك ناحيه است.

فاز تكتونيكي با سن احتمالي اوليگوسن تا ميوسن كه ايجاد گسل‌هاي اصلي با جهت شمال‌شرقي جنوب‌غربي را كرده كه احتمالا همراه با فعاليت‌هاي هيدروترمال و كاني‌سازي بوده است.

كاني فيروزه در سنگ‌هاي آذرين خروجي و آذر آواري اوائل دوران سوم زمين‌شناسي تشكيل شده است.

در ناحيه معدن دو نوع فرسايش هيپوژن و سوپرژن ديده مي‌شود كه مشابه فرسايش نواحي مس پورفيري‌دار مانند ناحيه سرچشمه است.

فرسايش سوپرژن موجب گوسانيزاسيون، ليچينگ، كربناتيزاسيون، سيليسيفيكيشن، آلونيتيزاسيون، كائولينيتيزاسيون و تشكيل كاني‌هاي ثانويه مس، اورانيوم، فيروزه و پيريت شده است.

تجمع مينراليزاسيون فيروزه معمولا در سنگ‌هاي سياه درون‌گير و در مجاورت زون‌هاي دگرساني صورت مي‌گيرد .

 

   معدن فيروزه باغو


اين معدن در فاصله 130 كيلومتري دامغان قرار گرفته است. در اين معدن فيروزه بيشتر در مجاورت گرانوديوريت ايجاد شده كه سنگ مزبور را مي‌توان يك سنگ منبع كاني‌سازي فيروزه شناخت. همچنين Aplitهاي مربوط به گرانوديوريت از نوع گرايزن محتوي دانه‌هاي پراكنده فيروزه بوده و به‌علاوه توف‌هاي مجاور اين Aplitها داراي فيروزه هستند. مطابق نقشه‌هاي زمين‌شناسي معدن باغو شماره 1 و 2، دانه‌ها و رگچه‌هاي فيروزه در ناحيه‌اي از توده آذرين دروني كه به‌شدت آلتره و شسته شده و عمل كائولينيتيزاسيون در آن انجام گرفته به‌وجود آمده است. از نظر سني مي‌توان توف‌هاي آندزيتي اين ناحيه را احتمالا متعلق به ائوسن بالا و يا اليگوسن پايين تصور كرد. در اين معدن به‌طور مشخص ارتباط كاملي مابين عمل كائولينيتزاسيون و تشكيل فيروزه وجود دارد. در اين معدن جهت مطالعه اقتصادي فيروزه بايد نواحي را كه عمل دگرساني كائولينيتيزاسيون در آن انجام گرفته باشد مورد مطالعه قرار داد و عمق ناحيه فيروزه دار به نظر مي‌رسد تا سطح آب زير زميني با در نظر گرفتن تغييرات آن ادامه داشته باشد.


  
فيروزه عبدالله گيو


سنگ ميزبان فيروزه عبدالله گيو همانند فيروزه نيشابور شامل مجموعه‌اي از سنگ‌هاي ولكانيكي و آذر آواري نظير تراكيت، تراكي آندزيت، توف و ايگنمبريت است.
مجموعه سنگ‌هاي مذكور تحت تاثير فازهاي تكتونيكي مختلف قرار گرفته و به‌شدت تكتونيزه شده‌اند و معمولا چنين نواحي با شدت خردشدگي بالا، بيشترين تمركز كاني‌سازي را در خود جاي مي‌دهند. بر اين اساس اين ساختارهاي تكتونيكي به‌عنوان يكي از عوامل كنترل‌كننده كاني‌سازي فيروزه مطرح هستند.
نفوذ محلول‌هاي گرمابي در سنگ‌هاي منطقه علاوه بر دگرساني گرمابي باعث تشكيل سولفيد‌هاي آهن و مس شده است. بدين ترتيب نفوذ آب‌هاي جوي با pH اسيدي موجب تخريب ساختمان‌هاي كاني‌هاي كالكوپيريت، پيريت، فلدسپات‌ها، آپاتيت و كاني آهن و منيزيم‌دار مي‌شود. با گذشت زمين محتواي آلومينيوم، فسفر، آهن و مس اين محلول‌ها افزايش مي‌يابد و نهايتا در شكستگي‌ها و شكاف‌ها، حفره‌هاي گدازه و فضاهاي مناسبي كه به‌دليل وجود كاني‌هاي رسي حاصل از دگرساني گرمابي سنگ، نفوذ‌پذير شده‌اند، تجمع مي‌يابد .
  
  
انديس فيروزه آقايه


  
سنگ ميزبان در اين محدوده شامل گدازه‌هاي آندزيتي قهوه‌اي روشن تا خاكستري با حفرات پر شده توسط كلسيت ثانويه و توف خاكستري است. گسلي با امتداد N80W از محل فيروزه آقايه و به طرف جنوب خاور از محدوده فيروزه سل عباس عبور مي‌كند و يك زون برشي در واحد‌هاي ولكانيكي ايجاد مي‌‌كند. اين زون برشي و خرد شده محيط مناسبي براي تشكيل كاني‌سازي ثانويه فيروزه فراهم كرده و به‌عنوان كنترل‌كننده ساختاري كاني‌سازي در اين دو محدوده عمل كرده است. كاني‌سازي فيروزه به‌همراه كلسيت ثانويه در حفرات و فضاي خالي گدازه آندزيتي قهوه‌اي تا خاكستري تشكيل شده است، در بخش شمالي، كاني‌سازي فيروزه به‌صورت پراكنده در داخل زون برشي و سيليسي شده واحد توف خاكستري مشاهده مي‌‌شود. سنگ فيروزه در اين محدوده به رنگ آبي آسماني تا گاها آبي سير و آبي متمايل به سبز مشاهده مي‌‌شود. در اينجا نوع كاني با توجه به رنگ و سطح شكست به نظر غالبا كريزوكولا است. همچنين برخي از معادن مهم فيروزه آمريكا كه در حال حاضر از آنها بهره‌برداري مي‌شود عبارتند از:

 

 معدن جواهر آبي


معدن جواهر آبي در نزديكي كوهستان باتل، نوادا، گونه مهمي از فيروزه را توليد مي‌كند كه از آبي تند تا سبز تيره كه با يك شدت با هم تركيب شده‌اند و به‌طور نامنظم در ماتريكسي پراكنده‌اند. تا هنگامي‌كه ديگر معادن موجود در نوادا، كه داراي همان نام معدن جواهر آبي كوهستان باتل بوده و حدودا در سال 1934 توليد خود را آغاز كردند، امروزه بسته هستند، محصول فيروزه معدن جواهر آبي بسيار ارزشمند است. زيرا بسيار خوشرنگ و سخت بوده و همچنين براي كلكسيونرها نيز بسيار مطلوب است

   معدن كاندلاريا


 معدن كاندلاريا يك معدن كوچك در ايالت نوادا است. اين معدن سنگ‌هايي در ابعاد بسيار كوچك توليد مي‌كند و تنها در بعضي مواقع از سال فعال است. در اين معدن يك سنگ با كيفيت فيروزه به رنگ آبي تيره با تناوبي از سياه و قهوه‌اي، همراه با ماتريكسي غيررگه‌اي است. فيروزه‌هاي استحصال شده از اين معدن جذاب بوده ولي به‌دست آوردن آن تا حدودي مشكل است. زيرا در بسياري اوقات، مقدار در دسترس اين فيروزه اندك بوده و از اين رو يكي از سنگ‌هاي بسيار مطرح بسيار مطرح براي كلكسيوني شدن است

بسته‌بندي فيروزه با گوني


به گزارش معدن و توسعه، استخراج و فروش سنگ معدن فيروزه در ايران به صورت بسيار سنتي انجام مي‌گيرد و فروش آن معمولا در سر معدن و به‌صورت گوني‌هاي در بسته انجام مي‌شود. از اين رو به‌طور كلي در اين معادن مطالعات چنداني جهت اكتشاف ذخاير جديد انجام نمي‌شود و تنها به استخراج افق‌هاي معدني در دسترس قناعت مي‌كنند .

