وبلاگ انجمن علمی - دانشجویی مهندسی معدن دانشگاه صنعتی سهند
|
| |
افتخار نژاد (1975)، گسل شمال تبریز را یکی از گسل های قدیمی ایران می داند که از فرو افتادگی زنجان- ابهر، شمال تبریز، شمال باختر آذربایجان گذشته و تا قفقاز ادامه می یابد. در زمان دونین زیرین، این گسل منطقه آذربایجان را به دو بلوک تقسیم می کرد. بلوک شمال خاوری فرو افتاده و بلوک جنوب باختری، تا پایان کربنیفر فرابوم بوده است. بنابراین ممکن است ، فعالیت این گسل از دوره دونین آغاز شده باشد، هر چندکه سن قدیمی تر آن محتمل تر است.
فعالیت لرزه ایی گسل تبریز
آخرین حرکت گسل تبریز از نوع راستگرد بوده است. حرکات و جابجایی های این گسل در به وجود آمدن آتشفشانهای سهند نقش داشته است. همچنین وجود چشمه های آبگرم بستان آباد در امتداد این گسل و فعالیت های لرزه خیزی نشانگر فعال بودن این گسل می باشد. اگر چه در شمال فرودگاه تبریز، سنگهای میوسن بر روی رسوبات آبرفتی کواترنری رانده شده اند ولی، بررسی زمین لرزه های تاریخی و 100 سال گذشته تبریز، هیچ نشانی از فعالیت این گسل ندارد. گفتنی است که بربریان (1977)، حرکت دوباره گسل همراه با زمین لرزه های ویرانگر را محتمل می داند.
منبع:http://daneshnameh.roshd.ir/






این مقاله مقدمه ای بر شبکه های عصبی مصنوعی است. گونه های مختلف شبکه های
عصبی توضیح و شرح داده شده است و کاربرد های شبکه های عصبی، نظیر ANN ها در
پزشکی بیان شده و همچنین سابقه ای تاریخی از آن به تفصیل آورده شده است. همچنین
رابطه بین چیزهای ساختگی و واقعی مورد بررسی قرار گرفته و در مورد آن توضیح داده شده
است و سر انجام به شرح مدل های ریاضی در رابطه با این موضوع می پردازیم.

مقدمه :
یک شبکه عصبی چیست؟
یک شبکه عصبی مصنوعی (Artificial Neural Network (ANN)) ایده ای است برای پردازش
اطلاعات که از سیستم عصبی زیستی الهام گرفته شده و مانند مغز به پردازش اطلاعات
می پردازد . عنصر کلیدی این ایده ، ساختار جدید سیستم پردازش اطلاعات است. این
سیستم از شمار زیادی عناصر پرداز شی فوق العاده بهم پیوسته تشکیل شده (neurons)
که برای حل یک مسأله با هم هماهنگ عمل می کند.ANN ها ،نظیر انسانها ، با مثال یاد
می گیرند . یک ANN برای انجام وظیفه های مشخص ، مانند شناسایی الگو ها و دسته
بندی اطلاعات ، در طول یک پروسه یاد گیری ، تنظیم می شود . در سیستم های زیستی
یاد گیری با تنظیماتی در اتصالات سیناپسی که بین اعصاب قرار دارد همراه است . این
روش ANN ها هم می باشد.
سابقه تاریخی :
به نظر می آید شبیه سازی های شبکه عصبی یکی از پیشرفت های اخیر باشد . اگرچه
این موضوع پیش از ظهور کامپیوتر ها بنیان گذاری شده و حداقل یک مانع بزرگ تاریخی
و چندین دوره مختلف را پشت سر گذاشته است.
خیلی از پیشرفت های مهم با تقلید ها و شبیه سازی های ساده و ارزان کامپیوتری
بدست آمده است. در پی یک دوره ابتدائی اشتیاق و فعالیت در این زمینه ، یک دوره ی
بی میلی و بدنامی راهم پشت سر گذاشته است . در طول این دوره سرمایه گذاری و
پشتیبانی حرفه ای از این موضوع در پایین ترین حد خود بود ، پیشرفت های مهمی به
نسبت تحقیقات محدود در این زمینه صورت گرفت . که بدین وسیله پیشگامان قادر شدند
تا به گسترش تکنولوژی متقاعد کننده ای بپردازند که خیلی برجسته تر از محدودیت هایی
بود که توسط Minsky و Papert شناسانده شد. Minsky و Papert ،کتابی را در سال 1969
منتشر کردند که در آن عقیده عمومی راجع به میزان محرومیت شبکه های عصبی را در
میان محققان معین کرده بود و بدین صورت این عقیده بدون تجزبه و تحلیل های بیشتر پذیرفته
شد. هم اکنون ، زمینه تحقیق شبکه های عصبی از تجدید حیات علایق و متناطر با آن افزایش
سرمایه گذاری لذت می برد .
اولین سلول عصبی مصنوعی در سال 1943 بوسیله یک neurophysiologist به نامWarren
McCulloch و یک منطق دان به نام Walter Pits ساخته شد . اما محدودیتهای تکنولوژی
در آن زمان اجازه کار بیشتر به آنها نداد.
چرا از شبکه های عصبی استفاده می کنیم ؟
شبکه های عصبی ، با قابلیت قابل توجه آنها در استنتاج معانی از داده های پیچیده یا
مبهم ، میتواند برای استخراج الگوها و شناسایی روشهایی که آگاهی از آنها برای انسان
و دیگر تکنیک های کامپیوتری بسیار پیچیده و دشوار است به کار گرفته شود. یک شبکه
عصبی تربیت یافته می تواند به عنوان یک متخصص در مقوله اطلاعاتی ای که برای تجزیه
تحلیل به آن داده شده به حساب آید.از این متخصص می توان برای بر آورد وضعیت های
دلخواه جدید و جواب سؤال های " چه می شد اگر " استفاده کرد.
مزیتهای دیگر آن شامل موارد زیر می شود :
یادگیری انطباق پذیر: قابلیت یاد گیری نحوه انجام وظایف بر پایه اطلاعات داده شده برای
تمرین و تجربه های مقدماتی .
سازماندهی توسط خود: یک ANN می تواند سازماندهی یا ارائه اش را ، برای اطلاعاتی
که در طول دوره یادگیری در یافت می کند، خودش ایجاد کند.