براساس اين گزارش، وجود چنين امري يكي از دلايلي است كه سبب شده ذخاير فيروزه ايران مخصوصا فيروزه مرغوب نيشابور به علت استخراج در طول ساليان متمادي بسيار كاهش يافته و به‌تدريج از بازار جهاني جواهرات و سنگ‌هاي قيمتي و نيمه قيمتي حذف شود. خصوصا اينكه با ورود گسترده فيروزه‌هاي آمريكايي، كه در اكثر موارد با انجام عمليات بهسازي بر روي آنها كيفيت رنگ و جلاي آنها بالاتر رفته است، فرصت چنداني جهت عرضه مقدار اندك فيروزه استخراجي ساليانه از معادن فيروزه ايران باقي نمي‌ماند. همچنين عدم حمايت دولت از انجام طرح‌هاي اكتشافي و تحقيقاتي بر روي اين سنگ گرانبها نيز باعث تشديد موارد فوق مي‌شود. در اين رابطه به‌عنوان مثال مي‌توان از عدم حمايت مالي طرح تحقيقاتي مطالعه و بررسي الگويي مناسب جهت اكتشاف فيروزه كه با هدف تعيين و ارائه روش‌هاي نوين علمي جهت اكتشاف سيستماتيك فيروزه در ايران به سازمان توسعه و نوسازي معادن ايران و وزارت صنايع و معادن در سال 85 ارائه شده بود، نام برد. با توجه به اينكه پيجويي و اكتشاف سنگ‌هاي قيمتي و نيمه قيمتي از جمله فيروزه در ايران تنها بر اساس روش‌هاي اكتشاف چكشي و يا به‌صورت چوپاني انجام مي‌شود، انجام چنين طرح‌هايي جهت اكتشاف سيستماتيك و مطابق با دانش روز دنيا ضروري به نظر مي‌رسد

اين گزارش مي‌افزايد: پس از استخراج سنگ معدن فيروزه و فروش آن به خريداران خاص كه در سر معدن انجام مي‌شود، سنگ‌هاي خريداري شده بايد ابتدا بر اساس رنگ، جلا، ضخامت، اندازه و ساير پارامترهاي كيفي طبقه‌بندي شده و سپس جهت استفاده به‌عنوان جواهر تراش داده شوند. به‌طور كلي چون در ايران مراكز تراش و برش جواهرات به‌صورت حرفه‌اي و در ابعاد بالا موجود نيست، تراش سنگ‌هاي معدن فيروزه با كيفيت متوسط تا پايين معمولا در مشهد و توسط تراشكاران سنتي انجام مي‌شود. سنگ‌هاي فيروزه با كيفيت بالا و يا اندازه‌هاي بزرگ نيز در اغلب موارد براي تراش استاندارد، كه باعث بالا رفتن قيمت و كيفيت گوهر به‌دست آمده مي‌شود، به كشورهايي نظير مالزي و تايلند كه داراي مراكز تراش و برش حرفه‌اي هستند، فرستاده شده و سپس به‌عنوان جواهر و نگين مورد استفاده قرار مي‌گيرند.


نگهداري فيروزه


 
پيروزبخت مي‌گويد: در نگهداري فيروزه بايد دقت كرد كه از آنجايي كه فيروزه در ساختمان داخلي خود داراي مقاديري آب است، در صورتي كه در جاي گرم و خشك نگهداري شود آب خود را از دست داده و به‌تدريج كمرنگ خواهد شد. از اين رو همواره فضايي كه فيروزه در آن نگهداري مي‌شود بايد داراي كمي رطوبت بوده و اگر داراي هوايي گرم و خشك است با قرار دادن مقداري آب در محل مذكور، فضايي مناسب را جهت نگهداري فيروزه فراهم ساخت.

وي مي‌افزايد: در اين حالت آب به‌تدريج و در طول زمان تبخير شده و رطوبت مورد نياز را تامين خواهد كرد. همچنين از چرب كردن و يا شستشوي فيروزه با شوينده‌هايي نظير صابون، شامپو و يا الكل بايد جدا خودداري كرد. افرادي كه به‌طور طبيعي داراي پوستي چرب هستند نيز بايد دقت كنند كه فيروزه به‌طور مستقيم و براي مدت طولاني با پوست آنها در ارتباط نباشد. به‌طور كلي چربي باعث مي‌شود تا آلومينيوم موجود در فيروزه جانشين شده و رنگ فيروزه از آبي به سبز تغيير كند. در اين‌گونه موارد معمولا در صورت امكان جهت جلوگيري از ادامه روند جانشيني، سطح فيروزه را تا جايي كه جانشيني انجام نشده است تراشيده و مجددا صيقل مي‌دهند

 منبع :                               www.ngdir.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 11:45  توسط یوسف شجاعی  | 

نفت (petroleum) چیست ؟

 

 

 

ريشه واژه نفت در زبان فارسي به طور يقين مشخص نيست. به عقيده زبان شناسان نفت از کلمه اوستايي ( نپتا ) گرفته شده است که کلدانيان و اعراب آن را از زبان مادي گرفته و ( نفتا ) خوانده اند . پتروليوم (petroleum) واژه اي لاتين هم ارز نفت است که از دو کلمه پترا (petra) به معني سنگ و (oleum) به معني روغن گرفته شده است .پتروليوم در واقع در مواد هيدروكربني است كه به صورت طبيعي عمدتاً در سنگ هاي رسوبي واقع مي گردد .

پتروليوم مي تواند به صورت فازهاي مختلف، از جمله فاز گازي، نظير گاز طبيعي (natural gas) ، فاز مايع، نظير نفت خام (crude oil) و فاز جامد، مانند قير (asphalt) در خلل و فرج و شكستگي هاي سنگ ها تجمع يابد.

  نفت خام (Crude Oil) : مخلوطي طبيعي از هيدروكربن هاي مايع است كه هم در مخازن زيرزميني و هم در سطح، بعد از گذر از تفكيك كننده هاي مختلف به صورت مايع باقي مي ماند . خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن براي مهندسين مخزن و توليد بسيار مهم است زيرا خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن، برروي حركت سيالات درون مخزن و مقدار واقعي توليد هيدروكربن تأثير خواهد گذاشت . انباشته شدن مواد هيدروكربني در زير سطح زمين در سنگ هايي صورت مي گيرد كه توانايي نگهداري و انتقال سيالات را داشته باشند. اين سنگها، مخزن (reservoir) ناميده مي شوند . تجمع مواد هيدروكربني به صورت اقتصادي در سنگ مخزن منوط به وجود عوامل متعددي است.

 

مواد تشکیل دهنده نفت :  بخش اعظم نفت خام از هيدراتهاي کربن تشکيل شده و مقدار کمي عناصر ديگر نيز به آن مخلوط مي‌گردد، که اين عناصر در زير با درصدشان نشان داده شده‌اند. جدول ازسلي (1985) ، درا ين جدول عناصر ديگري مانند واناديوم ، نيکل و اورانيوم با درصد وزني حداکثر 0.1 در ترکيب نفت خام موجود هستند. بعلاوه در خاکستر نفت خام آثاري از عناصر C r ، Cu ، Pb ، Mn ، Sr ، Ba ، Mo ، Mg ، Ca ، Ti ، Al ، Fe و Si يافت مي‌شود که بعضي از عناصر بالا مانند V-Ni-U احتمالا در رابطه با عنصر ارگانيکي اوليه (مادر) بوجود آمده و بعضي ديگر از عناصر مشخصات ژئوشيميايي سنگ دربرگزيده را نشان مي‌دهند. قابل ذکر است که آثاري از نمک ، آب و سولفيد هيدروژن نيز درنفت خام مشاهده مي‌شوند.