عملکرد بهنگام(Real time ) : محاسبات ANN می تواند بصورت موازی انجام شود، و
سخت افزارهای مخصوصی طراحی و ساخته شده است که می تواند از این قابلیت استفاده
کند.
تحمل اشتباه بدون ایجاد وقفه در هنگام کد گذاری اطلاعات : خرابی جزئی یک شبکه
منجر به تنزل کارایی متناظر با آن می شود اگر چه تعدادی از قابلیت های شبکه ممکن است
حتی با خسارت بزرگی هم باقی بماند.
شبکه های عصبی در مقابل کامپیوتر های معمولی:
شبکه های عصبی نسبت به کامپیوتر های معمولی مسیر متفاوتی را برای حل مسئله
طی می کنند . کامپیوتر های معمولی یک مسیر الگو ریتمی را استفاده می کنند به
این معنی که کامپیوتر یک مجموعه از دستورالعمل ها را به قصد حل مسئله پی می گیرد.
بدون اینکه، قدم های مخصوصی که کامپیوتر نیاز به طی کردن دارد، شناخته شده باشند
کامپیوتر قادر به حل مسئله نیست. این حقیقت قابلیت حل مسئله ی کامپیوتر های
معمولی را به مسائلی ،محدود می کند که ما قادر به درک آنها هستیم و می دانیم
چگونه حل میشوند. اما اگر کامپیوتر ها می توانستند کار هایی را انجام دهند که ما
دقیقا نمیدانیم چگونه انجام دهیم ، خیلی پر فایده تر بودند.
شبکه های عصبی اطلاعات را به روشی مشابه با کاری که مغز انسان انجام می دهد
پردازش می کنند. آنها از تعداد زیادی از عناصر پرداز شی(سلول عصبی) که فوق العاده بهم
پیوسته اند تشکیل شده است که این عناصر به صورت موازی باهم برای حل یک مسئله
مشخص کار می کنند .شبکه های عصبی با مثال کار می کنند و نمی توان آنها را برای انجام
یک وظیفه خاص برنامه ریزی کرد مثال ها می بایست با دقت انتخاب شوند در غیر این
صورت زمان سودمند، تلف می شود و یا حتی بدتر از این شبکه ممکن است نا درست کار
کند. امتیاز شبکه عصبی این است که خودش کشف می کند که چگونه مسئله را حل کند
، عملکرد آن غیر قابل پیش گویی است.
از طرف دیگر ، کامپیوتر های معمولی از یک مسیر مشخص برای حل یک مسئله استفاده
می کنند . راه حلی که مسئله از آن طریق حل می شود باید از قبل شناخته شود
و به صورت دستورات کوتاه و غیر مبهمی شرح داده شود. این دستورات سپس به زبان
های برنامه نویسی سطح بالا برگردانده می شود و بعد از آن به کدهایی که کامپیوتر قادر
به درک آنها است تبدیل می شود. به طور کلی این ماشین ها قابل پیش گویی هستند و
اگر چیزی به خطا انجام شود به یک اشتباه سخت افزاری یا نرم افزاری بر می گردد.
شبکه های عصبی و کامپیوتر های معمولی با هم در حال رقابت نیستند بلکه کامل کننده
یکدیگرند . وظایفی وجود دارد که بیشتر مناسب روش های الگو ریتمی هستند نظیر عملیات
محاسباتی و وظایفی نیز وجود دارد که بیشتر مناسب شبکه های عصبی هستند . حتی
فراتر از این ، مسائلی وجود دارد که نیازمند به سیستمی است که از تر کیب هر دو روش بدست
می آید (بطور معمول کامپیوتر های معمولی برای نظارت بر شبکه های عصبی به کار گرفته
می شوند ) به این قصد که بیشترین کارایی بدست آید.
شبکه های عصبی معجزه نمی کنند اما اگر خردمندانه به کار گرفته شوند نتایج شگفت
آوری را خلق میکنند.
انسان و سلول های عصبی مصنوعی- در جستجوی شباهت ها
چگونه مغز انسان می آموزد ؟
مسائل زیادی راجع به این که مغز چگونه خود را برای پردازش اطلاعات آموزش می دهد،
نا شناخته باقی مانده است بنابر این تئوری های فراوانی وجود دارد. در مغز انسان یک
سلول سیگنال ها را از دیگران از طریق یک گروه از ساختار های ریز به نام dendrites
جمع آوری می کند سلول عصبی جهش سریع فعالیت الکتریکی را در طول یک پایه بلند
و نازک که axon نامیده میشود ، می فرستد که به داخل هزاران شاخه گسترش می یابد
و کشیده می شود . در انتهای هر شاخه ، ساختاری که synapse نامیده می شود این
فعالیت را ازaxon به اثرات الکتریکی تبدیل می کند که فعالیت یکaxon به صورت اثرات
الکتریکی فعال کننده یا غیر فعال کننده تبدیل می شود که این کار باعث برانگیخته شدن
یا آرام شدن سلول های عصبی مرتبط می شود. وقتی یک سلول عصبی پیام های
فعال کننده را در یافت می کند، که بطور قانع کننده و وسیعی با پیام های ورودی غیر فعال
کننده اش مقایسه شده باشد ،در این زمان این سلول نیز یک جهش از فعالیت الکتریکی را
به داخل axon خودش می فرستد.

| شکل١-یک نرون بیولوژیکی |
یاد گیر ی با تغییر تاثیر synapses اتفاق می افتد در نتیجه تاثیر یک سلول بر دیگران تغییر میکند.
از سلول های عصبی انسانی تا سلول های عصبی مصنوعی
ما این شبکه های عصبی را با تلاش اولیه در جهت یافتن خصوصیات اساسی سلول های
عصبی و اتصالات آنها ، هدایت می کنیم. سپس بطور معمول یک کامپیوتر را برای شبیه سازی
این خصوصیات برنامه ریزی می کنیم .اگر چه بدلیل اینکه دانش ما از سلول های عصبی ناقص
است و قدرت محاسبات ما محدود است ، مدل های ما لزوما آرمان های خام و ناقصی از
شبکه های واقعی سلول های عصبی است .
![]() |
| شکل٢- نمایی از یک شبکه عصبی مصنوعی |
تهیه کننده:
هادی سردار
مهندس نفت - دانشگاه صنعت نفت

Case-based Reasoning که می توانیم آن را شرایط دلیل پایه ترجمه کنیم یکی از گرایشهای فعال در این شاخه می باشد. به عنوان مثال روند استدلال توسط یک پزشک هنگام تشخیص یک بیماری کاملا شبیه به CBR است، به این ترتیب که پزشک در ذهن خود تعداد بسیار زیادی از شواهد بیماریهای شناخته شده را دارد و تنها باید مشاهدات خود را با نمونه های موجود در ذهن خویش تطبیق دهد، و شبیه ترین نمونه را به عنوان بیماری تشخیص دهد. به این ترتیب مشخصات، نیازمندیها و تواناییهای CBR به عنوان یک چارچوب کلی پژوهش در هوش مصنوعی مورد توجه قرار گرفته است. در هر صورت هراندازه که پژوهش درباره الگوهای شناخت از طریق مطالعه بیولوژیک و یا سیستم CBR ادامه یابد به نظر می رسد که تکنولوژی هوش مصنوعی از طریق تبدیل داده ها به نمادهای تصویری است که برآیند این عملیات به عنوان یک عملیات هوشمند از نوع اتاق چینی جان سرل دلالت دارند.

برای روشن شدن موضع جان سرل درباره سیستم PDP توضیحات مختصری درباره این سیستم ارائه می نمایم. يک سيستم چندپردازنده کامپيوترى است که در آن چند پردازنده حضور دارند و اين پردازندهها براى حل يک مسأله در سطوح مختلفى با هم همکارى مىکنند. به دليل لزوم برقرارى ارتباط بين پردازندههاى مختلف در يک چندپردازنده، مسائل مختلفى از قبيل شبکههاى ارتباطى، حافظه مشترک، و انسجام حافظههاى نهانى در مبحث معمارى اين سيستمها مطرح مىشود. هدف از اختراع کامپيوتر پردازش عمليات با سرعت و دقت زياد بود. سرعت عمليات پردازش در کامپيوترهاى اوليه پاسخگوى نيازهاى استفادهکنندگان از کامپيوتر نبود. ابتدا تصور مىشد که مىتوان سرعت پردازش کامپيوترها را به هر ميزان افزايش داد. اما به زودى دريافتند که اين سرعت تا حدى قابل افزايش است و از آن حد بيشتر نمىتواند افزايش يابد. علاوه بر اين کاربردهاى کامپيوتر روز به روز پيچيدهتر شدند و از پردازش دادهها Data Processing، به پردازش اطلاعات Information Processing، پردازش دانش Knowledge Processing، و به تدريج به سوى پردازش هوشمندى Intelligence Processing ميل کردند. پردازش هوشمندی همان چیزی است که مخالفان جان سرل از آن علیه دیدگاه عصب زیستی وی بهره گرفته اند . امروزه در کارهايى مانند پيشبينى وضع هوا، محاسبات آئروديناميکى، اکتشاف معادن، هوش مصنوعى، و غيره نياز به سرعتهايى داريم که حتی اگر کامپيوترى داشته باشيم که سرعت انتقال اطلاعات در آن برابر با سرعت نور باشد، نياز ما برآورده نمىشود. در نتيجه طراحان کامپيوتر به فکر طراحى سيستمهاى جديد کامپيوترى افتادند. موفقترين تفکرى که در اين زمينه مطرح شد، پردازش موازى بود. پردازش موازى به معنى انجام همزمان چند کار توسط چند واحد پردازشگر است. براى پيادهسازى اين تفکر، روشهاى مختلفى وجود دارد که يکى از موفقترين آنها استفاده از چند پردازندههاست. طراحان سيستمهاى کامپيوترى براى دستيابى به سرعتهاى پردازشى بالاتر، ايدهى پردازش موازى parallel يعنى انجام همزمان کارها را مطرح کردند. براى پيادهسازى اين ايده روشهاى متفاوتى وجود دارد از قبيل استفاده از خط لوله Pipeline، پردازندههاى بردارى Vector Processors، چندپردازندهها و پردازش توزيع شده Distributed Processing در يک شبکهى کامپيوترى.

کلمه سیمان از یک لغت لاتین به نام سیمنت ( cement ) گرفته شده است و ماده ای است که دارای خاصیت چسبانندگی مواد به یکدیگر است و در حقیقت ، واسطه چسباندن است.
در صنایع ساختمانی ، سیمان به ماده ای گفته میشود که برای چسباندن مصالح مختلف به یکدیگر از قبیل سنگ و شن ، ماسه ، آجر و غیره بکار میرود و ترکیبات اصلی این سیمان از مواد آهکی است. سیمانهای آهکی معمولا از ترکیبات سیلیکات و آلومیناتهای آهک تشکیل شدهاند که هم بهصورت طبیعی یافت میشوند و هم قابل تولید در کارخانجات سیمانسازی هستند.
اگرچه از زمانهای بسیار گذشته اقوام و ملل مختلف به نحوی با استفاده از سیمان در ساخت بنا سود میجستند، ولی اولین بار در سال 1824 ، سیمان پرتلند به نام "ژوزف آسپدین" که یک معمار انگلیسی بود، ثبت شد. به لحاظ شباهت ظاهری و کیفیت بتنهای تولید شده از سیمانهای اولیه به سنگهای ناحیه پرتلند در دورست انگلیس ، سیمان به نام سیمان پرتلند معروف شد و تا به امروز برای سیمانهایی که از مخلوط نمودن و حرارت دادن مواد آهکی و رسی و مواد حاوی سیلیس ، آلومینا و اکسید آهن و تولید کلینکر و نهایتا آسیاب نمودن کلینکر بدست میآید، استفاده میشود.

اساسا سیمان با آسیاب نمودن مواد خام از قبیل سنگ و آهک و آلومینا و سیلیسی که به صورت خاک رس و یا سنگهای رسی وجود دارد و مخلوط نمودن آنها با نسبتهای معین و با حرارت دادن در کورههای دوار تا حدود 1400درجه سانتیگراد بدست میآید. در این مرحله ، مواد در کوره تبدیل به گلولههای تقریبا سیاه رنگی میشوند که کلینکر نامیده میشود.