 

خواص فيزيکي نفت خام : ويسکوزيته همانطور که نفت خام ممکن است با دخالت عواملي به رنگهاي زرد ، سبز ، قهوه‌اي ، قهوه‌اي تيره تا سياه مشاهده گردد، لذا ويسکوزيته متغير را براي آنها خواهيم داشت. بنابراين نفت خام درسطح زمين داراي ويسکوزيته بيشتر بوده و بعبارتي ويسکوزتر است. چون در مخزن زيرزميني يکي از عوامل دخيل حرارت موجود درمخزن مي‌باشد، که همراه با اين عامل ، عمق نيز موثر مي‌باشد. همچنين سن نفت را به لحاظ زمان مخزن شدن را درطيف تغييرات ويسکوزيته سهيم مي‌دانند.

 

 ترکيبات مولکولي نفت خام: تعداد ترکيبات مولکولي نفت خام وابسته به سن زمين شناسي آن ، عمق تشکيل آن ، منشا آن و موقعيت جغرافيايي آن متغير مي‌باشد. براي مثال نفت خام Ponca city از Oklahoma شامل حداقل 234 ترکيب مولکولي مي‌باشد.

 

 وزن مخصوص نفت خام از خواص فيزيکي نفت خام که ارزش اقتصادي نفت خام بر مبناي آن سنجيده مي‌شود، وزن مخصوص آن مي‌باشد. لذا سنجش و نحوه محاسبه فرمول آن مهم است. اکثر کشورهاي جهان ، وزن مخصوص نفت خام را برحسب درجه A.P.I که يک درجه بندي آمريکائي است، محاسبه مي‌کنند. مشابه همين درجه بندي و سنجش ، وزن مخصوص نفت خام را در کشورهاي اروپائي با درجه بندي Baume محاسبه مي‌کنند که از لحاظ مقدار اندکي از درجه A. P.I کمتر مي‌باشد.

 

تاثير درجه حرارت بر وزن مخصوص نفت خام : از عواملي که سبب تغيير در وزن مخصوص نفت خام مي‌شوند، تغييرات دما است. يعني با بالارفتن دما ، وزن مخصوص کمتر شده و به درجه A. P.I افزوده مي‌شود . همچنين بالا رفتن درجه حرارت اثر معکوس بر روي ويسکوزيته نفت خام مي‌گذارد.

 

  انواع مختلف نفت برحسب A.P.I : نفت سنگين با 10 الي 20 درجه A.P.I نفت متوسط با 20 الي 30 درجه A.P.I نفت سبک با بيش از 30 درجه A.P.I مطلوبيت و ارزش نفت به موارد فوق و سبک يا سنگين بودن آن است.قطران و نفت سنگين نسبت به نفت خام از مطلوبيت کمتري برخوردار است، زيرا نمي‌توان به همان آساني آنها را به بنزين تبديل کرد و پس از فرآوري و پالايش آنها مقادير زيادتري از فرآورده‌هاي نفت سنگين بر جاي مي‌ماند. همچنين آن حاوي گوگرد و نيتروژن زيادتري نسبت به نفت خام بوده و در برخي نواحي مقدار زيادي فلز ، بويژه نيکل و اناديوم دارد. مشخصات فوق در ميادين مختلف و حتي افق هاي مختلف يک ميدان متفاوت است و در قيمت آن تاثير مي گذارد .

 

 

پنج عامل لازم براي تجمع اقتصادي نفت و گاز :

 

1) سنگ منشأ بالغ (mature source rock) كه توليد هيدروكربن کرده است که سنگ دانه ريز غني از مواد آلي كه در حرارت معيني به بلوغ رسيده و داراي نفت و گاز قابل بهره برداري است .

2) سنگ مخزن (reservoir rock) كه بتواند هيدروكربن را در داخل خود جا دهد و داراي تخلخل (توان ذخيره) و تراوايي (توان انتقال) باشد .

3) مهاجرت هيدروكربن بين سنگ منشأ و سنگ مخزن (migration pathway) عملي باشد .

4) پوش سنگ (cap rock) ناتراوا كه از خروج نفت از داخل سنگ مخزن جلوگيري كند .

5) تله نفتي (oil trap) كه در آن نفت به صورت اقتصادي متمركز گردد .

 

 

سازند هايي که در زاگرس داراي پتا نسيل نفت و گاز هستند عبارتند از :

 

نفت : آسماري، افق بنگستان و سروک، ايلام، کژدمي، داريان، بخش آهکي خليج و فهليان، سورمه

 

ميـدان هاي گازي زاگرس را ميتوان به دو واحد بزرگ « گروه دهــرَم » و « جوان تر از دهرَم » تقسيم كرد. ميدان هاي گازي گروه دهرَم سازندهاي فراقون، دالان، كنگان ، بيشتر از نوع ميدان هاي بسيار عظيم و عظيم اند كه از آن جمله مي توان به ذخاير پارس جنوبي، پارس شمالي، كنگان، نار، آغار، دالان، وراوي اشاره كرد. مهم ترين ميدان هاي گازي جوانتر از دهرَم عبارتند از: ميدان هاي تنگ بيجار در سازند سروك، سرخون در سازند جهرم و عضو گوري، گورزين در سازند آسماري، سَلَخ در سازندهاي سروك و فهليان، گشوي جنوبي در سازندهاي سروك، پايده و آسماري، سورو در سازندهاي گدوان و داريان.در ايران مرکزي در حوضة قم، در دو ميدان نفتي به نام هاي « البرز » و « سراجه » سازند آهكي قم سنگ مخزن است كه تاكنون 9 حلقه چاه اكتشافي در آن حفر شده است. ذخيرة خارج شده از ميدان البرز در حدود 20 ميليون بشكه بوده است. در فوران چاه شمارة 5 اين ميدان، كه اولين چاه به نفت رسيده در اين ميدان است، براي مدت سه ماه، روزي 80000 بشكه نفت از اين چاه فوران كرده است. ميدان گازي سراجه كه در خاور قم و در جنوب خاوري تاقديس البرز قرار دارد، تاقديسي با ذخيرة گازي در حدود 3/0 تريليون فوت مكعب است. دو منطقه کپه داغ هم منابع هيدروکربني به صورت گاز در مخازن خانگيران وجود داردنفت خام به جهت وجود ترکيبات گوگرد بوي نامطلوبي دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11:32  توسط یوسف شجاعی  | 

 

                             

 

کمپاس وسیله ای است که برای اندازه گیری شیب و امتداد لایه میتوان از آن استفاده نمود

در داخل محفظه کمپاس دو تراز به نامهای کروی و لوبیایی که از  اولی برای تراز کردن کمپاس با امتداد شیب و از دیگری برای یافتن تندی شیب لایه مورد نظر استفاده میشود.

برای تشخیص امتداد لایه قسمتی از کمپاس را که در شکل پشت آن آینه ای میباشدرا  به صورت مماس بر لایه قرار داده  و آن را با استفاده از قسمت کروی داخل محفظه تراز مینماییم با توجه به عقربه موجود در داخل محفظه جهت شمال را مشخص کرده و میزان انحراف لا یه از آن را به دست میآوریم.

برای اندازه گیری شیب لایه کمپاس را به طور کامل باز کرده و آن را ا قسمت بغل کاملا مماس بر لایه قرار میدهیم سپس با استفاده از کنترل قسمت لوبیایی که در قسمت پشت محفظه و تراز لوبیایی داخلی را کاملا تراز مینماییم و سپس عدد نشان داده شده توسط دستگاه را از درجه بندی داخلی دستگاه میخوانیم که بیانگر شیب لایه میباشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 11:51  توسط سجاد غلامی  | 

نفت (petroleum) چیست ؟

 

ريشه واژه نفت در زبان فارسي به طور يقين مشخص نيست. به عقيده زبان شناسان نفت از کلمه اوستايي ( نپتا ) گرفته شده است که کلدانيان و اعراب آن را از زبان مادي گرفته و ( نفتا ) خوانده اند . پتروليوم (petroleum) واژه اي لاتين هم ارز نفت است که از دو کلمه پترا (petra) به معني سنگ و (oleum) به معني روغن گرفته شده است .پتروليوم در واقع در مواد هيدروكربني است كه به صورت طبيعي عمدتاً در سنگ هاي رسوبي واقع مي گردد .

پتروليوم مي تواند به صورت فازهاي مختلف، از جمله فاز گازي، نظير گاز طبيعي (natural gas) ، فاز مايع، نظير نفت خام (crude oil) و فاز جامد، مانند قير (asphalt) در خلل و فرج و شكستگي هاي سنگ ها تجمع يابد.

  نفت خام (Crude Oil) : مخلوطي طبيعي از هيدروكربن هاي مايع است كه هم در مخازن زيرزميني و هم در سطح، بعد از گذر از تفكيك كننده هاي مختلف به صورت مايع باقي مي ماند . خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن براي مهندسين مخزن و توليد بسيار مهم است زيرا خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن، برروي حركت سيالات درون مخزن و مقدار واقعي توليد هيدروكربن تأثير خواهد گذاشت . انباشته شدن مواد هيدروكربني در زير سطح زمين در سنگ هايي صورت مي گيرد كه توانايي نگهداري و انتقال سيالات را داشته باشند. اين سنگها، مخزن (reservoir) ناميده مي شوند . تجمع مواد هيدروكربني به صورت اقتصادي در سنگ مخزن منوط به وجود عوامل متعددي است.

 

مواد تشکیل دهنده نفت :  بخش اعظم نفت خام از هيدراتهاي کربن تشکيل شده و مقدار کمي عناصر ديگر نيز به آن مخلوط مي‌گردد، که اين عناصر در زير با درصدشان نشان داده شده‌اند. جدول ازسلي (1985) ، درا ين جدول عناصر ديگري مانند واناديوم ، نيکل و اورانيوم با درصد وزني حداکثر 0.1 در ترکيب نفت خام موجود هستند. بعلاوه در خاکستر نفت خام آثاري از عناصر C r ، Cu ، Pb ، Mn ، Sr ، Ba ، Mo ، Mg ، Ca ، Ti ، Al ، Fe و Si يافت مي‌شود که بعضي از عناصر بالا مانند V-Ni-U احتمالا در رابطه با عنصر ارگانيکي اوليه (مادر) بوجود آمده و بعضي ديگر از عناصر مشخصات ژئوشيميايي سنگ دربرگزيده را نشان مي‌دهند. قابل ذکر است که آثاري از نمک ، آب و سولفيد هيدروژن نيز درنفت خام مشاهده مي‌شوند.

 

خواص فيزيکي نفت خام : ويسکوزيته همانطور که نفت خام ممکن است با دخالت عواملي به رنگهاي زرد ، سبز ، قهوه‌اي ، قهوه‌اي تيره تا سياه مشاهده گردد، لذا ويسکوزيته متغير را براي آنها خواهيم داشت. بنابراين نفت خام درسطح زمين داراي ويسکوزيته بيشتر بوده و بعبارتي ويسکوزتر است. چون در مخزن زيرزميني يکي از عوامل دخيل حرارت موجود درمخزن مي‌باشد، که همراه با اين عامل ، عمق نيز موثر مي‌باشد. همچنين سن نفت را به لحاظ زمان مخزن شدن را درطيف تغييرات ويسکوزيته سهيم مي‌دانند.

 

 ترکيبات مولکولي نفت خام: تعداد ترکيبات مولکولي نفت خام وابسته به سن زمين شناسي آن ، عمق تشکيل آن ، منشا آن و موقعيت جغرافيايي آن متغير مي‌باشد. براي مثال نفت خام Ponca city از Oklahoma شامل حداقل 234 ترکيب مولکولي مي‌باشد.

 

 وزن مخصوص نفت خام از خواص فيزيکي نفت خام که ارزش اقتصادي نفت خام بر مبناي آن سنجيده مي‌شود، وزن مخصوص آن مي‌باشد. لذا سنجش و نحوه محاسبه فرمول آن مهم است. اکثر کشورهاي جهان ، وزن مخصوص نفت خام را برحسب درجه A.P.I که يک درجه بندي آمريکائي است، محاسبه مي‌کنند. مشابه همين درجه بندي و سنجش ، وزن مخصوص نفت خام را در کشورهاي اروپائي با درجه بندي Baume محاسبه مي‌کنند که از لحاظ مقدار اندکي از درجه A. P.I کمتر مي‌باشد.

 

تاثير درجه حرارت بر وزن مخصوص نفت خام : از عواملي که سبب تغيير در وزن مخصوص نفت خام مي‌شوند، تغييرات دما است. يعني با بالارفتن دما ، وزن مخصوص کمتر شده و به درجه A. P.I افزوده مي‌شود . همچنين بالا رفتن درجه حرارت اثر معکوس بر روي ويسکوزيته نفت خام مي‌گذارد.

 

  انواع مختلف نفت برحسب A.P.I : نفت سنگين با 10 الي 20 درجه A.P.I نفت متوسط با 20 الي 30 درجه A.P.I نفت سبک با بيش از 30 درجه A.P.I مطلوبيت و ارزش نفت به موارد فوق و سبک يا سنگين بودن آن است.قطران و نفت سنگين نسبت به نفت خام از مطلوبيت کمتري برخوردار است، زيرا نمي‌توان به همان آساني آنها را به بنزين تبديل کرد و پس از فرآوري و پالايش آنها مقادير زيادتري از فرآورده‌هاي نفت سنگين بر جاي مي‌ماند. همچنين آن حاوي گوگرد و نيتروژن زيادتري نسبت به نفت خام بوده و در برخي نواحي مقدار زيادي فلز ، بويژه نيکل و اناديوم دارد. مشخصات فوق در ميادين مختلف و حتي افق هاي مختلف يک ميدان متفاوت است و در قيمت آن تاثير مي گذارد .

 

 

پنج عامل لازم براي تجمع اقتصادي نفت و گاز :

 

1) سنگ منشأ بالغ (mature source rock) كه توليد هيدروكربن کرده است که سنگ دانه ريز غني از مواد آلي كه در حرارت معيني به بلوغ رسيده و داراي نفت و گاز قابل بهره برداري است .

2) سنگ مخزن (reservoir rock) كه بتواند هيدروكربن را در داخل خود جا دهد و داراي تخلخل (توان ذخيره) و تراوايي (توان انتقال) باشد .

3) مهاجرت هيدروكربن بين سنگ منشأ و سنگ مخزن (migration pathway) عملي باشد .

4) پوش سنگ (cap rock) ناتراوا كه از خروج نفت از داخل سنگ مخزن جلوگيري كند .

5) تله نفتي (oil trap) كه در آن نفت به صورت اقتصادي متمركز گردد .

 

 

سازند هايي که در زاگرس داراي پتا نسيل نفت و گاز هستند عبارتند از :

 

نفت : آسماري، افق بنگستان و سروک، ايلام، کژدمي، داريان، بخش آهکي خليج و فهليان، سورمه

 

ميـدان هاي گازي زاگرس را ميتوان به دو واحد بزرگ « گروه دهــرَم » و « جوان تر از دهرَم » تقسيم كرد. ميدان هاي گازي گروه دهرَم سازندهاي فراقون، دالان، كنگان ، بيشتر از نوع ميدان هاي بسيار عظيم و عظيم اند كه از آن جمله مي توان به ذخاير پارس جنوبي، پارس شمالي، كنگان، نار، آغار، دالان، وراوي اشاره كرد. مهم ترين ميدان هاي گازي جوانتر از دهرَم عبارتند از: ميدان هاي تنگ بيجار در سازند سروك، سرخون در سازند جهرم و عضو گوري، گورزين در سازند آسماري، سَلَخ در سازندهاي سروك و فهليان، گشوي جنوبي در سازندهاي سروك، پايده و آسماري، سورو در سازندهاي گدوان و داريان.در ايران مرکزي در حوضة قم، در دو ميدان نفتي به نام هاي « البرز » و « سراجه » سازند آهكي قم سنگ مخزن است كه تاكنون 9 حلقه چاه اكتشافي در آن حفر شده است. ذخيرة خارج شده از ميدان البرز در حدود 20 ميليون بشكه بوده است. در فوران چاه شمارة 5 اين ميدان، كه اولين چاه به نفت رسيده در اين ميدان است، براي مدت سه ماه، روزي 80000 بشكه نفت از اين چاه فوران كرده است. ميدان گازي سراجه كه در خاور قم و در جنوب خاوري تاقديس البرز قرار دارد، تاقديسي با ذخيرة گازي در حدود 3/0 تريليون فوت مكعب است. دو منطقه کپه داغ هم منابع هيدروکربني به صورت گاز در مخازن خانگيران وجود داردنفت خام به جهت وجود ترکيبات گوگرد بوي نامطلوبي دارد.