کلینکر پس از سرد شدن ، با مقداری سنگ گچ بهمنظور تنظیم گیرش ، مخلوط و آسیاب شده و پودر خاکستری رنگی حاصل میشود که همان سیمان پرتلند است. با توجه به نوع و کیفیت مواد خام ، سیمان با دو روش عمدهتر و خشک تولید میشود، ضمن اینکه روشهای دیگری نیز وجود دارد. البته امروزه عمومـا از روش خشک در تولید سیمان استفاده میشود، مگر در مواردی که مواد خام ، روش تر را ایجاب کند، زیرا در روش خشک ، انرژی کمتری برای تولید مورد نیاز است.
مواد خام مورد مصرف در تولید سیمان در هنگام پخت با هم واکنش نشان داده و ترکیبات دیگری را بوجود میآورند. معمولا چهار ترکیب عمده بهعنوان عوامل اصلی تشکیل دهنده سیمان در نظر گرفته میشوند که عبارتند از:
که اختصارا اکسیدهای CaO را با C و SiO2 را با S و Al2O3 را با A و Fe2O3 را با F نشان میدهند. سیلیکاتهای C3S و C2S مهمترین ترکیبات سیمان در ایجاد مقاومت خمیر سیمان هیدراته میباشند. در واقع سیلیکاتها در سیمان ، ترکیبات کاملا خالصی نیستند، بلکه دارای اکسیدهای جزئی بهصورت محلول جامد نیز میباشند. این اکسیدها اثرات قابل ملاحظه ای در نحوه قرار گرفتن اتمها، فرم بلوری و خواص هیدرولیکی سیلیکاتها دارند.
ترکیبات دیگری نیز در سیمان وجود دارند که از نظر وزن قابل ملاحظه نیستند، ولی تأثیرات قابل ملاحظه ای در خواص سیمان دارند که عمدتا عبارتند از: MgO،TiO2،Mn2O3،K2O،NaO2، که اکسیدهای سدیم و پتاسیم به نام اکسیدهای قلیایی شناخته شدهاند. آزمایشها نشان داده است که این قلیائیها با بعضی از سنگدانهها واکنش نشان دادهاند و حاصل این واکنش باعث تخریب بتن شده است. البته قلیائیها در مقاومت بتن نیز اثر دارند.
وجود سه کلسیم آلو مینات (C3A) در سیمان نقش عمده ای در مقاومت سیمان به جزء در سنین اولیه ندارند و در برابر حملات سولفاتها نیز که منجر به سولفوآلومینات کلسیم میشود، مشکلاتی به بار میآورد، اما وجود آن در مراحل تولید ، ترکیب آهک و سیلیس را تسهیل میکند. میزان C4AF در سیمان هم در مقایسه با سه ترکیب دیگر کمتر است و تأثیر زیادی در رفتار سیمان ندارند، ولی در واکنش با گچ ، سولفو فریت کلسیم را میسازد و وجود آن به هیدراسیون سیلیکاتها شتاب میبخشد.
مقدار و اندازه واقعی اکسیدها در ترکیبات انواع سیمان ، مختلف است. البته باقی مانده نامحلول نیز که عمدتا از ناخالصیهای سنگ گچ حاصل میگردد، اندازه گیری میشود، تا حدود 1,5 درصد وزن در سیمان مجاز است. افت حرارتی نیز که دامنه کربناسیون و هیدراسیون آهک آزاد و منیزیم آزاد را در مجاورت هوا نشان میدهد، تا حدود 3 الی 4 در صد وزن سیمان اندازه گیری میشود.
ماده مورد نظر ما ملات یا خمیر سیمان است که با اختلاط آب و پودر سیمان ماده چسباننده ای میشود. در واقع سیلیکاتها و آلومیناتهای سیمان در مجاورت آب محصولی هیدراسیونی را تشکیل میدهند که کمکم با گذشت زمان ، جسم سختی بوجود میآید.
دو ترکیب عمده سیلیکاتی سیمان یعنی C3S و C2S عوامل عمده سخت شدن سیمان هستند و عمل هیدراسیون روی C3S سریعتر از C2S انجام میگیرد.
همانند هر واکنش شیمیایی ، هیدراسیون ترکیبات سیمان نیز حرارتزا است و به میزان حرارتی که در هر گرم از سیمان هیدراته در اثر هیدراسیون در دمای معینی تولید میگردد، حرارت هیدراسیون گفته میشود و به روشهای مختلفی قابل اندازه گیری است. درجه حرارت و دمائی که در آن عمل هیدزاسیون انجام میشود، تأثیر قابل ملاحظه ای در نرخ حرارت تولید شده است دارد.
برای سیمانهای پرتلند معمولی ، حدود نصف کل حرارت تا سه روز و حدود 3,4 حرارت تا حدود 7 روز و تقریبا 90 در صد حرارت در 6 ماه آزاد میشود. در واقع حرارت هیدراسیون بستگی به ترکیب شیمیایی سیمان دارد و تقریبا برابر است با مجموع حرارتهای ایجاد شده یکایک ترکیبات خالص سیمان ، اگر به صورت جداگانه هیدراته شود.
هر گرم از سیمان تقریبا 120 کالری حرارت آزاد میکند. چون هدایت حرارتی بتن کم است، لذا حرارت میتواند بهعنوان یک عایق حرارتی عمل نماید. از طرف دیگر حرارت تولید شده بوسیله هیدراسیون سیمان میتواند از یخ زدن آب در لولههای موئین بتن تازه ریخته شده جلوگیری نماید. بنابراین آگاهی به خواص حرارتزایی سیمان میتواند در انتخاب نوع مناسب سیمان برای هدف مشخصی مفید باشد.
همانطور که گفته شد، نقش اصلی در مقاومت سیمان C3S و C2S ایفا میکنند و C3S در 4 هفته سنین اولیه و C2S پس از آن مقاومت سیمان را ایجاد میکنند. نقش این دو ترکیب در مقاومت سیمان پس از یک سال تقریبا مساوی میشود
به لحاظ اهمیت کیفیت سیمان در ساختن بتن ، معمولا تولید کنندگان ، آزمایشهای متعدد و استاندارد شده ای را برای کنترل کیفیت سیمان انجام میدهند و بعضا نیز مصرفکنندگان برای اطمینان خاطر ، خواص سیمان تولید شده را از کارخانجات درخواست میکنند و گاها نیز آزمایشهایی انجام میدهند. خواص فیزیکی سیمان عمدتا عبارتست از نرمی سیمان ، گیرش سیمان ، سلامت سیمان و مقاومت سیمان.
از آنجا که هیدراسیون از سطح ذرات سیمان شروع میشود، مساحت تمامی سطح سیمان موجود در هیدراسیون شرکت دارند. بنابراین نرخ هیدراسیون بستگی به ریزی سیمان دارد و مثلا برای کسب مقاومت سریعتر نیز به سیمان نرم تر یا ریزتر میباشد. اما باید توجه داشت که همیشه یک سیمان نرم از نظر اقتصادی و فنی مقرون به صرفه نیست، زیرا هزینه آسیاب کردن و اثرات بیش از حد نرم بودن سیمان بر خواص دیگر آن مانند نیاز بیشتر به گچ برای تنظیم گیرش ، کارآیی بتن تازه و سایر موارد نیز باید مد نظر باشد.
نرمی یکی از خواص عمده سیمان است که معمولا در استانداردها با سطح مخصوص تعیین میشود (m2/kg). روشهای متداول و متفاوتی برای تعیین نرمی سیمان در دنیا بکار گرفته میشود. استاندارد ملی ایران به شماره 390 تعیین نرمی سیمان را مشخص میکند.
کلمه گیرش برای سفت شدن خمیر سیمان بکار برده میشود، یعنی تغییر وضعیت از حالت مایع به جامد. گیرش بهعلت هیدراسیون C3S و C2A با افزایش دمای خمیر سیمان اتفاق میافتد. گیرش اولیه مربوط به افزایش سریع دما و گیرش نهایی مربوط به دمای نهایی است. مدت زمان گیرش سیمان با افزایش درجه حرارت کاهش مییابد، ولی آزمایش نشان داده است که در دمای حدود 30 درجه سانتیگراد ، اثر معکوس را میتوان مشاهده نمود. در درجات حرارت پائین ، گیرش سیمان کند میشود.
نفلين سينيت به علت ارزش فوق العاده اى که در صنعت دارد (صنايع آلومينيوم، شيشه و سراميک پلاستيک و کائوچو، تهيه پشم و شيشه معدنى، كود شيميايى و …) در اکثر کشورهاى دنيا مورد توجه فراوان قرار گرفته است.
سنگ مزبور از يک طرف در کشورهايى که فاقد ذخاير غنى از بوکسيت هستند (شوروى، کره شمالى و …) به عنوان منبعى مهم جهت توليد آلومينا و از طرف ديگر در کشورهايى که از لحاظ منابع بوکسيت غنى بوده و يا بوکسيت ارزان در دسترس دارند (کشورهاى غربى، آمريکا، کانادا) به دليل فراوانى مقدار آلکالى در صنايع شيشه و سراميک کاربرد فراوان دارد.
استفاده از نفلين سينيت جهت توليد آلومينا فقط در کشورهاى شوروى صورت مى گيرد (اخيراٌ کشور کره شمالى نيز اقدام به تاسيس يک کارخانه توليد آلومينا از نفلين نموده که به زودى به مرحله توليد خواهد رسيد. کشور هاى مکزيک و برزيل نيز در حال بررسى و توليد آلومينا از نفلين مى باشند). اين کشور از سال 1932 ميلادى کار بر روى نفلين جهت توليد آلومينا را شروع نموده و در سال 1941اولين کارخانه توليد آلومينا به نام «ولخوف» را بر اساس ماده خام نفلين تاسيس نمود که توليد اقتصادى آن از سال 1951 بر اساس سالانه 50 هزار تن آلومينا آغاز گرديد. سپس کارخانه پيکالوا در سال 1959 با ظرفيت سالانه 200 هزار تن آلومينا از نفلين را تاسيس نمود و بالاخره كارخانه آچينسك را كه شايد بزرگترين كارخانه توليد آلومينا در دنيا باشد در سال 1970 با ظرفيت سالانه 800 هزار تن آلومينا از نفلين تاسيس نمود. اخيراٌ نيز کارخانه اى با ظرفيت 1/5 ميليون تن در سال در اين کشور طرح ريزى گرديده که بر اساس ماده خام نفلين مى باشد. تکنولوژى تبديل شيميايى سنگ هاى نفلين دار اگر چه از توليد آلومينا از بوکسيت به روش باير کمى پيچيده تر است ولى به علت محصولات جنبى با ارزش از قبيل سيمان پرتلند کربنات هاى سديم و پتاسيم و فسفات هزينه آن در کل حدود 15 تا 20 درصد ارزانتر خواهد بود، بطوريکه مقايسه بين سه ماده خام نفلين (کارخانه پيکالوا) بوکسيت مرغوب (کارخانه يوگوسلاو) و بوکسيت نامرغوب (کارخانه پالودار)، سود دهى و صرفه استفاده از نفلين را نشان مى دهد.
بطور کلى اگر بخواهيم يک کارخانه توليد آلومينا از نفلين با ظرفيت سالانه 100 هزار تن را تاسيس کنيم احتياج به حدود 400هزار تن کنسانتره نفلين و بيش از 1/3 ميليون تن آهک خواهيم داشت. که دراين صورت محصولات به دست آمده به صورت زير خواهند بود:
آلومينا 100 هزار تن
کربنات سديم 60تا 70 هزار تن
کربنات پتاسيم 20 تا 30 هزار تن
سيمان پرتلند 900000 تا 1/5 ميليون تن
سنگ فسفات 15 تا 25 هزار تن
با توجه به موارد فوق استفاده از نفلين در توليد آلومينا روز به روز در حال گسترش است و تکنولوژى توليد آلومينا از نفلين علاوه بر شوروى و کره شمالى در ساير کشور هاى دنيا نيز مورد توجه قرار گرفته است، بطوريکه کشورهاى مکزيک، برزيل، امريکا و کانادا و اخيراٌ پاکستان نيز در حال بررسى استفاده از نفلين در توليد آلومينا مى باشند. در كشورهاى صنعتى غرب توليد آلومينا از بوکسيت بوده و آن هم در دست انحصارات بزرگ مى باشد. از آنجا که استفاده از نفلين در توليد آلومينا مستلزم سرمايه گذارى مجدد در اين زمينه و متوقف نمودن سرمايه گذارى هاى قبلى توليد آلومينا از بوکسيت است، اين مسئله به هيچ وجه به سود انحصارات بزرگ نبوده و آنها سعى در حفظ روش سنتى کنونى توليد آلومينا از بوکسيت را دارند.