 

 

فرستاده شده توسط يوسف شجاعي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:39  توسط سجاد غلامی  | 

عوامل ایجاد تغییر در پوسته زمین

کره زمین یک سیاره پویا است که مواردی از قبیل هوازدگی، رانش زمین، و فرسایش توسط آب، باد و یخ بصورت مداوم چهره آن را تغییر میدهد. علاوه بر این نیروهای تکتونیکی (زمینساخت صفحه­ای) باعث تغییر در سنگهای پوسته زمین میشوند. با هر گامی که بر روی سطح زمین می­نهیم باعث ایجاد تغییر شکل در سطح خاک میشویم و پس از عبور ما، خاک به حالت اولیه خود بازمی­گردد، اما این تغییر شکلها آنچنان اندک است که معمولا متوجه آن نمیشویم. این تغییر شکلها در اثر نیروی محدودی است که بدلیل وزن ما به سطح زمین وارد میشود. اگر این نیرو زیاد باشد میتواند اثرات کاملا مشهودی ایجاد نماید. در این بخش به عوامل ایجاد تغییر شکلها و نیز مکانیزم های تغییر شکل در اجسام و نیز پوسته زمین می­پردازیم .
نیرو:
نیرو آن چیزی است که اجسام ثابت را به حرکت درمی­آورد و یا نحوه حرکت اجسام متحرک را تغییر میدهد. از تجربیات روزانه می­دانیم که اگر دری بسته (ساکن[1]) باشد، باید به آن نیرو وارد کنیم تا باز شود (حرکت[2]).
تنش:
تنش مقدار نیرویی است که به واحد سطح وارد میشود. مقدار تنش به تنهایی تابعی از مقدار نیروی وارده نیست و به سطحی که نیرو به آن وارد میشود نیز وابسته میباشد. برای مثال اگر پای برهنه در حال راه رفتن بر روی سطح سختی باشید نیرو (وزن بدن شما) در سطح کف پای شما پخش میشود، لذا نیرویی که به هر نقطه از کف پای شما وارد می­شود کم است. اما اگر بر روی یک سنگ نوک تیز پا بگذارید، تمرکز تنش بر روی نقطه ای از کف پای شما بسیار زیاد خواهد شد. درواقع میتوانید تنش را از میزان تمرکز نیرو بر روی سطح متصور شوید.
انواع تنش:
بر اساس جهتهای مختلف نیروهای وارده، تنشهای مختلفی ایجاد می­شود. بصورت خلاصه این تنشها عبارتند از:
   تنش فشاری:
در صورتی که نیروهای وارده باعث فشرده شدن جسم شوند تنش فشاری بوجود میآید. تنشهای فشاری تمایل دارند که صفحات سطح کره زمین را کوچکتر و ضخیمتر نمایند و این فرآیند با چین خوردگی و گسلش اتفاق میافتد

.

جهت اعمال نیروهای فشاری که منجر به فشرده شدن و ضخیمتر شدن صفحات پوسته میشود.


   تنش کششی:
در صورتی که تنش وارده تمایل به کشیدن توده سنگی ( و یا هر جسمی که به آن اعمال میشود ) داشته باشد تحت عنوان تنش کششی شناخته می­شود که باعث طویلتر شدن آنها می­گردد.


   تنش برشی:
وقتی یک دسته کارت را بر روی زمین قرار دهید و با دست خود آنها را به جلو برانید نمونه ای از تنش برشی را بر آن وارد نموده اید. در صورتی که تنش برشی بر توده سنگها وارد گردد باعث لغزش صفحات در کنار یکدیگر میشود.



حال که با انواع عوامل ایجاد تغییر شکل آشنا شدیم، باید بدانیم که اجسام هم در مقابل عوامل تغییر شکل رفتارهای مختلفی از خود نشان می­دهند. در قسمت بعد با انواع تغییر شکلهای مواد ( و همچنین سنگها ) در برابر نیرو و تنش آشنا می­شویم.
    تغییر شکلهای ارتجاعی و غیر ارتجاعی:
تعریف تغییر شکلهای ارتجاعی و غیر ارتجاعی باعث خواهد شد تا بتوانیم درک کاملی از مکانیزم ایجاد تغییر شکلها در پوسته زمین و نحوه ایجاد آنها داشته باشیم. هر ماده­ای بر روی کره زمین، دارای خصوصیات فیزیکی منحصر بفردی است. ولی غالبا اساس این خصوصیات یکسان میباشد. یکی از این خصوصیات فیزیکی که در این قسمت به آن می­پردازیم، نحوه عکس العمل مواد در برابر نیروی وارده بر آنها می­باشد. برای مثال یک میله فلزی باریک ( یا خط کش فلزی ) را در نظر بگیرید. اگر بخواهیم این میله را خم کنیم، در جریان خم کردن این میله با دو مرحله مختلف روبرو میشویم که عبارتند از:
    مرحله تغییر شکل ارتجاعی (الاستیک[3]):
اگر میله فلزی را اندکی خم کنیم، پس از آنکه آن را رها می­کنیم، شاخه به حالت طبیعی خود بازمی­گردد. در این مرحله گفته می­شود که چوب در حالت ارتجاعی خود قرار دارد. در این حالت هر جسم دقیقا همانند یک فنر عمل نموده و نیروی وارده را در خود ذخیره کرده و پس از برطرف شدن نیرو آن را آزاد نموده و به حالت اولیه خود باز میگردد.
     مرحله تغییر شکل غیر ارتجاعی (پلاستیک[4]):
اگر نیرویی که به میله وارد میکنیم، از میزان معینی بیشتر باشد و در نتیجه میله از میزان معینی بیشتر تغییر شکل دهد، پس از رها کردن، دیگر به حالت اولیه خود باز نمی­گردد و مقداری از تغییر شکل بصورت دائمی در آن باقی خواهد ماند. که در اصطلاح علمی گفته می­شود چوب از مرحله الاستیک خارج شده و وارد مرحله پلاستیک شده است. 
    مواد شکل پذیر و شکننده
هر ماده ای میتواند مقدار خاصی نیرو را تحمل نموده و همچنان ارتجاعی بماند. اگر نیرو از مقدار مشخص فراتر رود، دیگر جسم ارتجاعی نخواهد ماند و وارد مرحله غیر ارتجاعی میشود. مواد در مرحله ای که به حد ارتجاعی خود می­رسند، به دو گونه این تغییر شکل دائمی را متحمل می­شوند. یا همانند میله فلزی فوق جاری میشوند که به آن "جاری شدن[5]" می­گویند یا همانند یک شاخه خشک چوب بصورت ناگهانی می­شکنند که به اینگونه مواد "شکننده[6]" میگویند..