مطالعات اوليه ذخاير عظيمى از نفلين سينيت را در آذربايجان خاورى (نفلين سينيت بزگوش در جنوب سراب، نفلين سينيت رزگاه در شمال سراب و نفلين سينيت کليبر در جنوب کليبر) تاييد نمود اين توده هاى نفوذى که شديداٌ تحت اشباع و آلکالى پتاسيک مى باشند در يک امتداد خطى تقريباٌ شمالى جنوبى قرار گرفته اند . احتمالاٌ از تفريق يک ماگماى بازالتى آلکانى که از گوشته بالايى منشا گرفته حاصل شده اند و در امتداد يک زون کافتى ميان قاره اى بالا آمده اند. به نظر مى آيد که اولين فاز بلورين در اين سنگ ها لوسيت بوده که در اثر افزايش بخار آب پايدارى خود را از دست داده و به نفلين و فلدسپات تبديل شده است.
مطالعات نيمه تفصيلى بر روى توده هاى نفوذى بزگوش و رزگاه امکان استفاده از آنها در توليد آلومينا (توده بزگوش) و شيشه سراميک (توده هاى رزگاه و بزگوش) را تاييد نمود. توده نفوذى کليبر که هم از نظر ذخيره سنگى و هم از نظر مقدار نفلين و نزديکى به ذخيره آهک خلوص بالا چشم انداز بهترى را نشان مى دهد در حال حاضر توسط کارشناسان سازمان زمين شناسى در دست بررسى است.
توده نفوذى بزگوش با گستش تقريبى حدود 30 کيلومتر مربع در 20 کيلومترى جنوب شهرستان سراب واقع شده است و قله کوه بزگوش با ارتفاع 3300 متر از سطح دريا را تشکيل مى دهد. اين توده نفوذى گدازه هاى پرفير آندزيتى ائوسن ميانى- بالايى را قطع نموده و وابسته به ماگماتيسم بعد از ائوسن (اليگوسن؟) مى باشد. ترکيب کانى شناسى آن شامل اورتوز- نفلين- آلبيت- پيروکسن-آمفيبول و بيوتيت است که مقدار نفلين در آن از 10 تا 40 درصد سنگ متغير است. کانى نفلين آن نيز از نظر ترکيب پتاسيک است. داراى ذخيره تقريبى حدود 1/2 ميليارد تن سنگ (با احتساب استخراج رو باز تا عمق 50 مترى) با عيار متوسط 21/5 درصد آلومينا مى باشد.
مطالعات تکنولوژى که بر روى يک نمونه با عيار متوسط آن در کشور کره شمالى صورت گرفته کنسانتره اى با عيار 25 درصد آلومينا و مدول M1= 4 و M2= 0.8 را نشان مى دهد، که با توجه به وجود ذخيره هاى با عيار بالاتر (ذخاير با عيار 22 تا 24 درصد Al2O3) در اين توده نفوذى امکان وجود ذخيره هاى مناسب براى توليد آلومينا در آن بسيار محتمل است. از آنجا که در آزمايشات تغليظ مقدار آهن موجود در آن به کمتر از 0/1 درصد کاهش يافته است. اين توده نفوذى مى تواند هم در توليد آلومينا و هم در صنايع شيشه و سراميک کاربرد داشته باشد. موقعيت ارتباطى آن بسيار مناسب و از نظر وجود منابع آب جهت احداث کارخانه در موقعيت بسيار خوبى است ولى پراکندگى ذخاير عيار بالاى آن و وجود دايكهاى ميكروگرانيتى و نيز در دسترس نبودن ذخاير آهکى با خلوص بالا در فاصله هاى نزديک کاربرد آن را به عنوان ماده خام توليد آلومينا با مشکلات جدى مواجه مى سازد. تنها وجود نفلين سينيت امکان توليد آلومينا را ميسر نمى سازد بلکه همجوارى آن با ذخاير آهک مطلوب مى تواند ايجاد چنين واحدى را اقتصادى نمايد (چون براى استحصال يک تن کنسانتره نفلين حدود 4 تن آهک با خلوص بالا مورد نياز است و از آنجا که مقدار آهک مصرفى نزديک به 4 برابر نفلين مى باشد بهتر است که کارخانه توليد آلومينا مجاور ذخيره آهکى باشد تا مخارج حمل به حداقل برسد)، زيرا حمل سنگ نفلين تا محل ذخاير آهک و بالعکس وقتى ميسر است که اين نقل و انتقالات در مسافت نزديک صورت پذيرد، به خصوص که شبکه ارتباطى راه آهن درکشور ما چندان گسترده نيست تا حمل و نقل را تسهيل نمايد. لذا در ايجاد اين طرح لازم است علاوه بر توليد آلومينا، به توليدات جنبى به خصوص سيمان که رقم آن بسيار زياد است توجه خاصى مبذول داشت بطوريکه بتوان از توليدات آن در محدوده معينى از واحد توليدى استفاده نمود.
توده نفوذى رزگاه با گسترش تقريبى حدود 10 کيلومتر مربع و با ارتفاع کم (حدود 100 تا 150 متر از سطح توپوگرافى مجاور) در فاصله 35 کيلومترى شمال باخترى شهرستان سراب و در مجاور دهکده رزگاه واقع است.کنتاکت آن با سنگ هاى قديمى تر مشخص نيست و توسط رسوبات آبرفتى دوران چهارم احاطه شده است. اين توده نفوذى که از نظر ترکيب کانى شناسى پودولوسيت سينيت مى باشد شامل فنوکريست هاى درشت مکعبى پودولوسيت (بصورت مجموعه بلورهاى اورتوز- نفلين- آلبيت- آناليسم) در يک زمينه بلورين مکعب از اورتوز- پيروکسن- پلاژيو کلاز- آمفيبول و کمى نفلين است. اين توده نفوذى داراى ذخيره تقريبى حدود 350 ميليون تن سنگ با عيار متوسط 20 درصد آلومينا و 13/5 درصد K2O+ Na2O مى باشد. مطالعه تکنولوژى که بر روى يک نمونه با عيار بالاى آن (عيار 20/5 درصد Al2O3) در کشور کره شمالى انجام پذيرفته کنسانتره اى با عيار 23% آلومينا و مدول M1=
4.20 و M2= 0.7 را نشان مى دهد که با توجه به استانداردهاى موجود چشم انداز جالبى را به عنوان ماده خام توليد آلومينا نشان نمى دهد. ولى آزمايشات تکنولوژى بر روى يک نمونه از آن در کشور چکسلواکى استفاده از آن را به عنوان ماده خام در صنايع سراميک مورد تاييد قرار مى دهد. موقعيت ارتباطى بسيار مناسب و ترکيب تقريباٌ يكنواخت و بالا بودن مقدار آلکالى (به خصوص K2O که به بيش از 10 درصد سنگ نيز مى رسد) از مزاياى عمده آن مى باشد ولى پايين بودن مقدار نفلين (حداکثر مقدار نفلين آن از 20 درصد سنگ متجاوز نيست) و در دسترس نبودن ذخيره آهکى مناسب در فاصله نزديک استفاده از آن را به عنوان ماده خام توليد آلومينا نا ممکن مى سازد اگر چه به عنوان ماده خام صنايع سراميک چشم انداز روشنى را نشان مى دهد.