بسیاری از ما این پدیده­ها را مشاهده کرده ایم و شاید برایمان امری بدیهی و طبیعی باشد، ولی جالب خواهد بود اگر بدانیم این پدیده تقریبا در مورد تمام مواد فیزیکی موجود در این جهان هستی نیز صادق است. شاید تصور آن که حتی یک صخره سنگی بزرگ و یا منزلی که در آن زندگی میکنیم نیز دارای چنین رفتاری هستند و یا با هر قدم گذاشتن بر روی زمین، خاک زیر پایمان تغییر شکل میدهد کمی دور از ذهن باشد. دلیل آن هم این است که بدلیل تفاوت عملکرد و جنس و ابعاد مواد مختلف، هر کدام از آنها تغییر شکلهای متفاوتی را متحمل میشوند که غالبا برای ما غیر قابل احساس است. در واقع ما در دنیایی از فنر با مشخصات مختلف زندگی میکنیم.

درخت بزرگتری را تصور کنید، معمولا کسی نمیتواند با نیروی طبیعی خود تغییر شکل محسوسی را در کل درخت ایجاد نماید. ولی همه ما دیده ایم که با وزش باد، درختان چگونه به رقص درمی آیند. پس به این نتیجه میرسیم که با نیروی بیشتری میتوان حتی اجسامی که در نظر اول صلب و غیر قابل تغییر شکل بنظر میرسند را خم کنیم.
این پدیده در صفحات سنگ کره که در فصل قبل در باره آن بحث نمودیم نیز صادق است. و نیرویی که میتواند چنین توده های بزرگی از سنگ و خاک را جابجا نماید از جریان ماگما در داخل کره زمین حاصل میشود.

مشخصات فیزیکی سنگ کره:

حال تمام مواردی که تا بحال مطالعه نمودیم را در زمین مورد بررسی قرار میدهیم.

پوسته کره زمین همانند تمام مواد دارای رفتار ارتجاعی و غیر ارتجاعی در برابر نیرو میباشد و برخی موارد بصورت شکل پذیر و گاهی بصورت شکننده به این تغییر شکل پاسخ میدهند. با جریان ماگما بدلیل همرفت در داخل کره زمین، نیرویی بر پوسته ها وارد میشود و پوسته ها تمایل دارند که بر اثر این نیروی وارده جابجا شوند. از طرف دیگر بدلیل اصطکاکی که بین و داخل صفحات سنگ کره زمین وجود دارد این نیرو بصورت تغییر شکلهای ارتجاعی در صفحات ذخیره میشود. و در نهایت وقتی این مقدار تغییر شکل ارتجاعی از حد تحمل (مقاومت[7]) سنگ کره فراتر میرود، بصورت تغییر شکل ماندگار در آن در میآید.
مقاومت سنگها و نحوه تغییر شکل آنها در برابر نیرو علاوه بر جنس آنها به دما، فشا و به زمان نیز بستگی دارد.




مقاومت کم سنگ نمک در برابر تنش وارده بر آن
مقاومت گرانیت در مقابل تنش وارده که نشان میدهد خیلی بیشتر از سنگ نمک طعام است.

با توجه به مواردی که در مورد مواد شکل پذیر و شکننده گفته شد، در مقابل تنشهای مختلفی که به سنگ کره وارد می­شود، سنگ کره بصورتهای زیر درمیآید:




عکس العمل سنگ کره به تنش فشاری در حالت شکننده (بالا) و در حالت شکلپذیر (پایین). این همان اتفاقی است که در مرزهای همگرا اتفاق می­افتد.


عکس العمل سنگ کره به تنش کشش در حالت شکننده (بالا) و در حالت شکلپذیر (پایین). این همان اتفاقی است که در مرزهای واگرا دیده میشود.



عکس العمل سنگ کره به تنش برشی در حالت شکننده (بالا) و در حالت شکلپذیر (پایین). در مرزهای امتداد لغز شاهد چنین تغییر شکلهایی هستیم.
   بازگشت کشسان
فرض کنید کتابی را بر روی سطح زمین قرار داده اید و با کشی که به آن بسته­اید، میخواهید که آن را جابجا نمایید. مراحلی که اتفاق می­افتد عبارتند از:

1- کش کشیده میشود بدون اینکه در کتاب جابجائی ایجاد شود. ( یعنی حالتی که تغییر ارتجاعی در پوسته زمین رخ میدهد )

2- وقتی نیرویی که از طرف کش به کتاب وارد میشود از میزان اصطکاک بین کتاب و سطح زمین بیشتر شود، کتاب با یک حرکت جهشی به سمت کش حرکت میکند و در واقع انرژی ذخیره شده در کش بصورت حرکت جهشی کتاب آزاد میگردد. ( همان لحظه ای که سنگها به حد ارتجاعی خود رسیده اند و با تغییر مکان بیشتر، بصورت غیر ارتجاعی می شکنند)

3- دوباره کتاب می­ایستد و کش شروع به کشیده شدن و ذخیره انرژی می­نماید. و پروسه دوباره تکرار می­شود.

این دقیقا همان اتفاقی است که بهنگام وقوع زلزله در پوسته زمین اتفاق می­افتد. در اثر نیروهای وارده بر پوسته زمین، صفحات سنگ کره دچار تغییر شکل می­شود. این تغییر شکل در حد ارتجاعی است و آرام آرام اتفاق می­افتد و انرژی را در خود ذخیره میکند. و آنقدر سنگها انرژی در خود ذخیره میکنند که در نهایت فراتر از اصطکاک بین سنگها می­شود. در این لحظه است که صفحات شکسته شده و نسبت به هم جابجا می­شوند.

ما به همین سادگی توانستیم تئوری اساس ایجاد زلزله ها را که سالهای متمادی دانشمندان را به خود مشغول کرده بود را درک کنیم. پدیده "بازگشت الاستیک[8]" دقیقا آن چیزی که آزمایش ساده کتاب به ما نشان داد. حال متوجه میشویم که دلیل بازگشت زلزله ها و آنچه که به عنوان دوره بازگشت مطرح می­شود، مربوط به خصوصیت ارتجاعی بودن مواد تشکیل دهنده پوسته زمین است.

مکانیزم درونی زمین لرزه تا زمانی که آقای رِید از دانشگاه جان هاپکینگز پس از زلزله سال 1906 سانفرانسیسکو مطالعاتی را انجام داد، ناشناخته بود. این زمین­لرزه با جابجائی­های افقی چند متری همراه بود که در طول 1300 کیلومتر اتفاق افتاده بود. بررسیهای میدانی نشان داد که طی این زلزله صفحه آرام بطول 7/4 متر از کنار صفحه مجاور خود ( صفحه آمریکای شمالی) به سمت شمال جابجا گردیده است.

[1] Stationary

[2] Motion

[3] Elastic

[4] Plastic

[5] Ductile Deformation

[6] Brittle

[7] Strength

[8] Elastic Rebound

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:47  توسط امیر تقوی  | 

تعیین مشخصات سیمان

 

 

برای بررسی مشخصات سیمان برخی آزمایشات را با پودر سیمان و خمیر آن انجام میدهند که برخی از آنها را شرح میدهیم :

 

وزن مخصوص سیمان

 

برای تعیین وزن مخصوص سیمان مقداری از آنرا که با دقت 0.01  گرم وزن کرده اند به داخل یک پیکنومتر که دارای حجم مشخصی است میریزند . سپس از یک بورت آنقدر به پیکنومتر الکل میریزند که سطح الکل به نشانه پیکنومتر که علامت مخصوصی دارد برسد به این ترتیب حجم سیمان به دست می آید که از تقسیم وزن سیمان بر حجم آن وزن مخصوص سیمان را بدست می آورند .= M / Vρ

 

زمان گرفتن سیمان

 

برای تعیین زمان گرفتن سیمان از سوزن ویکا استفاده میشود برای این آزمایش خمیر سیمان را که از قبل حاضر کرده اند به قالب مخروطی شکلی میریزند و سطح آن را صاف میکنند . سپس قالب را زیر سوزن ویکا قرار میدهند . با باز کردن مانع سوزن تحت اثر نیروی وزن دستگاه که 300 گرم میباشد ٬ با ضربه به سیمان وارد میشود تا زمانی که سوزن پس از داخل شدن به نمونه ٬ بیش از 3 تا 5 میلیمتر با کف قالب فاصله نداشته باشد ٬ آزمایش را هر چند دقیقه یکبار انجام میدهند و البته هر بار قالب را میچرخانند تا سوزن به سوراخ قبلی وارد نشود .