توده نفوذى کليبر با وسعت حدود 70 کيلومتر مربع بزرگترين توده سينيتى فلدسپاتوئيد دار در آذربايجان و يا شايد ايران است. اين توده به شکل يک بيضى به قطر بزرگ حدود 12 کيلومتر و قطر کوچک حدود 7 کيلومتر در فاصله 1/5 کيلومترى جنوب کليبر واقع شده و قله کوه مهرام داغ با ارتفاع 2760 متر از سطح دريا را تشکيل مى دهد اين توده نفوذى سنگ هاى رسوبى و آتشفشانى کرتاسه بالا را قطع نموده و آنها را تا فاصله يک کيلومترى اطراف خود دگرگون نموده است. از نظر ترکيب کانى شناسى به دو بخش عمده قابل تقسيم است که يکى بخش مرکزى با ترکيب سينيتى درشت بلور خاکسترى رنگ با بلورهاى اورتوز- نفلين- پلاژيوکلاز- بيوتيت- پيروکسن و آمفيبول مى باشد که بلورهاى صورتى رنگ نفلين در بخش هاى پگماتيتى آن به درشتى تا 4 سانتيمتر نيز مى رسند. ديگرى يک بخش گابروئى تيره رنگ در حاشيبه جنوبى آن مى باشد که به صورت نوارى بطول 10 کيلومتر و عرض 1 کيلومتر سرتاسر حاشيه جنوبى آن را تشکيل مى دهد. اين بخش گابروئى که ترکيب ايژوليتى دارد حاوى بلورهاى پيروکسن،آمفيبول، نفلين و پلاژيو کلاز مى باشد. اين توده نفوذى داراى ذخيره بالايى از سنگ با عيار 22 تا 24 درصد آلومينا و عيار 13 تا 14 درصد مجموع K2O+ Na2O مى باشد. مطالعات نيمه تفصيلى 4 منطقه با عيار بالاى نفلين را در آن مشخص نموده که به ترتيب زير مى باشند:
1- محدوده اى با وسعت حدود 1 کيلومتر مربع در بخش حاشيه گابرويى در جنوب خاورى توده نفوذى (نزديک دهکده پيام) با ذخيره حدود 200 ميليون تن سنگ با عيار 21 تا 24 درصد آلومينا. اين بخش تا اندازه اى شبيه توده نفوذى کياشا ليتر شوروى است که هم اکنون به عنوان يکى از بهترين ذخاير اين کشور بهره بردارى مى شود.
2- محدوده اى به وسعت 0/5 کيلومتر مربع در بخش مرکزى توده (جنوب دهکده گلدروق) که عمدتاٌ نفلين فلدسپاتى است و مقدار نفلين در آن از 40 درصد سنگ نيز متجاوز است. ذخيره آن حدود 50 ميليون تن سنگ با عيار متوسط 22/5 درصد آلومينا مى باشد. اين بخش کاملاٌ شبيه سنگ هاى يوويتى در کشور شوروى است و مى تواند بصورت مخلوط با بخش گابروئى مورد استفاده قرار گيرد.
3- محدوده اى به وسعت حدود 0/5 کيلومتر مربع در مجاور دهکده کلالکه در حاشيه خاورى توده که داراى حدود 50 ميليون تن سنگ با عيار متوسط 21/5 درصد آلومينا مى باشد.
4- محدوده اى به وسعت حدود 2 کيلومتر مربع در بخش شمالى توده نفوذى در مجاور دهکده زوايه که داراى حدود 300 ميليون تن ذخيره سنگى با عيار متوسط 21/5 درصد آلومينا مى باشد.
اين توده نفوذى داراى ذخيره سنگى بسيار بالا، عيار نسبتاٌ بالاى نفلين و موقعيت ارتباطى خيلى خوب مى باشد. ضمناٌ ذخيره بخش گابروئى به علت وجود کانى هاى تيره فراوان در جدايش مغناطيسى کنسانتره قابل قبولى را به دست خواهد داد. نزديکى به يک ذخيره آهکى بسيار مناسب با ذخيره نزديک به 700 ميليون تن آهک با خلوص بالا (55/6 درصد CaO) که در فاصله حدود 35 کيلومترى شمال توده نفوذى در کناره رودخانه ارس واقع شده است نيز اهميت اين توده نفوذى را به عنوان ماده خام توليد آلومينا دو چندان نموده و آن را نسبت به دو توده رزگاه و بزگوش ارجح تر مينمايد. از آنجا که كارخانه استحصال آلومينا بايد در مجاور ذخيره آهکى باشد و آهک هاى مورد نظر نيز در کناره ارس واقع گرديده اند موقعيت کارخانه توليد آلومينا در اين منطقه از نظر منابع و نزديکى به راه آهن جلفا تبريز (فاصله ذخيره آهک تا جلفا حدود 100 کيلومتر است که طرح راه آهن جلفا مغان نيز از مجاور آن مى گذرد) بسيار مناسب به نظر مى رسد.
از علاقه مندان به کتابهای الکترونیکی دعوت می کنیم به این بخش از سایت gsi مراجعه فرمایند.
در اين بخش به بررسي اثرات و مشکلات زيست محيطي مرتبط با عمليات شناسايي، پي جويي و اکتشاف منابع معدني اشاره مي شود. منابع معدني شامل کانيها و آب هاي زيرزميني مي باشد. شناسايي، پي جويي و اکتشاف از جمله مواردي هستند که در واقع زيربناي يک عمليات استخراج اقتصادي مي باشند.