هنگامی که سوزن پس از رها کردن برای اولین با ر در فاصله 3 تا5 میلیمتری کف قرار گرفت ٬کرونومتری  را به کار میاندازند و این زمان شروع گرفتن سیمان است . آزمایش را آنقدر تکرار میکنند که سوزن در آخرین بار نتواند بیش از یک میلیمتر در خمیر نفوذ کند در این هنگام زمان را از کرونومتر می خوانند  و آنرا به عنوان زمانی که برای گرفتن  این سیمان لازم است در نظر میگیرند.

 

مقاومت سنگ سیمان در برابر فشار

 

برای تعیین مقاومت فشاری سنک سیمان از یک پرس هیدرولیکی که مساحت صفحات آن 25 سانتیمتر مربع میباشد استفاده میکنند . نیرو سنج این پرس دارای دو عقربه سیاه و قرمز رنگ است که عقربه قرمز آن به ازای نیروی وارده ای که موجب شکسته شدن نمونه شده ٬ به سبب تکان ناگهانی  در همان نقطه مربوط به نیروثابت میماند . برای انجام آزمایش ٬ نمونه مکعبی شکلی را پس از خشک شدن در بین صفحات دستگاه قرار میدهند . سپس صفحه پایینی را آنقدر بالا میبرند که سطح فوقانی نمونه با صفحه بالایی پزس تماس حاصل کند .اینک پرس نیروی F را به نمونه وارد میکند و آنرا مرتبا افزایش میدهد . سپس نیرویی را که باعث شکستن نمونه میشود را از عقربه قرمز میخوانند و مقاومت فشاری نمونه را از فرمول             = F / 25  (Kg/cm²) δ   محاسبه میکنند.

 

  کاربرد سیمان در معدن      

در برخی موارد آبهای درون معدن حاوی املاحی هستند که برای سیمان معمولی مضر است و باعث خورده شدن آنها میشود برای  جلوگیری از تخریب سیمان در نتیجه این این گونه آبها ٬ از انواع مخصوص سیمان برای مقاصد زیرزمینی استفاده میشود . از جمله این سیمانها میتوان سیمانهای با آلومین زیاد و سیمانهای حاصله از سربار کوره٬نام برد. نوع به خصوصی از سیمان که در معادن ٬بسیار به کار میرود به نام سیمان منبسط شونده معروف است . از مشخصات این نوع سیمان آن است که پس از سخت شدن در برابر هوا یا آب حجمش افزایش می یابد علاوه بر این سنگین و در برابر نفوذ آب نیز غیر قابل نفوذ است.

منبع :اصول استخراج معادن /ج1/ حسن مدنی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 8:59  توسط سجاد غلامی 

آشنایی با سیمان

سیمان

 

سیمان به طور عام به کلیه موادی گفته میشود که خاصیت چسبندگی داشته باشند . وبه طور خاص و تحت نام سیمان مقصود جسمی است که مواد تشکیل دهنده آن آهک  و خاک رس است و برای اولین بار به صورت ابتدایی آن در سال ٬ 1824 میلادی توسط یک بنای انگلیسی به عنوان اختراع به ثبت رسید . سیمان در امور ساختمانی برای چسباندن و پیوستن سنگها ٬ شن٬ ماسه٬ آجر ٬ بلوکها و غیره به کار میرود. سیمان را به دو روش خشک و تر تهیه میکنند . در روش خشک مواد اولیه به صورت خشک و در حالت تر با آب با هم مخلوط میشوند . مواد اولیه تهیه شده را در کوره هایی حرارت میدهند تا دانه های گردی به نام کلینکر حاصل شود این دانه ها را آسیاب کرده و در کیسه هایی به بازار عرضه میکنند .

 

انواع سیمان و مصارف آنها

 

سیمانهای معمولی که برای تهیه آنها مواد اضافی به کار نمیرود و هر چهار نوع کلینکر در آنها موجود است بر اساس رنگ آن که شبیه رنگ سنگهای جزیره پرتلند است به همین نام خوانده میشود . مطابق استاندارد ASMT-C-150 پنج نوع سیمان پرتلند وجود دارد که آنها را به اختصار آنها را بررسی میکنیم :

 

سیمان پرتلند نوع 1

این نوع سیمان در مواردی به کار میرود که که شرایط خاص ساختمانی مثل مقاومت در برابر آبهای سولفات دار ٬ کارهای ساختمانی در دریا و ... وجود نداشته باشد موارد عمده استعمال سیمان پرتلند نوع 1  ساختمانهای بتنی ٬ پل سازی ٬کانال کشی ٬ مخازن آب ٬آجرو بلوکهای بتنی است .

 

سیمان پرتلند نوع 2

این سیمان کندتر از سیمان نوع اول سخت میشود به همین دلیل در قسمتهایی به کار میرود که مستقیما زیر نور خورشید قرار میگیرند پرتلند 2 در مقابل آبهای سولفات دارمقاومت بیشتری دارد .

 

سیمان پرتلند نوع 3

طرز تهیه این نوع با سیمان پرتلند نوع 1 فرق چندانی ندارد فقط در این نوع مواد اولیه با دقت بیشتری تهیه میشوند و نیز کلینکر این نوع سیمان دوباره از کوره گذرانده میشود تا آهک موجود در مواد خام به خوبی با سایر مواد ترکیب شود وبه صورت آزاد وجود نداشته باشد  و همچنین مواد آن را ریزتر میکنند .

 

سیمان پرتلند نوع 4

سرعت ترکیب این نوع سیمان از سیمان پرتلند نوع 2 نیز کندتر است و چون تولی حرارت در هنگام سخت شدن این سیمان کم است برای ساختمان سدها از آن استفاده میشود .

 

سیمان پرتلند نوع 5

این سیمان نسبت به آبهای سولفات دار مقاوم است به همین دلیل در مواردی استفاده میشود که ساختمان در برابر آبهای سولفات دار قرار داشته باشد .

 

علاوه بر این نوع های سیمان انواع دیگری نیز وجود دارند که معمولا در معادن از آنها استفاده نمیشود.

 

منبع :اصول استخراج معادن /ج1/حسن مدنی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 8:58  توسط سجاد غلامی 

Special Terms Of Mining Engineering - Part 3

Vertical Shaft : A shaft perpendicular (at a right angle) to the surface; mines with access through vertical shafts are shaft mines.
Inclined Shaft : A shaft at an angle to the surface; also known as a slop shaft. Mines with access through inclined shafts are slop mines.
Drift : A horizontal shaft at an underground working level. Mines with access through horizontal shafts are drift mines.
Headframe : A steel or timber frame at the top of a shaft; it carries the sheave or pulley for hoisting rope and serves various other purposes such as lifting and transferring ore.

فرستاده شده توسط: یاسر پور اسمعیل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:47  توسط سجاد غلامی  | 

Special Terms Of Mining Engineering - Part 2

Exploring : With reference to mining, the process of searching or inspecting an area for mineral deposits. Another mining term is prospecting and the person engaged in the search is a prospector.
Geology : The study of the earth's crust or surface and the materials in it.
Geophysics : Combines geology and physics.
Geochemistry : Applies chemistry to the study of the earth's features.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:38  توسط سجاد غلامی  | 

Special Terms Of Mining Engineering - Part 1

Mineral : A naturally occurring inorganic substances, usually crystalline, with relatively definite chemical composition and physical characteristics. Although coal in its rock like form is originally organic, it is sometimes classified as a mineral.
Metal : Any one of a group of chemical elements with similar properties. Metals are usually shiny, malleable, and ductile. They all conduct heat and electricity and can replace hydrogen in certain compounds. Iron, copper, gold, silver, and aluminum are common metals.
provided by:یاسر پور اسمعیل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 11:0  توسط سجاد غلامی  | 

آموزش (GPS ( Magellan-Meridian – قسمت دوم

 

- به منظور SAVE کردن مختصات یک نقطه به عنوان Way Point یا Land Mark ، بدین ترتیب عمل می کنیم : در حالیکه GPS حداقل 4 ماهواره را دریافت نموده و روی نقطه مورد نظر قرار گرفته ایم ، دکمه Go to را آنقدر در حالت فشار نگه می داریم تا صفحه ای با عنوان Mark ظاهر گردد :
الف) در این صفحه ، Cursor را به دوّمین Box در سطر اول برده و آن را Enter می نماییم. در صفحه ایکه در پی آن میاید می توان نام یا شماره نقطه مورد نظر را از Keyboard مربوطه ، حرف به حرف یا رقم به رقم انتخاب و Enter کرد. پس از تایپ نام یا شماره نقطه Cursor را روی OK برده ، Enter می کنیم تا دوباره صفحه با عنوان Mark ظاهر گردد.
ب) در صفحه مذکور Cursor را بر روی مختصات نقطه برده و چنانچه اعداد مورد تأیید است ، Cursor را به پایینترین سطر آورده و روی Save ، Enter می کنیم.
- چنانچه بخواهیم به لیست Way Point دسترسی پیدا کنیم و آنها را Edit یا Delete نماییم ، در Page Menu ، Data Base را انتخاب نموده و Enter می کنیم تا به صفحه ای با عنوان Data Base برسیم. در این صفحه User را انتخاب و Enter می کنیم. صفحه ایکه ظاهر می شود ، شامل کلیه Way Point ها می باشد. چنانچه Cursor را روی هر کدام از آنها برده و Enter کنیم ، مختصات آن نقطه را خواهیم داشت.
- چنانچه بخواهیم نام و مختصات یک نقطه را که قبلاً وارد وSave کرده ایم، Edit یاDelete کنیم، ابتدا از روش حالت قبل استفاده نموده تا به نقطه مورد نظر خود برسیم. وقتی Cursor را روی آن نقطه بردیم ، دکمه Menu را فشار می دهیم تا به صفحه ای برسیم که در آن می توان Edit WP یا Delete WP را انتخاب و Enter نمود.
- چنانچه بخواهیم از محلی که قرار داریم به سمت نقطه ای با مختصات معلوم حرکت کنیم و به آن برسیم ، ابتدا باید آن را به عنوان یک Way Point یا Land Mark وارد GPS کنیم و سپس از کلید Go to استفاده نماییم. به یکی از دو صورت زیر می توان نقطه مورد نظر را وارد لیست Way Point ها نمود :
الف) در حالیکه GPS روشن است ، Go to را آنقدر در حالت فشار قرار می دهیم تا صفحه Mark ظاهر شود. در این صفحه ، نام و مختصات نقطه را مانند آنچه که پیشتر گفته شد وارد نموده و در پایان، Save را Enter می نماییم.
ب) مانند حالتی که نام و مختصات یک نقطه را Edit یا Delete می کردیم ، عمل نموده و یکی از نقاط قدیمی را که مورد نیاز نیست را Edit می کنیم.
- وقتی مختصات و نام نقطه مقصد را به یکی از دو روش مذکور وارد GPS نمودیم ، کلید Go to را فشار داده و به صفحه ای با عنوان Go to می رسیم. در این صفحه ،User  را انتخاب می نماییم. در صفحه ایکه حاصل می شود (که همان WP ها می باشد)، نقطه مورد نظر را انتخاب و Enter می کنیم.
- از دکمه Nav یا Esc استفاده نموده ، از صفحات مختلف Navigation هر کدام را که مناسبتر تشخیص داده ایم انتخاب نموده به کمک اطلاعات مربوطه خود را به محل نقطه مورد نظر می رسانیم.
- دکمه های Out و In که بر روی GPS مشاهده می شود، مربوط است به کوچک و بزرگ کردن مقیاس نقشه ایکه (در صورت وجود) در GPS مورد استفاده قرار داده ایم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 14:24  توسط سجاد غلامی  | 

آموزش( GPS ( Magellan – Meridian – قسمت اول

 

GPS  را روشن کرده و تا ظاهر شدن حداقل 4 یا 5 ماهواره صبر می کنیم. (همانطور که میدانیم برای تعیین مختصات دو بعدی  x,y به حداقل 3 ماهواره و برای تعین مختصات سه بعدی x,y,z به حداقل 4 ماهواره نیازمندیم. نکته مهمي که مي بايست مورد توجه قرار گيرد اين است که ارتفاعي که GPS به ما مي دهد با ارتفاع موجود در نقشه ها و اطلس ها فرق مي کند. ارتفاع GPS نسبت به سطح مبنايي بنام بيضوي است در حالي که ارتفاع موجود در نقشه ها ارتفاع اورتومتريک مي باشدکه از سطح درياهای آزاد محاسبه می گردد.)
- با دو بار Enter کردن وارد صفحه Tips می شویم. روی OK ، Enter را فشار می دهیم تا صفحه ای ظاهر شود که مختصات آخرین نقطه مورد استفاده قبلی در آن نشان داده شده است.
- برای Setup کردن GPS به ترتیب زیر عمل می کنیم :
الف) دکمه Menu را فشار داده و وارد Page Menu می شویم.
ب) در این صفحه بوسیله کلیدهای جهت دار روی Setup رفته و Enter می کنیم تا به صفحه Setup برسیم.
پ) در این صفحه Intialize را انتخاب و Enter می کنیم.
ت) در صفحه ای که ظاهر می شود، با کلیدهای جهت دار روی Enter Coord رفته و Enter می کنیم.
ث) در صفحه جاری که صفحه ای با عنوان Position است، شماره Zone و( E(x و ( N(y را وارد می کنیم. برای تغییر ارقام از ↑ و ↓ ، و برای حرکت به چپ و راست از → و ← استفاده می شود.
- وقتی شماره Zone و E تقریبی یک نقطه از منطقه عملیات را با تقریب چند ده کیلومتر وارد نمودیم، Enter می کنیم تا Cursor (مکان نما) به محل بعدی حرکت کند. به همین ترتیب هنگامیکه N نقطه مذکور را با همان دقت وارد کنیم، پس از Enter کردن، Cursor به مکانهای بعدی حرکت خواهد کرد که باید اطلاعات موردنظر را وارد نمود. سرانجام Cursor را به پایین ترین سطر انتقال داده تا روی Done قرار گیرد سپس Enter می کنیم.
- در صفحه مربوط به Setup ، Cursor را روی NAV Screens برده و Enter می کنیم. در صفحاتی که به طور متوالی نشان داده می شوند، در همه جا ON را انتخاب و Enter می کنیم.
- در Setup Menu ، Coord System را انتخاب و Enter می کنیم. در صفحه ای که ظاهر می شود، Primery را انتخاب و Enter می کنیم و در صفحه Coord System ، UTM را بر می گزینیم و Enter می کنیم.
- دوباره وارد Setup Menu شده و Map Datum را انتخاب و Enter می کنیم. در صفحه ظاهر شده، Primery را انتخاب و Enter می کنیم تا صفحه Map Datum با بیضوی های مختلف ظاهر شود. در این صفحه WGS 84 را انتخاب و Enter  می کنیم.
- در Setup Menu ، Elev.Mods را انتخاب و Enter نموده و در صفحه بعد 3D را Enter می کنيم.
- در صفحه مذکور، NAV.Units را انتخاب و Enter می کنیم تا به صفحه ای برسیم که می توان واحدهای Km/kph را برای مسافت و سرعت حرکت انتخاب و Enter کرد.
- در Setup Menu بقیه پارامترها را Default انتخاب کرده و NMEA را OFF می کنیم.

فرستاده شده توسط : یاسر  پور اسماعیل

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 13:21  توسط سجاد غلامی  |