هدف از شناسايي، نقشه برداري و کسب ديد کلي نسبت به منطقه، شناخت و تعيين محدوده جهت پي جويي کاني ها و همچنين شناخت فاکتورهاي مؤثر مي شود.
هدف از پي جويي، تعيين مکان نهايي استخراجي توسط روشهاي زمين شناسي، ژئوفيزيکي و روشهاي ژئوشيميايي در بررسي هاي صحرايي مي باشد.
هدف از اکتشاف، مطالعه تفصيلي نواحي بازرسي شده است. لازم به ذکر است روشهاي اکتشاف، همان روشهاي بکار گرفته در پي جويي است با اين توضيح که منطقه به صورت جزئي تر و دقيق تر مورد بررسي قرار مي گيرد.
فرستاده شده توسط یوسف شجاعی
نگاه اجمالی
تقریبا از همه انواع زغال سنگها بهمنظور سوخت و تهیه زغال کک ، میتوان استفاده کرد. بیش از 80 درصد مصرف زغال سنگها برای تولید برق ، بخار در صنایع ، حمل و نقل یا سوخت و فرآیندهای متالوژی و ... بکار میروند. قسمت دیگر زغال سنگ نیز در فرآیند کربونیزاسیون برای تولید کک ، گاز زغال سنگ ، آمونیاک ، قطران زغال سنگ و محصولات نفتی سبک مصرف میشود. علاوه بر این ، مقادیر قابل توجهی از زغال سنگ به عنوان پُرکننده ، رنگدانه ، در تصفیه آب و ... مورد استفاده قرار میگیرد.
تاریخچه
منشاء زغال سنگ

امروزه ، روشن است که زغال سنگ ، منشاء گیاهی دارد و طی فرآیندهای طولانی شیمیایی ، بیولوژیکی و ژئولوژیکی در دوران گذشته ، تشکیل شده و به صورت ذخیرههای پرارزشی در آمده است که امروزه انسان از آن بهرهبرداری میکند. همه زغال سنگها ، به یک طریق بوجود نیامدهاند، بلکه با توجه به دوران مختلف زمین شناسی و شرایط متفاوت آنها ، نوع تغییرات موثر در بوجود آوردن زغال سنگها نیز متفاوت بوده است. از اینرو ، امروزه ، چند نوع زغال سنگ در معادن وجود دارد.
فرآیندهای تشکیل زغال سنگ
مواد گیاهی اساسا از سه عنصر اصلی کربن ، هیدروژن و اکسیژن ، همچنین مقادیر اندکی از اجسام کانی و نیتروژن تشکیل یافتهاند. قسمت عمده گیاهان را سلولز ، به فرمول C6H10O5 ، تشکیل میدهد که ضمن فرآیندهای گوناگون بیوشیمیایی و ژئوشیمیایی به زغال سنگ مبدل میشود.
سنجش از دور و كاربرد آن در منابع طبيعي
با استفاده از تصاويرماهواره اي بررسي، شناخت و ارزيابي پديده هاي مختلف و استخراج اطلاعات لازم براي برنامه ريزي منابع زميني يا ساير مقاصد به سهولت انجام ميگيرد. با توجه به پوشش وسيع تصاوير ماهواره اي و بويژه تكراري بودن آنها، امروزه از چنين تصاويري در مطالعات مختلف منابع زميني و تهيه نقشه هاي گوناگون به طور گسترده استفاده مي شود كه نمونه هايي از آنها مورد بحث قرار مي گيرد:
1- بهنگام كردن نقشه هاي موجود:
از آنجا كه شهرها بدليل نياز انسان به توسعه، چه از نظر استقرار و سكونت و چه از نظر تأمين مواد غذايي، به سرعت توسعه مي يابند و جوامع گياهي سطح زمين بويژه اراضي زراعي، مرتباً در حال تغيير هستند و از اين رو انطباق چنين توسعه و تغييراتي از طريق نقشه برداري و عمليات صحرائي و نقشه ها، مستلزم صرف وقت زياد بوده و بسيار مشكل مي باشد، در اين گونه موارد، با استفاده از تصاوير تكراري ماهواره اي كه تغييرات منابع زميني را در بر دارند و مقايسه آنها با نقشه ها، براحتي و بسرعت مي توان اطلاعات نقشه ها را بهنگام نمود.
2- بررسي تغييرات پديده هاي زميني و كنترل آنها:
خاصيت تكراري بودن اطلاعات ماهواره اي، از ويژگي هاي اين گونه اطلاعات براي بررسي تغييرات پديده هاي مختلف زميني و كنترل آنهاست. تصاوير ماهواره اي با پوشش وسيع اين امكان را فراهم مي كنند كه سطح زمين در مناطق مختلف به طور پياپي مطالعه شود و تغييراتي كه در فاصله زماني دو يا چند عكسبرداري متوالي در پديده هاي زميني رخ مي دهند بررسي و كنترل شوند. از نمونه هاي بارز اين بررسي ها مطالعه و كنترل تغييرات آب درياچه ها، طغيان رودخانه ها، توسعه مناطق شهري، كاهش يا افزايش جنگلها و مراتع، چگونگي حركت شن هاي روان و در آخر روند كاهش يا افزايش اراضي كشاورزي است.
3- تشخيص مناطق آتش سوزي، پراكنش آفات و بيماريهاي گياهي:
با بررسي تصاوير تكراري ماهواره اي، گاه تغييرات موضعي در برخي از پديده ها و از جمله پوشش گياهي ديده مي شود كه با تغيير رنگ بر روي تصاوير، همراه است. مشاهده چنين مناطقي بر روي تصاوير، بيانگر يك رويداد خاص خواهد بود كه ممكن است در اثر آتش سوزي يا آفات و بيماريهاي گياهي با تغيير رنگ در تصاوير مكرر مشاهده شوند.
آشنایی با مراحل مختلف اكتشاف معدن
بر اساس تقسيم بندي جهاني كه توسط سازمان ملل انجام گرفته مراحل مختلف اكتشاف 4 مرحله شناسايي Reconnaissance ، پي جوئي Prospecting ، اكتشاف عمومي General Exploration و اكتشاف تفصيلي Detailed Exploration است كه در اولين جلسه شوراي اكتشاف مطرح گرديده و مورد تصويب قرار گرفته است.
خدمات اكتشافي مورد لزوم در هر يك از مراحل 4 گانه فوق بصورت زير است: